لطفا صبر کنید ...

نشانه‌های فرزندپروری بد چیست؟

1771661577_3856860.jpg

۱۶ نشانه فرزندپروری بد و ۷ نکته برای تغییر

گاهی اوقات، تقصیر کودک نیست، بلکه فرزندپروری بد است که می‌تواند اثرات ماندگاری بر روان و رفتار کودک داشته باشد. البته، به عنوان والدین، شما فقط بهترین را برای فرزندان خود می‌خواهید. اما همین غریزه ممکن است منجر به رفتارهای فرزندپروری شود که می‌تواند برای رشد فرزند شما مضر باشد. اگرچه ممکن است عمدی نباشد، اما وقتی چیزی گفته‌اید یا کاری انجام داده‌اید که آنها را آسیب‌دیده و زخمی کرده است، دیگر نمی‌توان آن را جبران کرد.

برای اکثر افراد، «فرزندپروری بد» یک افسانه است زیرا آنها فرض می‌کنند که هیچ والدی کار بدی برای فرزندانشان انجام نمی‌دهد. اما این کلمات تند یا قوانین و مجازات‌های سختگیرانه است که می‌تواند تأثیر منفی بگذارد و به طور بالقوه در درازمدت به سلامت جسمی و روانی کودک آسیب برساند. بنابراین، در این پست، همه چیز را در مورد آن، از جمله علائم یک والد بد و راه‌های تبدیل شدن به یک والد خوب، برای شما می‌گوییم.

فرزندپروری بد می‌تواند تأثیر ماندگاری بر رفتار و روانشناسی کودک داشته باشد، به طوری که برخی از والدین احساس گناه می‌کنند و برخی دیگر بی‌تفاوت هستند. نمونه‌هایی از فرزندپروری بد شامل سرزنش، سرزنش، تنبیه، کتک زدن کودک، نصیحت کردن به جای تشویق و فقدان محبت است.

بی‌توجهی به کودک با عدم ارائه حمایت، مقایسه مداوم او و عدم قدردانی از دستاوردهایش می‌تواند باعث شود که احساس کند کم‌ارزش است.

کمک و نوازش بیش از حد کودک نیز می‌تواند فرزندپروری بد باشد و منجر به تکبر شود.

پیامدهای بلندمدت فرزندپروری بد می‌تواند شامل فقدان همدلی، مشکل در ایجاد روابط، اضطراب، افسردگی و حتی رفتار مجرمانه باشد.

فرزندپروری بد چیست؟

تعریف فرزندپروری بد یک عمل واحد از پرورش ضعیف نیست، بلکه مجموعه‌ای از چنین اقداماتی است که همواره به رفتار و روانشناسی کودک آسیب می‌رساند. تأثیر والدین بر کودکان قابل توجه است. والدین ممکن است احساس گناه کنند و سعی در آشتی کنند، اما اغلب نتایج ضعیفی به بار می‌آورد.

«والدین بد با الگوهای رفتاری مضر یا غفلت مشخص می‌شوند که می‌توانند به مرور زمان بر سلامت عاطفی، روانی یا جسمی کودک تأثیر منفی بگذارند. در حالی که بی‌صبری یا ناامیدی گاه به گاه طبیعی است، انتقاد مداوم، عدم همدلی یا عدم دسترسی عاطفی می‌تواند به عزت نفس و احساس امنیت کودک آسیب برساند.»

جای تعجب نیست که بسیاری از والدین متوجه حماقت خود نمی‌شوند زیرا این عمل غیرعمدی بوده یا شاید آنها آنقدر مشغول هستند که نمی‌توانند یاد بگیرند که والدین فعالی باشند. برخی از والدین برای بدترین حالت آماده نیستند، در حالی که بخشی از آنها به اندازه کافی اهمیت نمی‌دهند. این ویژگی‌ها و اقدامات همگی به مهارت‌های فرزندپروری بد اشاره دارند.

نشانه‌های فرزندپروری بد چیست؟

چندین مورد فرزندپروری به والدین بد بودن اشاره دارد. در اینجا چند مورد غیرعمدی وجود دارد که می‌توانید برای مطابقت با برچسب مادر یا پدر بد بودن انجام دهید:

1. کودک حتی اگر حقیقت را گفته باشد، توبیخ می‌شود

کودک کار اشتباهی انجام داده و به آن اعتراف کرده است. با این وجود، شما او را به خاطر ارتکاب اشتباه سرزنش می‌کنید. و فراموش کرده‌اید که او به اندازه کافی شجاع بوده که راستگو باشد. به عنوان مثال، کودک هنگام بازی در داخل خانه به طور تصادفی گلدانی را می‌شکند و به اشتباه خود اعتراف می‌کند، به امید اینکه او را درک کنند. به جای قدردانی از صداقت او، شما با سرزنش شدید به خاطر بی‌دقتی‌اش واکنش نشان می‌دهید و کودک را از راستگویی در آینده دلسرد می‌کنید.

۲. شما کودک را جلوی همه سرزنش، تنبیه و کتک می‌زنید

بدون هیچ تردیدی، کودک کوچک را سرزنش می‌کنید، صرف نظر از مکان و افراد. شما او را جلوی خواهر و برادر، پدربزرگ و مادربزرگ، پسرعمو و پسرعمو و حتی همسایه‌ها سرزنش می‌کنید. شما حتی یک یا دو سیلی هم می‌زنید. به عنوان مثال، در یک جمع خانوادگی، فرزند شما به طور تصادفی آبمیوه را روی میز می‌ریزد. شما بلافاصله او را با صدای بلند سرزنش می‌کنید و او را بی‌احتیاط و بی‌مسئولیت می‌نامید. این باعث می‌شود کودک در مقابل خانواده و دوستانش احساس تحقیر و خجالت کند.

دوران کودکی دوره‌ای حیاتی است که ذهن کودک حساس است. بنابراین، هنگام برخورد با آنها حساس باشید.

۳. نصیحت بیشتر، تشویق کمتر

تنها کاری که می‌کنید این است که به او بگویید چگونه کارها را انجام دهد (“تو باید برای نمرات بهتر زود بیدار شوی.”) به جای اینکه او را با کلمات مثبت تشویق کنید (“تو خیلی باهوشی عزیزم. من به تو کمک می‌کنم زود بیدار شوی تا نمرات بهتری بگیری.”) این می‌تواند نشانه‌ی فرزندپروری سخت‌گیرانه باشد.

۴. عدم ابراز محبت کافی

تا به حال فکر کرده‌اید که چرا فرزندتان همیشه سعی می‌کند با اذیت کردن شما با ترفندهای شیطنت‌آمیز توجه شما را جلب کند؟ کاملاً محتمل است که او احساس کند از طرف والدینش ارتباط عاطفی و گرمی کافی ندارد. به عنوان مثال، فرزند شما دائماً با ایجاد صداهای بلند یا پرتاب اسباب‌بازی‌ها به اطراف، کار شما را مختل می‌کند. آنچه که به نظر می‌رسد شیطنت است، در واقع ممکن است روش کودک برای جلب توجه باشد.

۵. وقتی بیشترین نیاز را به شما دارد، حمایت نمی‌کنید

ممکن است زمان امتحانات مدرسه فرزندتان باشد که به حمایت زیادی از شما نیاز دارد. اما شما روی کار رسمی یا تعهد دیگری تمرکز می‌کنید که باعث می‌شود کودک احساس نادیده گرفته شدن کند و نشان دهنده فرزندپروری ناپایدار است.

۶. همیشه با شخص دیگری مقایسه می‌شود

خوب است که الگوهای مثبتی برای فرزندتان تعیین کنید، اما همیشه مقایسه او با کسی، به خصوص خواهر یا برادر یا فرزند همسایه، نشانه فرزندپروری بد است. به عنوان مثال، شما مرتباً فرزندتان را با خواهر یا برادر خود مقایسه می‌کنید و چیزهایی مانند “چرا نمی‌توانی بیشتر شبیه برادرت باشی؟ او همیشه نمرات بالا می‌گیرد” می‌گویید. چنین مقایسه‌هایی باعث می‌شود کودک احساس ناکافی بودن کند.

۷. هرگز به دستاوردها افتخار نمی‌کنید

وقتی فرزندتان با غرور و افتخار به خاطر برنده شدنش در یک مسابقه به خانه می‌آید، هیچ هیجان یا شادی ابراز نمی‌کنید. در واقع، موارد کمی از غرور در والدین بودن شما وجود داشته است.

۸. همیشه لحن انتقادآمیز دارید

شما هر کاری را که کودک انجام می‌دهد، از جنبه منفی می‌بینید و همیشه از او انتقاد می‌کنید. این با قدردانی نکردن از چیزی متفاوت است، زیرا شما بی‌تفاوت هستید، اما در اینجا شما فقط همه چیز را رد می‌کنید. به عنوان مثال، کودک سعی می‌کند میز را بچیند، اما شما به سرعت پاسخ می‌دهید: “شما این کار را درست انجام ندادید. دستمال‌ها را فراموش کردید.” چه کارهای خانه باشد، چه تکالیف یا هر کار دیگری، شما دائماً اشتباهات را بدون ارائه هیچ گونه تقویت مثبت برجسته می‌کنید.

9. هیچ تلاشی برای درک و احترام به احساسات نکنید

شما ممکن است زمان زیادی را صرف آموزش چیزهای خوب کنید، اما هرگز لحظه‌ای را برای درک نظر و احساسات کودک کوچک اختصاص ندهید. هر بار که او چیزی را به اشتراک می‌گذارد، شما آن را به عنوان حرف‌های نامفهوم رد می‌کنید و آن را جدی نمی‌گیرید. به عنوان مثال، کودک مشتاقانه در مورد بازی جدیدی که انجام داده صحبت می‌کند و می‌گوید: “خیلی سرگرم کننده بود! من در تمام مراحل موفق شدم!” شما هیجان را نادیده می‌گیرید و پاسخ می‌دهید: “این مهم نیست. شما فقط وقت خود را تلف می‌کنید.”

10. نشان ندادن روش صحیح انجام کارها

این فقط نشان دادن مسیر نیست، بلکه همراهی با کودک در چند قدم اول نیز هست. سرمایه‌گذاری بیشتر روی اعمال نسبت به کلمات مهم است. به عنوان مثال، شما از کودک می‌خواهید که یک تکلیف درسی را انجام دهد، اما توضیح نمی‌دهید که چگونه آن را شروع یا مدیریت کند. به جای اینکه با هم روی آن کار کنید، می‌گویید: «فقط خودت آن را حل کن.» کودک احساس گم‌گشتگی می‌کند و از نحوه ادامه کار مطمئن نیست و این باعث ایجاد فشار و ناامیدی غیرضروری می‌شود.

کودکان عادات، چه خوب و چه بد، را از والدین خود می‌آموزند. اگر کودک کار اشتباه و نامناسبی انجام می‌دهد، لحظه‌ای به درون خود نگاه کنید زیرا ممکن است آن را از شما آموخته باشد. به عنوان مثال، یک کودک ممکن است هنگام عصبانیت از زبان بی‌ادبانه استفاده کند و شما نیز ممکن است هنگام ناراحتی از همان زبان استفاده کنید. کودک احتمالاً این رفتار را از شما آموخته است، که نشان می‌دهد چگونه کودکان تمایل دارند اعمالی را که در خانه مشاهده می‌کنند، تقلید کنند.

۱۲. هرگز به کودک حق انتخاب داده نمی‌شود

والدین همه چیز را برای فرزندان خود تصمیم می‌گیرند، از مدرسه‌ای که در آن درس می‌خوانند گرفته تا لباسی که می‌پوشند. در این فرآیند، شما تمایل دارید تا جایی سخت‌گیر شوید که فراموش می‌کنید به کودک حق انتخاب بدهید. این باعث می‌شود کودک آرزوی چیزهای دیگری را داشته باشد و در برخی موارد، حتی بدون اجازه گرفتن آن تردید نخواهد کرد.

۱۳. لوس کردن تا جایی که کودک مغرور می‌شود

توجه و عشق مادی گرایانه خوب است، اما نه آنقدر که کودک به یک بچه لوس تبدیل شود. او همه چیز را بدیهی می‌داند و ارزش هیچ چیز را نمی‌فهمد. این کار او را متظاهر می‌کند، که می‌تواند منجر به شکل‌گیری یک تصویر اجتماعی منفی شود.

۱۴. به حل حتی کوچکترین مشکلات کمک کنید

خوب است که دست او را بگیرید، اما نه آنقدر که کودک نتواند کاری را به تنهایی انجام دهد. این منجر به اعتماد به نفس و عزت نفس پایین می‌شود.

در کنار این نشانه‌های فرزندپروری بد، عادات خاصی نیز وجود دارد که شما را به یک والد بد تبدیل می‌کند.

۱۵. کودک را از نظر فیزیکی بترسانید

شما هر بار که فرزندتان کار اشتباهی انجام می‌دهد، فقط دست خود را بالا می‌برید، یا بدتر از آن، مشت خود را نشان می‌دهید. ترساندن یا آزار جسمی، صرف نظر از تأثیر ذهنی یا جسمی که بر او می‌گذارد، به ابزار اصلی شما برای تربیت فرزندتان تبدیل شده است. والدین کنترل‌گری که برای حفظ کنترل، ترس را نسبت به فرزند خود پرورش می‌دهند، رفتاری معادل قلدری را در پیش می‌گیرند که کاملاً رقت‌انگیز است.

۱۶. دادن پاسخ‌های کوتاه و بدخلق

کودک به راهنمایی از طریق کلمات عاقلانه و آرامش‌بخش نیاز دارد، اما در عوض، شما تصمیم می‌گیرید با پاسخ‌های مختصر و مفید پاسخ دهید که کودک را گیج و در عین حال ناامید می‌کند. آنها ممکن است چندین بار برای دریافت واکنش مناسب به شما مراجعه کنند، اما شما همچنان لجبازی می‌کنید. فرزندپروری بی‌توجه می‌تواند منجر به چنین تعاملاتی شود، جایی که عدم تعامل و حمایت می‌تواند آسیب قابل توجهی ایجاد کند.

فرزندپروری بد از طریق آزار کلامی می‌تواند تأثیر ماندگاری بر کودک داشته باشد و اغلب آسیب آن جبران‌ناپذیر است.

فرزندپروری بد چگونه بر کودک تأثیر می‌گذارد؟ عواقب فرزندپروری بد جدی است و ممکن است پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. در اینجا به اثرات نامطلوب فرزندپروری بد بر کودک اشاره می‌کنیم:

عدم همدلی با دیگران: کودکان با دیگران همانطور رفتار می‌کنند که والدینشان با آنها رفتار می‌کنند. اگر با کودکی در خانه با بی‌تفاوتی رفتار شود، احتمالاً احساسات مشابهی را در مدرسه و جاهای دیگر نشان خواهد داد. چنین کودکانی در نهایت نسبت به سایر انسان‌ها بی‌تفاوت می‌شوند.

مشکل در ایجاد دوستی و رابطه پایدار: این می‌تواند به دلیل اعتماد به نفس پایین یا رفتار گستاخانه رخ دهد، که هم از سبک فرزندپروری اقتدارگرایانه و هم از سایر مسائل مربوط به رابطه والدین و فرزند ناشی می‌شود. مطالعات نشان داده است که وقتی والدین از نظر عاطفی به فرزندان خود اهمیت نمی‌دهند، کودک می‌تواند متعاقباً در تنظیم احساسات خود دچار مشکل شود و قادر به تعامل با دیگران نباشد.

فرزندپروری اقتدارگرایانه اغلب کودکان را سرکش و از نظر احساسی گوشه‌گیر می‌کند. آنها بیشتر به قوانین متکی هستند و عدم تعاملات اجتماعی می‌تواند زندگی آنها را دشوار کند.

طبق یک نظرسنجی جمعیت‌شناختی مبتنی بر سوال، کودکانی که با سبک فرزندپروری مقتدرانه بزرگ شده‌اند، در مقایسه با کودکانی که با سبک‌های فرزندپروری مستبدانه یا سهل‌گیرانه بزرگ شده‌اند، بیشتر احتمال دارد که در طول اولین ویزیت دندانپزشکی خود رفتار مثبت نشان دهند. این یافته‌ها تأیید می‌کند که توانایی‌های تنظیم عاطفی کودک تحت تأثیر سبک فرزندپروری قرار می‌گیرد.

ایجاد اضطراب و افسردگی: تحقیقات نشان داده است کودکانی که در دوران کودکی والدین بدی را تجربه می‌کنند، در بزرگسالی در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اضطراب و افسردگی هستند. فرزندپروری بد شما در حال حاضر می‌تواند بر طرز فکر کودک تأثیر بگذارد و او را در مراحل بعدی زندگی به والدینی ناکارآمد تبدیل کند.

اختلالات روانی: وقتی در بدترین حالت والدین بدی هستید، کودک می‌تواند دچار اختلالات روانی شدیدی شود که ممکن است سال‌ها طول بکشد تا بر آن غلبه کند یا هرگز اصلاح نشود. چنین کودکانی با ورود به بزرگسالی، به افراد ناسازگار اجتماعی تبدیل می‌شوند. این امر فرصت آنها را برای عضویت در جامعه کاهش می‌دهد و در نهایت آنها را به افرادی مطرود تبدیل می‌کند.

نکته قابل توجه: یک تصور غلط وجود دارد که فرزندپروری بد منجر به اوتیسم در کودکان می‌شود. کودکان اوتیسم به نوع متفاوتی از سبک فرزندپروری نیاز دارند، اما مطمئناً نتیجه فرزندپروری ضعیف یا بد نیستند.

رفتار مجرمانه: برخی از والدین به تنبیه بدنی روی می‌آورند، زیرا معتقدند که این تنها راه برخورد با کودکان شیطان است. با این حال، استفاده مکرر از سرزنش فیزیکی می‌تواند باعث شود کودک فکر کند که زدن کسی به هر دلیلی اشکالی ندارد. با ورود کودک به بزرگسالی، این باور به تمایلی غیراخلاقی برای آسیب رساندن عمدی به دیگران تبدیل می‌شود.

این شرایط کاملاً ترسناک به نظر می‌رسد، اما تغییر سبک فرزندپروری برای خیر و صلاح فرزندتان هرگز دیر یا دشوار نیست.

چگونه والدین بهتری باشیم؟

دکتر روسینا مک‌آلپین، متخصص فرزندپروری ساکن سیدنی، می‌گوید: «در دنیای امروز، حمایت از سلامت اجتماعی، عاطفی، تحصیلی و روانی کودک چالش‌برانگیز است. با این حال، فرزندپروری در مورد کمال نیست – بلکه در مورد پیشرفت است. هر چالش فرزندپروری فرصتی برای والدین است تا یاد بگیرند، رشد کنند و با این درک جدید، محیطی دوست‌داشتنی ایجاد کنند که در آن فرزندانشان احساس ارزش، درک و حمایت کنند.»

در اینجا چند نکته برای والدین بهتر بودن آورده شده است:

1. در فرزندپروری مشارکت عملی داشته باشید

شما فقط سرپرست کودک نیستید، بلکه کسی هستید که درس‌های ضروری زندگی را آموزش می‌دهید. فراتر از آسایش‌های موقت موجود بروید و یک رابطه عاطفی برقرار کنید. روی رابطه‌ای تمرکز کنید که کنترل داشته باشد، اما نه به قیمت از دست دادن عشق، تا کودک تربیت سالمی داشته باشد.

۲. از فریاد زدن و کتک زدن کودک خودداری کنید

کودکان می‌توانند به دلیل تمایل به شیطنت، مشکل‌ساز باشند. به احتمال زیاد شما صبر و حوصله خود را از دست می‌دهید و فریاد می‌زنید، که می‌تواند باعث گریه و ناراحتی کودک شود. برخی از والدین در مورد سیلی زدن به فرزند خود، حتی اگر در مقابل اقوام یا حتی غریبه‌ها باشد، تردیدی ندارند. این شما را والدین بدی می‌کند. ممکن است بعداً از این بابت متاسف شوید، اما آسیب وارد شده بود.

یاد بگیرید که طغیان‌های شیطنت‌آمیز کودک را به شیوه‌ای معقول‌تر کنترل کنید. به عنوان مثال، اگر اسباب‌بازی خواهر یا برادر خود را شکست، اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش را از او بگیرید و بگویید که فقط زمانی آن را برمی‌دارد که عذرخواهی کند و قول دهد که دیگر هرگز این کار را نکند. وقتی این کار را کرد، باید برایش توضیح دهید که چرا کارهایش اشتباه بوده و چگونه هرگز نباید به وسایل شخص دیگری آسیب برساند.

۳. برای دستورات خود دلیل بیاورید

یک کودک هدف اصلی پشت دستوری مانند «شب‌ها سر وقت بخواب» را درک نخواهد کرد. به عنوان والدین، وظیفه شماست که دلایل را به گونه‌ای توضیح دهید که کودک بفهمد. چیزهایی مانند «چون من می‌گویم!» یا «سوالی نپرس، فقط برو بخواب!» نگویید که این یک سابقه اشتباه ایجاد می‌کند و کودکان تمایل طبیعی به مخالفت با چیزهایی که نمی‌فهمند دارند.

۴. پس از بحث، قوانینی تعیین کنید

اگر قوانین جدیدی وضع می‌کنید، قبل از اجرای آنها با کودک صحبت کنید. به این ترتیب، او بخشی از روند کار است و آگاه است که قرار نیست برخی کارها را انجام دهد. بحث با کودک باعث می‌شود که آنها احساس مهم بودن کنند و می‌توانند عزت نفس خود را افزایش دهند. او همچنین مسئول اعمال خود خواهد بود و از انجام کار اشتباه دریغ خواهد کرد.

۵. به کودک اجازه دهید حق انتخاب داشته باشد

قبل از تصمیم‌گیری برای کودک، نظر او را بپرسید. این بیشتر برای نوجوانان کاربرد دارد، زیرا ممکن است وقتی کسی قبل از تصمیم‌گیری برای آنها در مورد ترجیحاتشان سوال نمی‌کند، احساس ناراحتی کنند. برای مثال، به جای اینکه سریع نتیجه‌گیری کنید و بگویید: «به یک کلاس جدید نیاز داری. فردا عوضش می‌کنم»، می‌توانید بگویید: «فکر نمی‌کنم این کلاس خوب پیش برود. فردا عوضش کنیم؟» این یک راه عالی برای آموزش تصمیم‌گیری به کودک است و همیشه او را با مفهوم مسئولیت‌پذیری آشنا می‌کند.

۶. وقتی چیزی می‌گوید گوش دهید

فرزندپروری خوب همچنین به این معنی است که وقتی فرزندتان چیزی برای به اشتراک گذاشتن دارد، با توجه و اشتیاق به او گوش دهید. این شامل روایت روزمره او از روز و تمام دستاوردهایش می‌شود که همه به نظر بی‌اهمیت می‌آیند اما می‌توانند برای کودک بسیار مهم باشند. حرف‌هایش را نادیده نگیرید تا روز دیگری آنها را بشنوید یا با چیز دیگری مانند «بعداً به حرف‌هایت گوش می‌دهم، اول اتاقت را تمیز کن!» آن را نادیده نگیرید. این ناامیدکننده است و اگرچه او فقط یک کودک است، اما احساس می‌کند که شما با او بی‌ادبانه رفتار کرده‌اید.

وقتی فرزندتان راستگو و صادق است، از او قدردانی کنید. کودکانی که به خاطر صحبت کردن توبیخ می‌شوند

وقتی فرزندتان راستگو و صادق است، از او قدردانی کنید. کودکانی که به خاطر گفتن حقیقت سرزنش می‌شوند، ممکن است در نهایت برای نجات جان خود دروغ را ترجیح دهند.

7. نمونه‌های خوبی ارائه دهید

یک عمل می‌تواند بلندتر از کلمات صحبت کند و شاید بهترین راه برای درک اهمیت چیزی توسط فرزندتان باشد. شما با تمرین چیزی که همیشه از فرزندتان می‌خواهید انجام دهد، یک الگوی مثبت ارائه می‌دهید. کودکان عادات سالم را از والدین یاد می‌گیرند و وقتی والدین خود از آن خودداری می‌کنند، احتمال کمتری دارد که عادات بد را اتخاذ کنند.

سوالات متداول

1. علل فرزندپروری بد چیست؟

فرزندپروری بد می‌تواند ناشی از سوءمصرف مواد مخدر یا اعتیاد والدین، خودخواهی، عدم آموزش، فقر، داشتن فرزند ناخواسته یا عدم توانایی در رسیدن به اهداف شغلی باشد. در برخی موارد، مشکلات زناشویی، فشار در محل کار و مشکلات مالی نیز می‌توانند از دلایل آن باشند.

2. بزرگترین اشتباهات فرزندپروری چیست؟

والدین می‌توانند آگاهانه یا ناآگاهانه اشتباهات خاصی را مرتکب شوند. برخی از اشتباهات رایج والدین شامل سخت‌گیری بیش از حد با کودکان، اجازه ندادن به آنها برای صحبت کردن یا کاوش آزادانه، بدیهی دانستن آنها، بی‌توجهی والدین، سوءاستفاده عاطفی و بیش از حد حس مالکیت است. اگر می‌توانید با هر یک از این موارد ارتباط برقرار کنید، سعی کنید از آنها اجتناب کنید و روی خودتان کار کنید تا فرزندانتان تحت تأثیر قرار نگیرند.

۳. جامعه چگونه می‌تواند به جلوگیری از فرزندپروری بد کمک کند؟

جامعه می‌تواند از طریق رویکردهای مختلف نقش حیاتی در جلوگیری از فرزندپروری بد ایفا کند. این رویکردها شامل ارائه آموزش فرزندپروری و برنامه‌های حمایتی، تضمین منابع در دسترس و حمایت از سلامت روان برای والدین، اجرای شبکه‌های ایمنی اجتماعی، ترویج مشارکت اجتماعی و افزایش آگاهی عمومی در مورد فرزندپروری مثبت و رفاه کودک است. با سرمایه‌گذاری در این زمینه‌ها، جامعه می‌تواند محیطی ایجاد کند که از والدین حمایت کند، آنها را به ابزارهای لازم مجهز کند و حس تعلق به جامعه را تقویت کند که رفاه کودکان را در اولویت قرار می‌دهد.

۴. چگونه یک کودک می‌تواند بر اثرات فرزندپروری بد غلبه کند؟

کودک ممکن است برای التیام زخم‌های عاطفی خود به دنبال حمایت یک بزرگسال مورد اعتماد باشد و یک شبکه حمایتی از دوستان و عزیزان ایجاد کند. علاوه بر این، آنها می‌توانند از طریق روش‌های درمانی و مشاوره، به خودسازی و مراقبت بپردازند و بر آموزش خود برای رشد و بهبودی تمرکز کنند. در نهایت، جامعه یا خیرخواهان اطراف باید محیطی پرورش‌دهنده برای کمک به روند بهبودی ایجاد کنند.

5. آیا فرزندپروری بد می‌تواند نتیجه فقدان آموزش یا حمایت والدین باشد؟

بله، والدینی که آموزش کافی والدین را ندارند، ممکن است الزامات رشد کودک و راه‌های تربیت کودک را در حین برخورد مؤثر با استرس خود درک نکنند. دکتر کیتی کیلساس، روانشناس از منطقه گریتر بریزبن، می‌گوید: «والدین احساس قضاوت زیادی می‌کنند که می‌تواند منجر به ترس شود و ترس، ظرفیت آنها را برای مشاهده، تأمل و اقدام عاقلانه محدود می‌کند.» علاوه بر این، فقدان سیستم‌های حمایتی مانند همسر، خانواده، دوستان یا جامعه ممکن است آنها را در معرض حس مسئولیت‌پذیری و انزوای طاقت‌فرسا قرار دهد و به عدم اعتماد به نفس آنها به عنوان والدین بیفزاید.

فرزندپروری بد نتیجه اقدامات والدین است که می‌تواند به جنبه‌های روانی و رفتاری کودک آسیب برساند. برای مثال، می‌تواند اعمال ناخواسته‌ای باشد، از جمله نوازش بیش از حد، کتک زدن کودک در ملاء عام، عدم انگیزه، حمایت یا عشق کافی به او. فرزندپروری بد می‌تواند سلامت جسمی و عاطفی کودک را مختل کند و عواقب طولانی‌مدتی داشته باشد. بنابراین، بهتر است رویکردهای فرزندپروری بهتری را در پیش بگیرید و از آسیب رساندن به فرزندتان خودداری کنید. علاوه بر این، فرزندپروری درست برای رشد و آینده جامع کودک بسیار مهم است. همچنین، باید به خاطر داشت که اگرچه فرزندپروری بد قابل اصلاح است، اما نباید بیش از حد نگران موقعیت‌های بدی بود که بر زندگی فرزندانشان تأثیر می‌گذارد.

پیاده سازی و سئو توسط: 'GoGseo