لطفا صبر کنید ...

1771661577_3856860.jpg

۱۶ نشانه فرزندپروری بد و ۷ نکته برای تغییر

گاهی اوقات، تقصیر کودک نیست، بلکه فرزندپروری بد است که می‌تواند اثرات ماندگاری بر روان و رفتار کودک داشته باشد. البته، به عنوان والدین، شما فقط بهترین را برای فرزندان خود می‌خواهید. اما همین غریزه ممکن است منجر به رفتارهای فرزندپروری شود که می‌تواند برای رشد فرزند شما مضر باشد. اگرچه ممکن است عمدی نباشد، اما وقتی چیزی گفته‌اید یا کاری انجام داده‌اید که آنها را آسیب‌دیده و زخمی کرده است، دیگر نمی‌توان آن را جبران کرد.

برای اکثر افراد، «فرزندپروری بد» یک افسانه است زیرا آنها فرض می‌کنند که هیچ والدی کار بدی برای فرزندانشان انجام نمی‌دهد. اما این کلمات تند یا قوانین و مجازات‌های سختگیرانه است که می‌تواند تأثیر منفی بگذارد و به طور بالقوه در درازمدت به سلامت جسمی و روانی کودک آسیب برساند. بنابراین، در این پست، همه چیز را در مورد آن، از جمله علائم یک والد بد و راه‌های تبدیل شدن به یک والد خوب، برای شما می‌گوییم.

فرزندپروری بد می‌تواند تأثیر ماندگاری بر رفتار و روانشناسی کودک داشته باشد، به طوری که برخی از والدین احساس گناه می‌کنند و برخی دیگر بی‌تفاوت هستند. نمونه‌هایی از فرزندپروری بد شامل سرزنش، سرزنش، تنبیه، کتک زدن کودک، نصیحت کردن به جای تشویق و فقدان محبت است.

بی‌توجهی به کودک با عدم ارائه حمایت، مقایسه مداوم او و عدم قدردانی از دستاوردهایش می‌تواند باعث شود که احساس کند کم‌ارزش است.

کمک و نوازش بیش از حد کودک نیز می‌تواند فرزندپروری بد باشد و منجر به تکبر شود.

پیامدهای بلندمدت فرزندپروری بد می‌تواند شامل فقدان همدلی، مشکل در ایجاد روابط، اضطراب، افسردگی و حتی رفتار مجرمانه باشد.

فرزندپروری بد چیست؟

تعریف فرزندپروری بد یک عمل واحد از پرورش ضعیف نیست، بلکه مجموعه‌ای از چنین اقداماتی است که همواره به رفتار و روانشناسی کودک آسیب می‌رساند. تأثیر والدین بر کودکان قابل توجه است. والدین ممکن است احساس گناه کنند و سعی در آشتی کنند، اما اغلب نتایج ضعیفی به بار می‌آورد.

«والدین بد با الگوهای رفتاری مضر یا غفلت مشخص می‌شوند که می‌توانند به مرور زمان بر سلامت عاطفی، روانی یا جسمی کودک تأثیر منفی بگذارند. در حالی که بی‌صبری یا ناامیدی گاه به گاه طبیعی است، انتقاد مداوم، عدم همدلی یا عدم دسترسی عاطفی می‌تواند به عزت نفس و احساس امنیت کودک آسیب برساند.»

جای تعجب نیست که بسیاری از والدین متوجه حماقت خود نمی‌شوند زیرا این عمل غیرعمدی بوده یا شاید آنها آنقدر مشغول هستند که نمی‌توانند یاد بگیرند که والدین فعالی باشند. برخی از والدین برای بدترین حالت آماده نیستند، در حالی که بخشی از آنها به اندازه کافی اهمیت نمی‌دهند. این ویژگی‌ها و اقدامات همگی به مهارت‌های فرزندپروری بد اشاره دارند.

نشانه‌های فرزندپروری بد چیست؟

چندین مورد فرزندپروری به والدین بد بودن اشاره دارد. در اینجا چند مورد غیرعمدی وجود دارد که می‌توانید برای مطابقت با برچسب مادر یا پدر بد بودن انجام دهید:

1. کودک حتی اگر حقیقت را گفته باشد، توبیخ می‌شود

کودک کار اشتباهی انجام داده و به آن اعتراف کرده است. با این وجود، شما او را به خاطر ارتکاب اشتباه سرزنش می‌کنید. و فراموش کرده‌اید که او به اندازه کافی شجاع بوده که راستگو باشد. به عنوان مثال، کودک هنگام بازی در داخل خانه به طور تصادفی گلدانی را می‌شکند و به اشتباه خود اعتراف می‌کند، به امید اینکه او را درک کنند. به جای قدردانی از صداقت او، شما با سرزنش شدید به خاطر بی‌دقتی‌اش واکنش نشان می‌دهید و کودک را از راستگویی در آینده دلسرد می‌کنید.

۲. شما کودک را جلوی همه سرزنش، تنبیه و کتک می‌زنید

بدون هیچ تردیدی، کودک کوچک را سرزنش می‌کنید، صرف نظر از مکان و افراد. شما او را جلوی خواهر و برادر، پدربزرگ و مادربزرگ، پسرعمو و پسرعمو و حتی همسایه‌ها سرزنش می‌کنید. شما حتی یک یا دو سیلی هم می‌زنید. به عنوان مثال، در یک جمع خانوادگی، فرزند شما به طور تصادفی آبمیوه را روی میز می‌ریزد. شما بلافاصله او را با صدای بلند سرزنش می‌کنید و او را بی‌احتیاط و بی‌مسئولیت می‌نامید. این باعث می‌شود کودک در مقابل خانواده و دوستانش احساس تحقیر و خجالت کند.

دوران کودکی دوره‌ای حیاتی است که ذهن کودک حساس است. بنابراین، هنگام برخورد با آنها حساس باشید.

۳. نصیحت بیشتر، تشویق کمتر

تنها کاری که می‌کنید این است که به او بگویید چگونه کارها را انجام دهد (“تو باید برای نمرات بهتر زود بیدار شوی.”) به جای اینکه او را با کلمات مثبت تشویق کنید (“تو خیلی باهوشی عزیزم. من به تو کمک می‌کنم زود بیدار شوی تا نمرات بهتری بگیری.”) این می‌تواند نشانه‌ی فرزندپروری سخت‌گیرانه باشد.

۴. عدم ابراز محبت کافی

تا به حال فکر کرده‌اید که چرا فرزندتان همیشه سعی می‌کند با اذیت کردن شما با ترفندهای شیطنت‌آمیز توجه شما را جلب کند؟ کاملاً محتمل است که او احساس کند از طرف والدینش ارتباط عاطفی و گرمی کافی ندارد. به عنوان مثال، فرزند شما دائماً با ایجاد صداهای بلند یا پرتاب اسباب‌بازی‌ها به اطراف، کار شما را مختل می‌کند. آنچه که به نظر می‌رسد شیطنت است، در واقع ممکن است روش کودک برای جلب توجه باشد.

۵. وقتی بیشترین نیاز را به شما دارد، حمایت نمی‌کنید

ممکن است زمان امتحانات مدرسه فرزندتان باشد که به حمایت زیادی از شما نیاز دارد. اما شما روی کار رسمی یا تعهد دیگری تمرکز می‌کنید که باعث می‌شود کودک احساس نادیده گرفته شدن کند و نشان دهنده فرزندپروری ناپایدار است.

۶. همیشه با شخص دیگری مقایسه می‌شود

خوب است که الگوهای مثبتی برای فرزندتان تعیین کنید، اما همیشه مقایسه او با کسی، به خصوص خواهر یا برادر یا فرزند همسایه، نشانه فرزندپروری بد است. به عنوان مثال، شما مرتباً فرزندتان را با خواهر یا برادر خود مقایسه می‌کنید و چیزهایی مانند “چرا نمی‌توانی بیشتر شبیه برادرت باشی؟ او همیشه نمرات بالا می‌گیرد” می‌گویید. چنین مقایسه‌هایی باعث می‌شود کودک احساس ناکافی بودن کند.

۷. هرگز به دستاوردها افتخار نمی‌کنید

وقتی فرزندتان با غرور و افتخار به خاطر برنده شدنش در یک مسابقه به خانه می‌آید، هیچ هیجان یا شادی ابراز نمی‌کنید. در واقع، موارد کمی از غرور در والدین بودن شما وجود داشته است.

۸. همیشه لحن انتقادآمیز دارید

شما هر کاری را که کودک انجام می‌دهد، از جنبه منفی می‌بینید و همیشه از او انتقاد می‌کنید. این با قدردانی نکردن از چیزی متفاوت است، زیرا شما بی‌تفاوت هستید، اما در اینجا شما فقط همه چیز را رد می‌کنید. به عنوان مثال، کودک سعی می‌کند میز را بچیند، اما شما به سرعت پاسخ می‌دهید: “شما این کار را درست انجام ندادید. دستمال‌ها را فراموش کردید.” چه کارهای خانه باشد، چه تکالیف یا هر کار دیگری، شما دائماً اشتباهات را بدون ارائه هیچ گونه تقویت مثبت برجسته می‌کنید.

9. هیچ تلاشی برای درک و احترام به احساسات نکنید

شما ممکن است زمان زیادی را صرف آموزش چیزهای خوب کنید، اما هرگز لحظه‌ای را برای درک نظر و احساسات کودک کوچک اختصاص ندهید. هر بار که او چیزی را به اشتراک می‌گذارد، شما آن را به عنوان حرف‌های نامفهوم رد می‌کنید و آن را جدی نمی‌گیرید. به عنوان مثال، کودک مشتاقانه در مورد بازی جدیدی که انجام داده صحبت می‌کند و می‌گوید: “خیلی سرگرم کننده بود! من در تمام مراحل موفق شدم!” شما هیجان را نادیده می‌گیرید و پاسخ می‌دهید: “این مهم نیست. شما فقط وقت خود را تلف می‌کنید.”

10. نشان ندادن روش صحیح انجام کارها

این فقط نشان دادن مسیر نیست، بلکه همراهی با کودک در چند قدم اول نیز هست. سرمایه‌گذاری بیشتر روی اعمال نسبت به کلمات مهم است. به عنوان مثال، شما از کودک می‌خواهید که یک تکلیف درسی را انجام دهد، اما توضیح نمی‌دهید که چگونه آن را شروع یا مدیریت کند. به جای اینکه با هم روی آن کار کنید، می‌گویید: «فقط خودت آن را حل کن.» کودک احساس گم‌گشتگی می‌کند و از نحوه ادامه کار مطمئن نیست و این باعث ایجاد فشار و ناامیدی غیرضروری می‌شود.

کودکان عادات، چه خوب و چه بد، را از والدین خود می‌آموزند. اگر کودک کار اشتباه و نامناسبی انجام می‌دهد، لحظه‌ای به درون خود نگاه کنید زیرا ممکن است آن را از شما آموخته باشد. به عنوان مثال، یک کودک ممکن است هنگام عصبانیت از زبان بی‌ادبانه استفاده کند و شما نیز ممکن است هنگام ناراحتی از همان زبان استفاده کنید. کودک احتمالاً این رفتار را از شما آموخته است، که نشان می‌دهد چگونه کودکان تمایل دارند اعمالی را که در خانه مشاهده می‌کنند، تقلید کنند.

۱۲. هرگز به کودک حق انتخاب داده نمی‌شود

والدین همه چیز را برای فرزندان خود تصمیم می‌گیرند، از مدرسه‌ای که در آن درس می‌خوانند گرفته تا لباسی که می‌پوشند. در این فرآیند، شما تمایل دارید تا جایی سخت‌گیر شوید که فراموش می‌کنید به کودک حق انتخاب بدهید. این باعث می‌شود کودک آرزوی چیزهای دیگری را داشته باشد و در برخی موارد، حتی بدون اجازه گرفتن آن تردید نخواهد کرد.

۱۳. لوس کردن تا جایی که کودک مغرور می‌شود

توجه و عشق مادی گرایانه خوب است، اما نه آنقدر که کودک به یک بچه لوس تبدیل شود. او همه چیز را بدیهی می‌داند و ارزش هیچ چیز را نمی‌فهمد. این کار او را متظاهر می‌کند، که می‌تواند منجر به شکل‌گیری یک تصویر اجتماعی منفی شود.

۱۴. به حل حتی کوچکترین مشکلات کمک کنید

خوب است که دست او را بگیرید، اما نه آنقدر که کودک نتواند کاری را به تنهایی انجام دهد. این منجر به اعتماد به نفس و عزت نفس پایین می‌شود.

در کنار این نشانه‌های فرزندپروری بد، عادات خاصی نیز وجود دارد که شما را به یک والد بد تبدیل می‌کند.

۱۵. کودک را از نظر فیزیکی بترسانید

شما هر بار که فرزندتان کار اشتباهی انجام می‌دهد، فقط دست خود را بالا می‌برید، یا بدتر از آن، مشت خود را نشان می‌دهید. ترساندن یا آزار جسمی، صرف نظر از تأثیر ذهنی یا جسمی که بر او می‌گذارد، به ابزار اصلی شما برای تربیت فرزندتان تبدیل شده است. والدین کنترل‌گری که برای حفظ کنترل، ترس را نسبت به فرزند خود پرورش می‌دهند، رفتاری معادل قلدری را در پیش می‌گیرند که کاملاً رقت‌انگیز است.

۱۶. دادن پاسخ‌های کوتاه و بدخلق

کودک به راهنمایی از طریق کلمات عاقلانه و آرامش‌بخش نیاز دارد، اما در عوض، شما تصمیم می‌گیرید با پاسخ‌های مختصر و مفید پاسخ دهید که کودک را گیج و در عین حال ناامید می‌کند. آنها ممکن است چندین بار برای دریافت واکنش مناسب به شما مراجعه کنند، اما شما همچنان لجبازی می‌کنید. فرزندپروری بی‌توجه می‌تواند منجر به چنین تعاملاتی شود، جایی که عدم تعامل و حمایت می‌تواند آسیب قابل توجهی ایجاد کند.

فرزندپروری بد از طریق آزار کلامی می‌تواند تأثیر ماندگاری بر کودک داشته باشد و اغلب آسیب آن جبران‌ناپذیر است.

فرزندپروری بد چگونه بر کودک تأثیر می‌گذارد؟ عواقب فرزندپروری بد جدی است و ممکن است پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. در اینجا به اثرات نامطلوب فرزندپروری بد بر کودک اشاره می‌کنیم:

عدم همدلی با دیگران: کودکان با دیگران همانطور رفتار می‌کنند که والدینشان با آنها رفتار می‌کنند. اگر با کودکی در خانه با بی‌تفاوتی رفتار شود، احتمالاً احساسات مشابهی را در مدرسه و جاهای دیگر نشان خواهد داد. چنین کودکانی در نهایت نسبت به سایر انسان‌ها بی‌تفاوت می‌شوند.

مشکل در ایجاد دوستی و رابطه پایدار: این می‌تواند به دلیل اعتماد به نفس پایین یا رفتار گستاخانه رخ دهد، که هم از سبک فرزندپروری اقتدارگرایانه و هم از سایر مسائل مربوط به رابطه والدین و فرزند ناشی می‌شود. مطالعات نشان داده است که وقتی والدین از نظر عاطفی به فرزندان خود اهمیت نمی‌دهند، کودک می‌تواند متعاقباً در تنظیم احساسات خود دچار مشکل شود و قادر به تعامل با دیگران نباشد.

فرزندپروری اقتدارگرایانه اغلب کودکان را سرکش و از نظر احساسی گوشه‌گیر می‌کند. آنها بیشتر به قوانین متکی هستند و عدم تعاملات اجتماعی می‌تواند زندگی آنها را دشوار کند.

طبق یک نظرسنجی جمعیت‌شناختی مبتنی بر سوال، کودکانی که با سبک فرزندپروری مقتدرانه بزرگ شده‌اند، در مقایسه با کودکانی که با سبک‌های فرزندپروری مستبدانه یا سهل‌گیرانه بزرگ شده‌اند، بیشتر احتمال دارد که در طول اولین ویزیت دندانپزشکی خود رفتار مثبت نشان دهند. این یافته‌ها تأیید می‌کند که توانایی‌های تنظیم عاطفی کودک تحت تأثیر سبک فرزندپروری قرار می‌گیرد.

ایجاد اضطراب و افسردگی: تحقیقات نشان داده است کودکانی که در دوران کودکی والدین بدی را تجربه می‌کنند، در بزرگسالی در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به اضطراب و افسردگی هستند. فرزندپروری بد شما در حال حاضر می‌تواند بر طرز فکر کودک تأثیر بگذارد و او را در مراحل بعدی زندگی به والدینی ناکارآمد تبدیل کند.

اختلالات روانی: وقتی در بدترین حالت والدین بدی هستید، کودک می‌تواند دچار اختلالات روانی شدیدی شود که ممکن است سال‌ها طول بکشد تا بر آن غلبه کند یا هرگز اصلاح نشود. چنین کودکانی با ورود به بزرگسالی، به افراد ناسازگار اجتماعی تبدیل می‌شوند. این امر فرصت آنها را برای عضویت در جامعه کاهش می‌دهد و در نهایت آنها را به افرادی مطرود تبدیل می‌کند.

نکته قابل توجه: یک تصور غلط وجود دارد که فرزندپروری بد منجر به اوتیسم در کودکان می‌شود. کودکان اوتیسم به نوع متفاوتی از سبک فرزندپروری نیاز دارند، اما مطمئناً نتیجه فرزندپروری ضعیف یا بد نیستند.

رفتار مجرمانه: برخی از والدین به تنبیه بدنی روی می‌آورند، زیرا معتقدند که این تنها راه برخورد با کودکان شیطان است. با این حال، استفاده مکرر از سرزنش فیزیکی می‌تواند باعث شود کودک فکر کند که زدن کسی به هر دلیلی اشکالی ندارد. با ورود کودک به بزرگسالی، این باور به تمایلی غیراخلاقی برای آسیب رساندن عمدی به دیگران تبدیل می‌شود.

این شرایط کاملاً ترسناک به نظر می‌رسد، اما تغییر سبک فرزندپروری برای خیر و صلاح فرزندتان هرگز دیر یا دشوار نیست.

چگونه والدین بهتری باشیم؟

دکتر روسینا مک‌آلپین، متخصص فرزندپروری ساکن سیدنی، می‌گوید: «در دنیای امروز، حمایت از سلامت اجتماعی، عاطفی، تحصیلی و روانی کودک چالش‌برانگیز است. با این حال، فرزندپروری در مورد کمال نیست – بلکه در مورد پیشرفت است. هر چالش فرزندپروری فرصتی برای والدین است تا یاد بگیرند، رشد کنند و با این درک جدید، محیطی دوست‌داشتنی ایجاد کنند که در آن فرزندانشان احساس ارزش، درک و حمایت کنند.»

در اینجا چند نکته برای والدین بهتر بودن آورده شده است:

1. در فرزندپروری مشارکت عملی داشته باشید

شما فقط سرپرست کودک نیستید، بلکه کسی هستید که درس‌های ضروری زندگی را آموزش می‌دهید. فراتر از آسایش‌های موقت موجود بروید و یک رابطه عاطفی برقرار کنید. روی رابطه‌ای تمرکز کنید که کنترل داشته باشد، اما نه به قیمت از دست دادن عشق، تا کودک تربیت سالمی داشته باشد.

۲. از فریاد زدن و کتک زدن کودک خودداری کنید

کودکان می‌توانند به دلیل تمایل به شیطنت، مشکل‌ساز باشند. به احتمال زیاد شما صبر و حوصله خود را از دست می‌دهید و فریاد می‌زنید، که می‌تواند باعث گریه و ناراحتی کودک شود. برخی از والدین در مورد سیلی زدن به فرزند خود، حتی اگر در مقابل اقوام یا حتی غریبه‌ها باشد، تردیدی ندارند. این شما را والدین بدی می‌کند. ممکن است بعداً از این بابت متاسف شوید، اما آسیب وارد شده بود.

یاد بگیرید که طغیان‌های شیطنت‌آمیز کودک را به شیوه‌ای معقول‌تر کنترل کنید. به عنوان مثال، اگر اسباب‌بازی خواهر یا برادر خود را شکست، اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش را از او بگیرید و بگویید که فقط زمانی آن را برمی‌دارد که عذرخواهی کند و قول دهد که دیگر هرگز این کار را نکند. وقتی این کار را کرد، باید برایش توضیح دهید که چرا کارهایش اشتباه بوده و چگونه هرگز نباید به وسایل شخص دیگری آسیب برساند.

۳. برای دستورات خود دلیل بیاورید

یک کودک هدف اصلی پشت دستوری مانند «شب‌ها سر وقت بخواب» را درک نخواهد کرد. به عنوان والدین، وظیفه شماست که دلایل را به گونه‌ای توضیح دهید که کودک بفهمد. چیزهایی مانند «چون من می‌گویم!» یا «سوالی نپرس، فقط برو بخواب!» نگویید که این یک سابقه اشتباه ایجاد می‌کند و کودکان تمایل طبیعی به مخالفت با چیزهایی که نمی‌فهمند دارند.

۴. پس از بحث، قوانینی تعیین کنید

اگر قوانین جدیدی وضع می‌کنید، قبل از اجرای آنها با کودک صحبت کنید. به این ترتیب، او بخشی از روند کار است و آگاه است که قرار نیست برخی کارها را انجام دهد. بحث با کودک باعث می‌شود که آنها احساس مهم بودن کنند و می‌توانند عزت نفس خود را افزایش دهند. او همچنین مسئول اعمال خود خواهد بود و از انجام کار اشتباه دریغ خواهد کرد.

۵. به کودک اجازه دهید حق انتخاب داشته باشد

قبل از تصمیم‌گیری برای کودک، نظر او را بپرسید. این بیشتر برای نوجوانان کاربرد دارد، زیرا ممکن است وقتی کسی قبل از تصمیم‌گیری برای آنها در مورد ترجیحاتشان سوال نمی‌کند، احساس ناراحتی کنند. برای مثال، به جای اینکه سریع نتیجه‌گیری کنید و بگویید: «به یک کلاس جدید نیاز داری. فردا عوضش می‌کنم»، می‌توانید بگویید: «فکر نمی‌کنم این کلاس خوب پیش برود. فردا عوضش کنیم؟» این یک راه عالی برای آموزش تصمیم‌گیری به کودک است و همیشه او را با مفهوم مسئولیت‌پذیری آشنا می‌کند.

۶. وقتی چیزی می‌گوید گوش دهید

فرزندپروری خوب همچنین به این معنی است که وقتی فرزندتان چیزی برای به اشتراک گذاشتن دارد، با توجه و اشتیاق به او گوش دهید. این شامل روایت روزمره او از روز و تمام دستاوردهایش می‌شود که همه به نظر بی‌اهمیت می‌آیند اما می‌توانند برای کودک بسیار مهم باشند. حرف‌هایش را نادیده نگیرید تا روز دیگری آنها را بشنوید یا با چیز دیگری مانند «بعداً به حرف‌هایت گوش می‌دهم، اول اتاقت را تمیز کن!» آن را نادیده نگیرید. این ناامیدکننده است و اگرچه او فقط یک کودک است، اما احساس می‌کند که شما با او بی‌ادبانه رفتار کرده‌اید.

وقتی فرزندتان راستگو و صادق است، از او قدردانی کنید. کودکانی که به خاطر صحبت کردن توبیخ می‌شوند

وقتی فرزندتان راستگو و صادق است، از او قدردانی کنید. کودکانی که به خاطر گفتن حقیقت سرزنش می‌شوند، ممکن است در نهایت برای نجات جان خود دروغ را ترجیح دهند.

7. نمونه‌های خوبی ارائه دهید

یک عمل می‌تواند بلندتر از کلمات صحبت کند و شاید بهترین راه برای درک اهمیت چیزی توسط فرزندتان باشد. شما با تمرین چیزی که همیشه از فرزندتان می‌خواهید انجام دهد، یک الگوی مثبت ارائه می‌دهید. کودکان عادات سالم را از والدین یاد می‌گیرند و وقتی والدین خود از آن خودداری می‌کنند، احتمال کمتری دارد که عادات بد را اتخاذ کنند.

سوالات متداول

1. علل فرزندپروری بد چیست؟

فرزندپروری بد می‌تواند ناشی از سوءمصرف مواد مخدر یا اعتیاد والدین، خودخواهی، عدم آموزش، فقر، داشتن فرزند ناخواسته یا عدم توانایی در رسیدن به اهداف شغلی باشد. در برخی موارد، مشکلات زناشویی، فشار در محل کار و مشکلات مالی نیز می‌توانند از دلایل آن باشند.

2. بزرگترین اشتباهات فرزندپروری چیست؟

والدین می‌توانند آگاهانه یا ناآگاهانه اشتباهات خاصی را مرتکب شوند. برخی از اشتباهات رایج والدین شامل سخت‌گیری بیش از حد با کودکان، اجازه ندادن به آنها برای صحبت کردن یا کاوش آزادانه، بدیهی دانستن آنها، بی‌توجهی والدین، سوءاستفاده عاطفی و بیش از حد حس مالکیت است. اگر می‌توانید با هر یک از این موارد ارتباط برقرار کنید، سعی کنید از آنها اجتناب کنید و روی خودتان کار کنید تا فرزندانتان تحت تأثیر قرار نگیرند.

۳. جامعه چگونه می‌تواند به جلوگیری از فرزندپروری بد کمک کند؟

جامعه می‌تواند از طریق رویکردهای مختلف نقش حیاتی در جلوگیری از فرزندپروری بد ایفا کند. این رویکردها شامل ارائه آموزش فرزندپروری و برنامه‌های حمایتی، تضمین منابع در دسترس و حمایت از سلامت روان برای والدین، اجرای شبکه‌های ایمنی اجتماعی، ترویج مشارکت اجتماعی و افزایش آگاهی عمومی در مورد فرزندپروری مثبت و رفاه کودک است. با سرمایه‌گذاری در این زمینه‌ها، جامعه می‌تواند محیطی ایجاد کند که از والدین حمایت کند، آنها را به ابزارهای لازم مجهز کند و حس تعلق به جامعه را تقویت کند که رفاه کودکان را در اولویت قرار می‌دهد.

۴. چگونه یک کودک می‌تواند بر اثرات فرزندپروری بد غلبه کند؟

کودک ممکن است برای التیام زخم‌های عاطفی خود به دنبال حمایت یک بزرگسال مورد اعتماد باشد و یک شبکه حمایتی از دوستان و عزیزان ایجاد کند. علاوه بر این، آنها می‌توانند از طریق روش‌های درمانی و مشاوره، به خودسازی و مراقبت بپردازند و بر آموزش خود برای رشد و بهبودی تمرکز کنند. در نهایت، جامعه یا خیرخواهان اطراف باید محیطی پرورش‌دهنده برای کمک به روند بهبودی ایجاد کنند.

5. آیا فرزندپروری بد می‌تواند نتیجه فقدان آموزش یا حمایت والدین باشد؟

بله، والدینی که آموزش کافی والدین را ندارند، ممکن است الزامات رشد کودک و راه‌های تربیت کودک را در حین برخورد مؤثر با استرس خود درک نکنند. دکتر کیتی کیلساس، روانشناس از منطقه گریتر بریزبن، می‌گوید: «والدین احساس قضاوت زیادی می‌کنند که می‌تواند منجر به ترس شود و ترس، ظرفیت آنها را برای مشاهده، تأمل و اقدام عاقلانه محدود می‌کند.» علاوه بر این، فقدان سیستم‌های حمایتی مانند همسر، خانواده، دوستان یا جامعه ممکن است آنها را در معرض حس مسئولیت‌پذیری و انزوای طاقت‌فرسا قرار دهد و به عدم اعتماد به نفس آنها به عنوان والدین بیفزاید.

فرزندپروری بد نتیجه اقدامات والدین است که می‌تواند به جنبه‌های روانی و رفتاری کودک آسیب برساند. برای مثال، می‌تواند اعمال ناخواسته‌ای باشد، از جمله نوازش بیش از حد، کتک زدن کودک در ملاء عام، عدم انگیزه، حمایت یا عشق کافی به او. فرزندپروری بد می‌تواند سلامت جسمی و عاطفی کودک را مختل کند و عواقب طولانی‌مدتی داشته باشد. بنابراین، بهتر است رویکردهای فرزندپروری بهتری را در پیش بگیرید و از آسیب رساندن به فرزندتان خودداری کنید. علاوه بر این، فرزندپروری درست برای رشد و آینده جامع کودک بسیار مهم است. همچنین، باید به خاطر داشت که اگرچه فرزندپروری بد قابل اصلاح است، اما نباید بیش از حد نگران موقعیت‌های بدی بود که بر زندگی فرزندانشان تأثیر می‌گذارد.


1746693235_1885610.jpg

درباره اختلالات یادگیری

اختلال یادگیری اختلالی است که با مشکل در یادگیری مهارت‌های اولیه مانند خواندن، نوشتن و حساب مشخص می‌شود. اگرچه اختلالات یادگیری را می‌توان در هر سنی تشخیص داد، اما اغلب برای اولین بار زمانی که کودک در پیش‌دبستانی یا دبستان است و در ایجاد مهارت‌هایی که همسالانش به راحتی به دست می‌آورند، مشکل دارد، مورد توجه قرار می‌گیرد.

علائم و نیازهای حمایتی یک اختلال یادگیری بسته به آنچه کودک با آن دست و پنجه نرم می‌کند، متفاوت است. اختلالات یادگیری رایج شامل نارساخوانی، اختلال در محاسبه، اختلال در نوشتن و اختلال در کنش‌پریشی است – اما اینها تنها موارد نیستند.

ناتوانی‌های یادگیری و کودکانی که در مدرسه مشکل دارند

اولین روز مدرسه در پاییز برای همه روز بزرگی است. بچه‌ها برای شروع یک ماجراجویی جدید هیجان‌زده هستند و والدین اغلب مشتاقند که بعد از روزهای سگی تابستان، یک روال منظم‌تر را شروع کنند یا به آن برگردند. به عنوان والدین، همه ما می‌خواهیم فرزندانمان از مدرسه لذت ببرند، انتظار داریم که خوب عمل کنند و مشتاقانه منتظر دیدن چیزهای جدیدی هستیم که یاد می‌گیرند. اما اگر اوضاع کاملاً به این شکل پیش نرود چه اتفاقی می‌افتد؟ تا زمستان، تازگی مدرسه قطعاً از بین رفته است و برخی از بچه‌ها واقعاً در حال تلاش هستند. اگر فرزندتان در مدرسه شروع به تلاش کند، والدین چه باید بکنند؟

چرا کودک من با خواندن دست و پنجه نرم می کند؟

درک این موضوع که کودک با خواندن مشکل دارد می تواند والدین را غافلگیر کند. یک کنفرانس والدین و معلمان می‌توانست توجه را به نگرانی‌ها جلب کند، و شاید والدین نمرات آزمونی دریافت کردند که نشان می‌داد کودک زیر استانداردهای خواندن معیار مطالعه می‌کرد. با این حال، گاهی اوقات والدین اولین کسانی هستند که مشکل خواندن کودک را متوجه می شوند.

مشکل در درک طرح داستان یا لکنت زبان در هنگام تلفظ کلمات می تواند باعث نگرانی والدینی شود که احساس می کنند فرزندشان باید با مهارت بیشتری بخواند. والدین ممکن است از خود بپرسند: “چرا فرزند من با خواندن مشکل دارد؟” والدین ممکن است احساس مضطرب کنند و برای مداخله فشار بیاورند، اما انکار مشکل همچنین می تواند مکانیسم مناسبی برای مقابله با والدینی باشد که آماده رویارویی با مبارزه فرزندشان نیستند.

ترس از دریافت کمک خواندن

برخی از والدین ممکن است نگران باشند که به فرزندشان برچسب زده شود یا احساس کنند که ننگی در ارتباط با آموزش ویژه وجود دارد که ممکن است بخشی از یک برنامه آموزشی فردی (IEP) باشد. در حالی که ممکن است آموزش ویژه در گذشته مورد انگ بوده باشد، امروزه بسیاری از کودکان واجد شرایط دریافت نوعی کمک آموزش ویژه هستند.

با این حال، همه مشکلات خواندن نیاز به مداخله ندارند، و همه دانش آموزانی که زیر معیار را مطالعه می کنند، واجد شرایط IEP یا خدمات تخصصی نیستند. برای کسانی که واجد شرایط مداخله یا خدمات در کلاس نیستند، ممکن است این مسئولیت بر عهده والدین باشد که به کودکان در خانه کمک کنند تا اطمینان حاصل کنند که گام‌های لازم برای افزایش روان خواندن و رسیدن به استانداردهای معیار را برمی‌دارند.

تلاش برای کمک به خواندن

اگرچه والدین معلم نیستند. مبارزه برای والدین به نحوه کمک به کودکان تبدیل می شود، به خصوص اگر آنها در سطح یا چند سطح پایین تر از همسالان خود مطالعه می کنند. چگونه والدین با موفقیت روان خواندن کودک را تقویت می کنند؟ یا اطمینان حاصل کنند که فرزندشان می تواند استانداردهای خواندن معیار مرتبط با سطح کلاس خود را برآورده کند؟

گزینه های زیادی برای والدین وجود دارد، اما هر گزینه ای برای هر کودک ایده آل نیست. مبارزات خواندن می‌تواند پیچیده باشد، که هم شامل کشمکش در درک مطلب و هم در صداسازی می‌شود. سایر کودکان ممکن است فقط با یک جزء خواندن مشکل داشته باشند. با این حال، قبل از اینکه والدین بتوانند به مشکل خواندن فرزندشان بپردازند، باید بفهمند که چرا فرزندشان با مشکل مواجه است.

قبل از شروع هر راهبردی در خانه، والدین باید علت اصلی مشکل خواندن را بررسی کنند. پس چرا فرزندم با خواندن مشکل دارد؟ در اینجا چند توضیح برای مشکلات خواندن در کودکان آورده شده است:

نارساخوانی، اوتیسم و ​​اختلال شنوایی

نارساخوانی، اوتیسم و ​​نگرانی های شنوایی می تواند باعث شود کودک با خواندن مشکل داشته باشد. کودکان مبتلا به اوتیسم ممکن است مهارت‌های رمزگشایی شگفت‌انگیزی داشته باشند، اما با درک مطلب مشکل دارند. کودک مبتلا به نارساخوانی ممکن است مشکلات متعددی داشته باشد که بر مهارت های خواندن تأثیر می گذارد. و یک اختلال شنوایی ممکن است باعث شود کودک صداها را از دست بدهد و در نتیجه باعث شود که او با خواندن یا املا مشکل داشته باشد. با این حال، مشکل خواندن کودک با هر یک از این تشخیص ها می تواند منحصر به فرد باشد.

کلینیک مایو نارساخوانی را اینگونه تعریف می کند: «…یک اختلال یادگیری که شامل مشکل در خواندن به دلیل مشکلات در شناسایی صداهای گفتار و یادگیری نحوه ارتباط آنها با حروف و کلمات (رمزگشایی) است. کلینیک مایو علائم مشخصه رایج نارساخوانی را توضیح می دهد که می تواند پرچم قرمز را برای والدین ایجاد کند. یک کودک ممکن است پایین تر از سطح مورد انتظار بخواند، با دنباله ها مشکل داشته باشد و نتواند شباهت ها و تفاوت های حروف را به صورت بصری تشخیص دهد، اما چندین علامت اضافی نیز وجود دارد.

اگر والدینی مشکوک هستند که فرزندشان ممکن است نارساخوانی داشته باشد، باید از پزشک اطفال راهنمایی بخواهد. کودکان ممکن است برای تشخیص مناسب نیاز به مراجعه به متخصصان دیگر (مانند روانشناس آموزشی یا متخصص مغز و اعصاب دارای مجوز) و/یا پزشکان داشته باشند. اوتیسم نیز باید توسط یک متخصص تشخیص داده شود، و یک متخصص اطفال ممکن است به والدین کمک کند تا متخصصانی را برای کمک به این سفر بیابند. آسیب شنوایی را می توان از طریق آزمایش نیز تشخیص داد.

عادات خواندن متناقض

اگر در خانه تشویق کافی برای خواندن وجود نداشته باشد، ممکن است کودک با خواندن مشکل داشته باشد. هر چه کودک بیشتر بخواند، ممکن است در خواندن تسلط بیشتری پیدا کند. به همین دلیل است که بسیاری از نواحی مدارس کودکان را تشویق می کنند که در شبانه مطالعه کنند – معمولاً هر روز 20 تا 30 دقیقه.

اگر والدین این توصیه را رد کنند، مهارت کودک ممکن است از همسالانش عقب بماند. اما وقتی بچه ها عقب می مانند، والدین می توانند هر شب با آنها کتاب بخوانند. به آنها کمک کنید کلمات را به زبان بیاورند و از آنها در مورد داستان سؤال بپرسید.

برای خوانندگان جوان، فلش کارت کلمات بینایی درست کنید تا کودک بتواند به راحتی و به سرعت تمام کلمات بینایی خود را شناسایی کند. سپس آنها را تشویق کنید تا کلمات دیدنی را در داستان هایی که می خوانند پیدا کنند.

خواندن به تکلیف خسته کننده تبدیل شده است

بله، بچه ها باید به طور مداوم بخوانند. با این حال، سال‌ها آزار و اذیت ممکن است باعث شود بچه‌ها احساس کنند که خواندن فقط یک تکلیف دیگر است. این می تواند باعث شود که آنها در تکالیف خواندن شرکت نکنند یا از خواندن لذت نبرند. این بی میلی به خواندن یا شرکت در تکالیف آنها می تواند یک بار دیگر باعث عقب افتادن آنها شود.

مطالعه فقط کاری نیست که در طول سال تحصیلی انجام شود. بچه ها برای تازه نگه داشتن مهارت ها باید در تابستان درگیر خواندن (و ریاضی!) باشند. اسلاید تابستانی به یک پسرفت در مهارت های مربوط به تعطیلات طولانی تابستان اشاره دارد. کودکانی که در تمام تابستان کتابی را باز نمی‌کنند، می‌توانند به راحتی پسرفت کنند و مهارت خواندن را از دست بدهند.

جمعیت شناسی

مشکلات خواندن نیز می تواند با تفاوت های اجتماعی-اقتصادی مرتبط باشد. Reading Rockets توضیح می دهد که کودکان ممکن است “… در واژگان، زبان آکادمیک و دانش پیشینه تحصیلی ضعف داشته باشند.” یعنی ممکن است کودکان به اندازه همسالان خود در معرض کلمات قرار نگرفته باشند یا از مزایای آموزشی مشابهی برخوردار باشند. این ضعف می تواند به دلیل نداشتن وقت والدین برای خواندن برای آنها و همچنین سایر مشکلات اجتماعی-اقتصادی باشد.

وقتی فرزند شما در یادگیری مشکل دارد، می‌تواند ترسناک باشد.

پسر من در خواندن و هجی کردن مشکل داشت، بنابراین من از نزدیک می‌دانم که این ترس چه حسی دارد.

شما احساس مسئولیت می‌کنید که مطمئن شوید فرزندتان در بزرگسالی قادر به خواندن و هجی کردن ماهرانه کلمات خواهد بود، زیرا می‌دانید که بدون این مهارت‌های ضروری، گزینه‌های آینده فرزندتان محدود خواهد بود.

شما نمی‌خواهید ببینید که زبان‌آموزِ در حال تقلا، از رسیدن به تمام پتانسیل شخصی‌اش باز می‌ماند و تقریباً هر کاری می‌کنید تا به او کمک کنید بر مشکلاتش غلبه کند.

یک یادگیرنده مشکل‌دار چیست؟

یک دانش‌آموز ضعیف باید سخت‌تر از اطرافیانش تلاش کند تا همان کار را انجام دهد یا همان چیز را یاد بگیرد. این کودک ممکن است در یک زمینه یا در همه دروس، یک سال یا بیشتر از سطح کلاس عقب باشد.

دلایل زیادی برای مشکلات کودک وجود دارد. او ممکن است معلولیت‌های جسمی داشته باشد که بر بینایی، شنوایی، تحرک یا هماهنگی تأثیر می‌گذارد. یا ممکن است تفاوت‌های یادگیری مانند نارساخوانی ، اختلال نوشتن یا اختلال پردازش شنوایی داشته باشد . جالب اینجاست که یک کودک مبتلا به مشکل یادگیری ممکن است در برخی زمینه‌ها با استعداد باشد، مانند کودکی که در ریاضی فوق‌العاده است اما در خواندن مهارت ندارد.

یکی از دلایل بسیار رایج برای مشکلات یادگیری این است که کودک هنوز به روشی که برای او مؤثر باشد، آموزش ندیده است. برای مثال، او ممکن است به ساختار و منطق رویکرد آوایی برای خواندن نیاز داشته باشد، اما با رویکرد کل زبان آموزش می‌بیند.

۱۰ نکته برای آموزش به یک زبان‌آموز ضعیف

روش‌های تدریس بسیار خاصی وجود دارد که می‌توانید برای کمک به موفقیت زبان‌آموز مشکل‌دار خود از آنها استفاده کنید. یکی از مهمترین کارهایی که باید انجام دهید، استفاده از برنامه درسی و استراتژی‌های تدریسی است که بتوان آنها را متناسب با نیازهای او تنظیم کرد .

حتی اگر روش‌های دیگر برای فرزندتان مؤثر نبوده است، ده نکته‌ای که در ادامه آمده است به شما کمک می‌کند تا به کودک کم‌توان خود کمک کنید.

آموزش از طریق آموزش مستقیم

آموزش مستقیم روشی اثبات‌شده است که در آن دقیقاً به کودک آنچه را که باید یاد بگیرد، آموزش داده می‌شود. با آموزش مستقیم، اطلاعات از طریق مطالب آزمایش‌شده و کاملاً واضح ارائه می‌شود که احتمال سوءتعبیر و سردرگمی را از بین می‌برد. و به کودک شما دقیقاً نشان داده می‌شود که چگونه اطلاعات را به کار گیرد . آموزش صریح قوانین و الگوهای زبانی به این معنی است که کودک شما مجبور نیست حدس بزند یا برای فهمیدن نحوه خواندن یا هجی کردن یک کلمه دشوار تلاش کند.

یک رویکرد تدریجی برای درس‌ها انتخاب کنید

افزایشی به این معنی است که درس‌ها با ابتدایی‌ترین مهارت‌ها شروع می‌شوند و به تدریج به مهارت‌های پیشرفته‌تر می‌رسند. هر درس بر اساس مطالب قبلاً آموخته شده بنا می‌شود و به تدریج بر دشواری آن افزوده می‌شود.

آموزش تدریجی، رویکردی «بدون وقفه » ارائه می‌دهد که به فرزند شما اجازه می‌دهد تا هر بار یک دانش جدید را با یک توالی منطقی و حساب‌شده بیاموزد. با این رویکرد، بچه‌ها می‌توانند با موفقیت – گام به گام – به بالای نردبان یادگیری صعود کنند و بدون هیچ مشکلی در طول مسیر، از مزایای تسلط بر خواندن و هجی کردن بهره‌مند شوند.

اهمیت آموزش چندحسی را درک کنید

یادگیری چند حسی زمانی اتفاق می‌افتد که از بینایی، شنوایی و لامسه برای یادگیری اطلاعات جدید استفاده شود. کودکان زمانی که بتوانند از تمام حواس خود استفاده کنند، بهترین یادگیری را دارند. وقتی کودکان بتوانندمفهومی را همانطور که توضیح داده شده ببینند ، در مورد آن بشنوند و سپسآن را با فعالیت‌های عملی انجام دهند ، یادگیری و حفظ اطلاعات جدید برای آنها آسان‌تر می‌شود.

برای مثال، در یک درس املای چندحسی، فرزند شما می‌تواند یک کلمه جدید را که با کاشی‌های حروف هجی می‌شود ، ببیند، یک قانون املایی مرتبط را بشنود و ببیند، با دستکاری کاشی‌های حروف، قانون املایی را برای خودش امتحان کند و هر صدای کلمه جدید را هنگام نوشتن روی کاغذ بگوید. این ترکیب فعالیت‌ها از مسیرهای چندگانه به مغز استفاده می‌کند.

با آموزش ۷۲ آوانگار پایه به فرزندتان، به او مزیت بدهید

بچه‌هایی که در خواندن و هجی کردن مشکل دارند، اغلب یک تصور غلط دارند: آنها فکر می‌کنند کلید موفقیت در خواندن و هجی کردن، حفظ کردن رشته‌ای از حروف است. اما واقعیت این است که به خاطر سپردن کلمات به این روش برای بچه‌ها بسیار دشوار است. آنها اغلب ناامید می‌شوند و تسلیم می‌شوند.

هر صدا در یک کلمه می‌تواند توسط یک آوانگاره (واج‌نگاری) نمایش داده شود. اگر فرزند شما آوانگاره‌ها و صداهایی که نشان می‌دهند را یاد بگیرد، خواندن یا هجی کردن کلمه بسیار آسان‌تر خواهد شد. اگر او بداند که صدای /j/ در انتهای یک کلمه مصوت کوتاه با DGE نوشته می‌شود، خواندن و هجی کردن کلمه bridge ساده می‌شود.

هر بار فقط یک مفهوم جدید را آموزش دهید

وقتی اطلاعات زیادی را وارد « قیف » ذهنی فرزندتان می‌کنید ، حافظه فرزندتان فقط می‌تواند به مقدار مشخصی از اطلاعات جدید توجه کند. آموزش یک مفهوم در هر زمان، محدودیت‌های حافظه کوتاه‌مدت فرزندتان را در نظر می‌گیرد و به مفاهیم و مهارت‌ها اجازه می‌دهد تا راحت‌تر در حافظه بلندمدت ذخیره شوند. و این به معنای وقوع مقادیر قابل توجهی یادگیری معنادار است.

قوانین قابل اعتماد را آموزش دهید

دانستن چند قانون املایی قابل اعتماد واقعاً به کودکان کمک می‌کند. برای مثال، دانستن قوانین مربوط به دو برابر کردن صامت‌ها در انتهای کلمات می‌تواند به آنها در هجی کردن کلماتی مانند floss ، sniff و fill کمک کند . وقتی فرزند شما قوانین املایی قابل اعتمادی – مانند قانون Floss – را یاد بگیرد، دستورالعمل‌هایی برای کمک به انتخاب صحیح حروف خواهد داشت.

آموزش خواندن و نوشتن به صورت جداگانه

در ظاهر ممکن است آموزش همزمان خواندن و املا منطقی به نظر برسد. اما در واقع، اگرچه آنها مشابه هستند، خواندن و املا به تکنیک‌های آموزشی متفاوت و برنامه‌ی زمانی متفاوتی نیاز دارند. خواندن آسان‌تر از املا است و آموزش این موضوعات به طور جداگانه برای اکثر بچه‌ها بسیار مؤثرتر است. جداسازی این موضوعات به بچه‌ها اجازه می‌دهد تا در خواندن با بیشترین سرعت ممکن پیشرفت کنند و در عین حال هر چه بیشتر وقت بگذارند تا به یک املای مؤثر تبدیل شوند.

نقد و بررسی را در اولویت قرار دهید

مرور مداوم، کلید یادگیری صحیح املا و تثبیت کلمات است. آموزش چیزی یک یا دو بار به فرزندتان به این معنی نیست که واقعاً آن را یاد گرفته است. تسلط به زمان و تمرین نیاز دارد.

مرور مطالب نباید خسته‌کننده باشد. از فرزندتان بخواهید مفاهیم املایی را با استفاده از کاشی‌های حروف و فلش‌کارت‌ها و از طریق دیکته تمرین کند . از تکنیک‌های متنوعی استفاده کنید تا مطمئن شوید فرزندتان آنچه را که آموزش می‌دهید به خاطر می‌سپارد.

درس‌ها را کوتاه اما مکرر نگه دارید

درس‌های کوتاه و مکرر خیلی بهتر از درس‌های طولانی و پراکنده هستند. در یک درس کوتاه، احتمال پرت شدن حواس فرزندتان کمتر است و متوجه خواهید شد که در واقع می‌توانید کارهای بیشتری انجام دهید. درس‌ها را شاد و سریع نگه دارید و از ابزارها و فعالیت‌های آموزشی استفاده کنید که علایق کودک را درگیر کند.

با ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در روز و پنج روز در هفته شروع کنید. می‌توانید مدت زمان درس‌ها را با توجه به میزان توجه و نیازهای خاص فرزندتان، کم یا زیاد کنید. (در اینجا دستورالعمل‌هایی برای مدت زمان درس برای آموزش خواندن و آموزش املا آمده است .)

و در نهایت، قدرت کلمات دلگرم‌کننده را تشخیص دهید

در فراز و نشیب‌های زندگی روزمره، گاهی اوقات آنقدر روی آموزش و «بهبود» فرزندانمان تمرکز می‌کنیم که فراموش می‌کنیم آنها را تشویق کنیم. نه نکته اول همگی در برنامه‌های «همه چیز درباره خواندن» و «همه چیز درباره املا» گنجانده شده‌اند ، اما به کارگیری قدرت کلمات تشویقی در آموزش خانگی‌تان، همه چیز به خودتان بستگی دارد!


1745053360_8067806.jpg

تشویق خلاقیت مهم است؟

اغلب، مردم بر این باورند که خلاقیت چیزی است که یک فرد با آن متولد می شود و چیزی نیست که بتوان آن را آموزش داد. با این حال، با تشویق و محیط مناسب می‌توانیم به بچه‌ها کمک کنیم تا مهارت‌های خلاقانه‌شان را توسعه دهند و تخیلات خود را بیان کنند. خلاقیت انواع مختلفی دارد، از طراحی و نقاشی، نوشتن و خواندن، رقصیدن و بازیگری گرفته تا هنرها و صنایع دستی و بازی های تخیلی. نه تنها کودکان با مهارت های تفکر خلاق خوب در مدرسه عملکرد بهتری دارند، بلکه توانایی های اجرایی قوی تری نیز دارند. به همین دلیل مهم است که هر کاری که می توانیم برای پرورش خلاقیت و تخیل فرزندانمان انجام دهیم.

1. یک محیط خانه خلاقانه را فراهم کنید

اطمینان از اینکه فرزندتان در خانه احساس آرامش و راحتی می‌کند، می‌تواند به شدت به این موضوع کمک کند که آیا احساس می‌کند می‌تواند خلاقانه خود را ابراز کند یا نه. اجازه دادن به آنها برای فکر کردن و بازی کردن، بدون قوانین سختگیرانه یا قضاوت، و همچنین تشویق درست، محیطی را ایجاد می کند که می توانند ایده های خود را کشف کنند و خلاقیت خود را پرورش دهند.

2. منابع خلاقانه در اختیار داشته باشید

اگرچه برخی از فعالیت‌های خلاقانه مانند بازی نقش، آواز، رقص و نمایش نیازی به منابع ندارند، برخی از راه‌های خلاقیت دیگر نیازی به منابع ندارند. داشتن مقدار زیادی خودکار، رنگ، کاغذ و وسایل کاردستی در خانه، در مکانی که کودک شما به راحتی به آنها دسترسی داشته باشد، به این معنی است که می‌تواند خلاقیت خود را در زمان فرا رسیدن لحظه‌ای در آغوش بگیرد. به یاد داشته باشید که لازم نیست بودجه زیادی برای تامین داشته باشید – از جعبه های مقوایی قدیمی، رول های خالی دستمال کاغذی، جعبه های غلات و کاغذهای ضایعاتی صرفه جویی کنید. به فرزندتان چند نشانگر و نوار چسب بدهید – شرط می‌بندیم که از آنچه از ساده‌ترین مواد می‌توان ساخت شگفت‌زده خواهید شد.

3. روی اسباب بازی های باز سرمایه گذاری کنید

اسباب بازی های باز نه تنها یک سرمایه گذاری هستند، بلکه در امکانات خلاقانه خود بی حد و حصر هستند. هر چیزی مانند بلوک ها، مجموعه های ساختمانی، حیوانات اسباب بازی، لباس پوشیدن یا لگو را می توان به روش های مختلف برای اهداف مختلف مورد استفاده قرار داد و باعث تشویق بازی های تخیلی و خلاقیت می شود.

4. الهام بخش افکار بزرگ

با پرسیدن سؤالات باز، کنجکاوی را برای به جریان انداختن خلاقیت های فرزندتان تشویق کنید. نه تنها تفکر خلاق را تشویق می کند، بلکه به بچه ها انگیزه می دهد تا سوالات بیشتری از خودشان بپرسند.

5. زمان بدون ساختار داشته باشید

اغلب زمانی که کودکان اوقات آرامی را به تنهایی می گذرانند، خلاقیت جرقه می زند. به همین دلیل است که زمان بازی ساختاریافته گاهی اوقات می‌تواند محدود کننده باشد، زیرا از بچه‌ها انتظار می‌رود که برای مدت زمان مشخصی خلاق باشند. با گذاشتن چند ساعت در روز با ساختاری آرام تر، می تواند بچه ها را تشویق کند تا ذهنیت خلاق خود را توسعه دهند. در واقع، کودکان را قادر می سازد بدون محدودیت زمانی بازی کنند و خلق کنند – بالاخره خلاقیت به فضایی برای تنفس نیاز دارد.

6. زمان نمایش را کاهش دهید

میزان زمانی که کودکان روی صفحه نمایش می گذارند می تواند خلاقیت کودک را محدود کند، زیرا به جای صرف وقت برای کشف علایق و توسعه مهارت های خود، جذب آنچه در مقابل آنها روی صفحه است می شوند. فرزندتان را به بازی و خلق کردن تشویق کنید، به جای تماشای چیزی یا بازی کردن با دستگاه.

7. محیط

خلاق بودن در یک محیط می تواند برای بچه ها خسته کننده شود، بنابراین مهم است که هر وقت می توانید آن را با هم ترکیب کنید. توصیه می‌کنیم اسباب‌بازی‌ها را بیرون از باغ ببرید، به پارک بروید، در جنگل قدم بزنید یا از موزه بازدید کنید تا تخیل آن‌ها را جرقه بزند و راه‌های مختلف خلاقیت را تشویق کنید.

8. نقش بازی

ایجاد موقعیت های ایفای نقش با فرزندانتان راهی فوق العاده برای پرورش خلاقیت آنها و برانگیختن تخیل آنهاست. بازی نقش علاوه بر سرگرمی زیاد، به بچه ها کمک می کند تا در صورت بروز مشکلات در زندگی واقعی، رویکرد حل مسئله قوی داشته باشند. در اینجا چند ایده سرگرم کننده برای بازی در نقش وجود دارد: پزشکان، پلیس، مغازه ها، معلمان، ابرقهرمانان یا شخصیت های فانتزی مانند اسب شاخدار، دایناسورها یا شاهزاده خانم ها.

9. اجازه دهید بچه ها بدانند متفاوت بودن اشکالی ندارد

فقط به این دلیل که چیزی “قرار است” به شکل خاصی باشد، به این معنی نیست که باید اینطور باشد. مهم است که به فرزندان خود بفهمانید که متفاوت بودن اشکالی ندارد و باید آنها را تشویق کنید تا از تخیل و خلاقیت خود استفاده کنند بدون اینکه سعی کنید در انتظارات خاص قرار بگیرید. بدون محدودیت جایی است که جادوی خلاقانه واقعی اتفاق می افتد!

10. خلاقیت خود را نشان دهید

بچه‌ها از آنچه شما انجام می‌دهید بیشتر یاد می‌گیرند تا آنچه می‌گویید، به این معنی که اگر شما به طور فعال خلاقیت خود را کشف کنید، بچه‌های شما به احتمال زیاد می‌خواهند همین کار را انجام دهند. چیزها را امتحان کنید و شکست بخورید. چیزی ایجاد کنید و به آنها نشان دهید. با انجام این کار، به آنها نشان می دهید که هر کسی می تواند خلاق باشد، و راه های زیادی برای انجام این کار وجود دارد. چه بخواهید مبلمان خانه خود را مرتب کنید، چه بذرها را در باغچه بکارید، چه تصویری برای دیوار اتاق خواب خود ایجاد کنید یا به ساختن چیزی بپردازید، اجازه دهید آنها در فرآیند خلاقیت شما مشارکت کنند.

خلاقیت تخیل را جرقه می‌زند، نوآوری را تقویت می‌کند و می‌تواند دری را به روی بسیاری از فرصت‌ها و امکانات هیجان‌انگیز باز کند. دنیایی که ما امروز در آن زندگی می کنیم به طور فزاینده ای تحت تأثیر فناوری و یادگیری ساختاریافته قرار می گیرد.

وقت گذاشتن برای خلاقیت راهی عالی برای کودک شما برای کشف استعدادهای جدید (و رشد استعدادهای موجود)، مقابله با چالش ها و ابراز احساسات است.

خلاقیت بسیار فراتر از هنر و صنایع دستی است. این هم یک روش فکری است. کودکانی که تشویق به تفکر خلاقانه می شوند، اغلب در حل مشکلات بهتر می شوند. آنها یاد می گیرند که از زاویه ای متفاوت به چالش ها نگاه کنند و راه حل های منحصر به فردی پیدا کنند.

خلاقیت فضای امن و سازنده ای را برای ابراز احساسات به کودکان ارائه می دهد. این فعالیت‌های خلاقانه چه از طریق نوشتن، نواختن ساز، رقصیدن یا نقاشی باشد، به رشد هوش هیجانی کودکان کمک می‌کند.

هنگامی که کودکان درگیر فعالیت های خلاقانه می شوند، اغلب بدون اینکه متوجه شوند تصمیم می گیرند و انتخاب می کنند. برای مثال، آنها ممکن است به طور غریزی بدانند چه رنگی را برای زنده کردن تصویر خود انتخاب کنند. این استقلال به ایجاد استقلال و اعتماد به نفس کمک می کند.

خلاقیت، کنجکاوی را برمی انگیزد و کنجکاوی میل به یادگیری را تقویت می کند. کودکانی که از سنین پایین تشویق به خلاقیت می شوند، اغلب عشق عمیقی به یادگیری، کشف چیزهای جدید و کشف طیف وسیعی از سرگرمی ها و فعالیت ها دارند.

درگیر شدن در فعالیت های خلاقانه نیاز به تمرکز و تمرکز دارد. این فعالیت‌ها چه ساختن یک مدل، نوشتن داستان یا ایجاد یک اثر هنری باشد، می‌تواند به بهبود دامنه توجه و مهارت‌های تمرکز کمک کند.

خلاقیت اغلب شامل بیان ایده ها و احساسات به صورت غیر کلامی است. از طریق فعالیت‌های خلاقانه، کودکان یاد می‌گیرند که با روش‌های مختلف ارتباط برقرار کنند و خود را بیان کنند و مهارت‌های ارتباطی کلی خود را تقویت کنند.

بازار کار آینده احتمالاً برای تفکر خلاق ارزش زیادی قائل است. با پرورش خلاقیت، شما فرزند خود را با مجموعه ای از مهارت های ضروری تجهیز می کنید که می تواند در طیف وسیعی از مشاغل آینده مفید باشد.

درگیر شدن در فعالیت های خلاقانه با هم می تواند پیوند بین شما و فرزندتان را تقویت کند. این یک راه فوق العاده برای گذراندن زمان با کیفیت با هم، درک دیدگاه های یکدیگر و ایجاد خاطرات ماندگار است.

انعطاف پذیری و سازگاری را ترویج می کند

خلاقیت به کودکان می آموزد که راه های متعددی برای نزدیک شدن به یک مشکل یا کار وجود دارد. این درک انعطاف‌پذیری ذهنی و سازگاری را تقویت می‌کند و به آن‌ها اجازه می‌دهد تا موقعیت‌های مختلف و تغییراتی را که ممکن است در زندگی با آن‌ها روبرو می‌شوند بهتر هدایت کنند. با یادگیری این نکته که همیشه فقط یک پاسخ درست وجود ندارد، کودکان انعطاف پذیری و توانایی تفکر روی پای خود را در شرایط مختلف ایجاد می کنند.

برای یافتن جرقه هرگز دیر نیست

به یاد داشته باشید، هیچ وقت برای تشویق و پرورش خلاقیت در فرزندتان دیر نیست. چه آن‌ها تازه مدرسه را شروع کرده‌اند و چه در سال‌های نوجوانی خود هستند، هر مرحله از رشد فرصت‌های منحصر به‌ فردی را برای برانگیختن استعداد خلاقانه‌شان ارائه می‌دهد.

بنابراین، چگونه می توانید خلاقیت فرزند خود را تشویق کنید؟ مواد و فرصت های مختلف برای بیان خلاقانه در اختیار آنها قرار دهید. بازی های باز را تشویق کنید، سؤالات فکری بپرسید، و مهمتر از همه، به آنها آزادی کاوش و بیان خود بدهید.


1739091318_7770834.jpg

10 فعالیت برای کار بر روی احساسات کودکان

آیا میخواهید به شیوه ای سرگرم کننده عمیق تر به احساسات فرزندان خود بپردازید؟ چند بازی مناسب برای سنین مختلف را توضیح می دهیم. عواطف کودکان در عصر امروز بیش از گذشته مورد توجه قرار می گیرد. البته در سایر مقاطع تاریخی همه ابعاد کودکی از جمله ابعاد عاطفی مورد توجه قرار گرفت. اما در دهه های اخیر اهمیت بیشتری به این موضوع داده شده است.

بنابراین در زمینه های آموزشی، تربیتی و روانشناختی، مدیریت مناسب عواطف برای رشد خوب کودک و نوجوان بسیار مهم تلقی می شود. این به این دلیل است که تنظیم عاطفی خوب در دوران کودکی تأثیر مثبتی بر حل تعارض در آن سن و بزرگسالی دارد. اما آیا واقعاً کودکان می توانند یاد بگیرند که احساسات خود را مدیریت کنند؟ از چه سنی؟ در فضای زیر به این سوالات پاسخ می‌دهیم و برخی از فعالیت‌هایی که به کار شما کمک می‌کنند را به تفصیل شرح می‌دهیم.

چگونه روی احساسات کودکان کار کنیم؟

گفته می شود که کودکان از آنجایی که توانایی فوق العاده ای برای یادگیری دارند مانند “اسفنج” هستند با این حال، باید راه درستی برای رساندن دانش به سطح آنها پیدا کرد.

گفته می شود، اگر بخواهیم در این مرحله روی احساسات کار کنیم ، نمی توانیم با مفاهیم بسیار انتزاعی این کار را انجام دهیم. اگر این کار را به این صورت انجام دهیم، احتمالاً چیزی را که ما می خواهیم یاد بگیرند، متوجه نخواهند شد.

برعکس، اگر ایده‌ها را ساده‌سازی کنیم، از زبان خودشان و رسانه‌های یادگیری مورد علاقه‌شان استفاده کنیم، به راحتی با مفاهیم جدید آشنا می‌شوند و آن‌ها را در دانش خود ادغام می‌کنند.

10 فعالیت برای کار بر روی احساسات کودکان

همانطور که در مقاله منتشر شده در انجمن ملی آموزش کودکان خردسال اشاره شد ، احساسات بر توجه، حافظه و یادگیری تأثیر می گذارد. علاوه بر این، آنها برای ایجاد روابط اجتماعی و برای رفاه عمومی بسیار مهم هستند. با این حال، ارتقاء رشد هوش هیجانی از دوران کودکی در بسیاری از زمینه‌های زندگی بزرگسالی عواقب دارد. به همین دلیل، 10 فعالیتی را به اشتراک می گذاریم که به کار بر روی احساسات کودکان کمک می کند. آنها را عملی کنید!

1. فرهنگ عواطف

برای اینکه کودکان با احساسات خود آشنا شوند، یک تمرین خوب این است که آنها دقیقاً معنی هر یک از آنها را بفهمند . می توان آن را از دو سالگی انجام داد و با هر سنی سازگار کرد. این فعالیت شامل انتخاب عکس هایی از افرادی است که احساسات خاصی را بیان می کنند. بعد از اینکه آنها را داشتیم، آنها را برش می دهیم و در یک دفترچه می چسبانیم. در کنار آنها نام احساس را می نویسیم.

بسته به سن کودک، میتوانیم احساسات خود را منعکس کنیم یا از کودک بخواهیم در مورد آن بنویسد . اگر بچه‌های خیلی کوچک هستند، فقط از احساسات اولیه مانند شادی، غم یا عصبانیت استفاده می‌کنیم. از طرف دیگر، اگر آنها بزرگتر باشند، می توانیم احساسات پیچیده تری را انتخاب کنیم.

دفترچه خاطرات

2. دفترچه خاطرات

اغلب کودکان نمی دانند چگونه احساسات خود را در زمانی که احساس می کنند هدایت کنند، به خصوص اگر آنها ناخوشایند باشند. یک راه خوب برای هدایت آنها از طریق نقاشی است. کودک دفترچه ای خواهد داشت که هر زمان که نیاز داشته باشد می تواند احساسات خود را در آن ترسیم کند. به این ترتیب، بسته به لحظه و احساس، می توانید ابله ها یا نقاشی های دقیق تری بسازید.جالب است که بتوانیم او را در این روند همراهی کنیم و در نقاشی او تأمل کنیم. اگر کودک ناراحت است و تمایلی به صحبت کردن ندارد، بهتر است آن را به زمانی موکول کنید که آرام شود.

3. دفتر خاطرات

داشتن یک دفتر خاطرات در مورد احساسات می تواند خواندن و نوشتن را تشویق کند، که هر دو برای رشد کودک بسیار مثبت هستند.

هنگامی که کودکان در نوشتن تسلط یافتند، عادت خوب این است که هر روز احساساتی را که بیش از همه بر آنها تأثیر گذاشته است یادداشت کنند . برای سهولت در پایبندی به فعالیت، چند روز اول می توانیم آن را با آنها به صورت بازتاب انجام دهیم .

هنگامی که پویایی را درک کردید، می توانید آن را به تنهایی به روشی که برای شما جذاب تر است انجام دهید. مانند یک دفترچه خاطرات، همچنین اضافه کردن برخی نقاشی ها، انتخاب برجسته ترین احساسات روز یا فهرست کردن دلایل سپاسگزاری آنها در آن روز.

4. گوشه آرامش

یکی دیگر از راه های خوب برای مدیریت بهتر احساسات کودکان، داشتن فضایی در خانه است که با آرامش همراه باشد. وقتی به دلایلی احساس می کنید تحت تأثیر احساسات خود هستید، می توانید به آنجا بروید و استراحت کنید.

برای تاثیرگذاری بیشتر، می توانیم فضا را با آنها تزئین کنیم و با هم تصمیم بگیریم که کدام عناصر و رنگ ها به آرامش بیشتر آنها کمک می کنند. اگر ما به عنوان بزرگسال نیز از این فضا برای آرامش استفاده کنیم، کودکان راحت‌تر این گوشه را با مدیریت احساسات خود مرتبط می‌کنند.

5. داستان بخوانید

امروزه تعداد زیادی داستان کودکان برای کار بر روی احساسات کودکان طراحی شده است. استدلال آنها درون نگری را تسهیل می کند و به آنها کمک می کند تا خود را بهتر بشناسند.

با این حال، هر داستانی که در خانه داشته باشیم می تواند ابزار خوبی برای کار روی احساسات باشد. تنها کاری که باید انجام دهیم این است که به شخصیت ها فکر کنیم.

6. موسیقی و بیان هنری را با هم ترکیب کنید

یک فعالیت خوب برای کودکان برای اینکه یاد بگیرند احساسات خود را هدایت کنند این است که این کار را از طریق موسیقی انجام دهند. برای این کار، قطعات مختلف موسیقی را انتخاب می کنیم. برخی آرام تر، برخی دیگر پرانرژی تر، برخی دیگر شاد، خنده دار یا مالیخولیایی.

ما آنها را بازتولید می کنیم و به کودک کمک می کنیم تا احساسات خود را از طریق رقص، نقاشی، بیان کند. نکته مهم این است که شما با احساساتی که موسیقی در شما ایجاد می کند ارتباط برقرار کنید و راهی برای هدایت آنها پیدا کنید.

7.جعبه پیام ها

برای این فعالیت می توانیم از ظرف شیشه ای یا جعبه تزئین شده استفاده کنیم. همچنین باید چند ورق کاغذ کوچک، یک مداد و چند مداد رنگی در این نزدیکی داشته باشیم.

چیزی که ما تشویق می کنیم این است که کودک بتواند تمام اتفاقات خوبی را که برایش می افتد نقاشی کند یا روی کاغذ بنویسد . ما آن را در ظرف نگه می داریم و هر از گاهی مژده را می خوانیم. اگر کودک روز بدی داشته باشد بسیار مفید خواهد بود.

8. تقلید احساسات

این فعالیت ساده گروهی شامل نوشتن احساسات مختلف بر روی کاغذ یا کارت های مختلف است. سپس یکی از بچه ها باید یکی را انتخاب کند بدون اینکه بقیه آن را ببینند و از طریق میم معنای آن را نشان دهد. بچه های دیگر باید حدس بزنند که چه احساسی از طریق حرکات توصیف می شود . کودکی که آن را حدس می‌زند، نفر بعدی است که بیرون می‌رود و میمکی می‌زند.

9. تئاتر

این یک فعالیت خوب برای کار در یک گروه است. هر کودک شخصیتی را انتخاب می‌کند – چه خودش، چه از طریق عروسک‌ها یا اسباب‌بازی‌های دیگر – و نشان‌دهنده احساس خاصی از داستانی است که می‌خواهد نشان دهد.

10. دماسنج احساسات

با کودک روی یک مقوا دو دماسنج می کشیم. درست در کنار آن چهره هایی را نیز نقاشی خواهیم کرد  که بیانگر احساسات هستند . در کنار اولین دماسنج، ناراحت کننده ترین احساسات . از بی علاقگی و غم در پایین ترین دما گرفته تا اعصاب و عصبانیت در بالاترین درجه .

در کنار دماسنج دوم مثبت ترین احساسات را ترسیم خواهیم کرد. در پایین ترین دما، آرام ترین، مانند آرامش، یا شاد بودن و در بالاترین دما، فعال ترین، مانند شادی، اشتیاق یا شادی.

فواید کلی کار با احساسات کودکان

مزایایی که کودکان از درک عمیق احساسات خود به دست می آورند، بر حوزه های مختلف تأثیر می گذارد. بنابراین، نه تنها در سطح فردی به آنها کمک می کند، بلکه در روابط آنها با همکلاسی ها، دوستان یا خانواده هایشان نیز کمک می کند . به بیان دقیق تر، برخی از مزایا به شرح زیر است:

خودشناسی خود را عمیق تر کنید .

خودکنترلی بیشتری داشته باشید.

بهتر است احساسات خود را بپذیرید، چه راحت و چه ناراحت کننده.

به خود اعتماد بیشتری داشته باشند.

عزت نفس خود را افزایش دهید.

سازگاری خود را افزایش دهید.

نسبت به آنچه برای آنها اتفاق می افتد فعال تر و مسئولیت پذیرتر باشید.

مهارت های اجتماعی خود را بهبود بخشید .

مهارت های همدلی خود را توسعه دهید.

روابط سالم تری با افراد دیگر ایجاد کنید.

تعارضات با کودکان دیگر را به نحو مناسب تری مدیریت کنید.

کار تیمی بهتر

در خانه همزیستی بهتری داشته باشید.

عملکرد تحصیلی خود را بهبود بخشید.

درک احساسات کودکان

توصیه های نهایی برای کار بر روی احساسات کودکان

حفظ ارتباط دائمی بین والدین و فرزندان برای تسهیل ابراز احساسات مهم است.

ما می‌توانیم استنباط کنیم که توسعه هوش هیجانی از طریق فعالیت‌های تفریحی ابزارهای روان‌شناختی خوبی را هم در کوتاه‌مدت و هم در بلندمدت فراهم می‌کند. با این حال، ما به عنوان بزرگسالان باید به سرعت یادگیری کودکان احترام بگذاریم. یعنی ما نمی توانیم یادگیری را اجبار کنیم، هر چقدر هم که ارزشمند باشد.

انعطاف پذیری در آموزش ضروری است و کوچولوها همیشه مایل نیستند آنچه را که ما می خواهیم به آنها نشان دهیم بیاموزند. بنابراین، بهترین راه برای آموزش نحوه مدیریت احساسات، مثال زدن است .

اگر خودمان هوش هیجانی خوبی داشته باشیم، به طور طبیعی به آنها آموزش خواهیم داد. از طریق زبان غیرکلامی ما، مکالمات ما، اعمال ما و همچنین اشتباهات ما،  آنها قادر خواهند بود به همان اندازه یا بیشتر از هر بازی یاد بگیرند.

بنابراین، کسب منابع عاطفی فقط مربوط به کودکان نیست. هر چه بیشتر روی هوش هیجانی خود سرمایه گذاری کنیم، منابع و استراتژی های بیشتری می توانیم به فرزندانمان منتقل کنیم.


1686042447_7273700.jpg

چرا کودکان دروغ می گویند و داستان می سازند؟

همه گاهی دروغ می گویند، درست است؟ اما هنگامی که کودکان دروغ می گویند، والدین تمایل دارند بیش از حد واکنش نشان دهند و دروغ گفتن از نظر رشد برای کودکان 3 تا 5 ساله طبیعی است. دروغ گفتن به کودکان این امکان را میدهد که مرزهای بین خیال و واقعیت را امتحان کنند، از خود در برابر عواقب اعمالشان محافظت کنند و بهتر درک کنند که دیگران چگونه فکر می کنند. همه دروغ می گویند، از جمله کودکان در واقع، کودکان با رشد، مشاهده و یادگیری در طول زمان یاد میگیرند که دروغ بگویند و در حالی که هراز گاهی دروغ گفتن طبیعی است،

دروغ گفتن می تواند مشکل ساز شود: نکته کلیدی این است که قبل از پرداختن به نگرانی های خود ابتدا انگیزه پشت این دروغ فرزندتان را درک کنید. ممکن است کودکان به دلیل خجالت کشیدن دروغ میگویند و برای آزمایش محدودیت‌ها یا برای جلوگیری از آسیب رساندن به احساسات دیگران، دروغ گفته باشند ، ولی با این حال، نوجوانان بزرگتر بیشتر با هدف فریب دادن دروغ می گویند.


download.jpg

 تقویت مهارت‌های گفتاری کودکان

سن یک سالگی ، سنی است که کودک شما زبان باز می کند. راهکارهای ساده‌ای در جهت تقویت مهارت‌های گفتاری کودکان وجود دارد که در این جا به تعدادی از آنها اشاره شده است. نقطه عطف دوران کودکی فرزندتان زمانی است که او اولین کلمه را بر زبان می‌آورد و این زمان دوست داشتنی ، در آلبوم کودکتان ثبت شده و جزء یکی از خاطرات فراموش نشدنی زندگی‌تان به حساب می‌آید و اما گاهی ممکن است حرف نزدن کودکان نوپا باعث نگرانی والدین شود. به عقیده یکی از متخصصین ، بسیاری از والدین ابراز نگرانی می‌کنند که آیا پیشرفت زبانی فرزندانشان معمولی به نظر می‌رسد! در حالی که بیشتر اوقات اضطراب آنها بیهوده و بی‌اساس است.

آیا همه کودکان در باید در یک زمان مشخص شروع به صحبت کردن کنند؟
بطور طبیعی ، زمان زبان باز کردن در کودکان بسیار متفاوت است. بیشتر کودکان ، حتی آنهایی که بطور ذاتی ساکت هستند، بالاخره در این محدوده زمانی زبان باز می‌کنند. در حالی که تعدادی از بچه‌های ۱۲ ماهه چند کلمه ساده ، مانند مامان ، بابا ، بالا و دد ،‌ که کلماتی مشترک در بین اکثر بچه‌ها است، می‌توانند بگویند. اما کودکانی هم هستند که تا سن ۱۵ تا ۱۸ ماهگی نمی‌توانند صحبت کنند. به نظر دکتر رسکورلا ، کودکان بین ۱۳ تا ۱۸ ماهگی اولین کلمه را می‌گویند.

 راه های تقویت مهارت‌های گفتاری کودکان

هنگامی که کودکان به سن ۲ سالگی می‌رسند، در حدود ۷۰ درصد آنها ۵۰ تا ۲۵۰ کلمه را بر زبان می‌آورند، که معمولا کلماتی مانند اسم‌ها ، فعل‌ها و صفات هستند و همچنین می‌توانند کلمات را کنار یکدیگر قرار دهند و جملات دو یا سه کلمه‌ای بسازند مانند: شیر می‌خوام، هاپو بازی کنیم). به ندرت هم کودکانی هستند که بتوانند جملات پیچیده‌تری بگویند مثل ، بابا کی می‌یاد به خونه تا باهاش توپ بازی کنم؟

تعداد قابل ملاحظه‌ای از کودکان ، در حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد ، در این سن از لحاظ گفتاری از دیگران عقب‌تر هستند. اگر کودک شما در ۲ سالگی کمتر از ۵۰ کلمه می‌گوید و یا نمی‌تواند جملات دو کلمه‌ای بسازد، از جمله کودکانی است که دیر به حرف می‌افتند. به عقیده دکتر رسکورلا ، دیر به حرف افتادن کودکان زنگ خطری به حساب نمی‌آید ولی بخصوص در مورد بچه‌های ۵ ساله بهتر است که موضوع را با پزشک کودک در میان بگذارید.

نگران کننده‌تر از همه عقب ماندگی در مورد فهمیدن گفتار و یا آنچه که فرزندتان درک می‌کند، می‌باشد. یکی از کارشناسان می‌گوید: بیشتر کودکان یک ساله می‌توانند دستورات ساده را عمل کنند. به عنوان نمونه ، کفشت را پیدا کن. اگر فرزند ۱۸ ماهه شما به نظر می‌رسد که بعضی چیزها را نمی‌فهمد، بهتر است که با دکتر او مشورت کنید.

اگر حرف‌های کودک شما برای همگان غیر از شما نامفهوم است. اصلا نگران نشوید. یکی از متخصصان با مطالعه بین بچه‌های ۱۸ ماهه برآورد کرده است که تنها ۲۵ درصد از آنچه که فرزندتان می‌گوید، می‌تواند برای دیگران قابل درک باشد. (در مقابل نیز شما فقط ۹۵ درصد از صحبت‌های او را متوجه می‌شوید). در آخر دکتر رسکورلا اضافه می‌کند: توانایی صحبت کردن در میان کودکان متفاوت است، تا ۳ سالگی نگران حرف زدن فرزند خود نباشید.

بایدها و نبایدها
اگر کودک شما می‌گوید:

آبه- آبه.
من دستشویی رفته باشم.
به آب میوه اشاره می‌کند.
با حرکات سر و صورت به حیوانات پشمالو اشاره می‌کند.

شما نگوئید:

آبه می‌خوای
نه، رفته باشی، نیست. من رفتم
من به تو چیزی نمی‌دم مگر این که آب میوه بگی.
آیا خرگوش صورتی خودت را می‌خوای؟

شما بگوئید:

آب می‌خواهی
بله ، شما دستشویی رفتید
آب میوه ، تو آب میوه می‌خواهی
آیا خرگوش صورتی خودت را می‌خواهی یا خرس آبی‌ات؟
کمک به شکوفایی گفتار در کودکان
والدین در پیشرفت زبانی کودکانشان نقش کلیدی دارند. دکتر استیو برمن ، متخصص در پیشرفت‌های زبانی و استاد دانشگاه در آمریکا می‌گوید: تحقیقات نشان داده که در پیشرفت زبان دو بخش حیاتی حائز اهمیت است: تعداد کلماتی که کودک می‌شنود و دوم مقدار کمکی که از دیگران می‌گیرد. با تشویق و صحبت کردن بیشتر شما با کودکتان ، دایره لغات او گسترش می‌یابد.

برخی از روش‌هایی که نقش اساسی در تقویت مهارت های گفتاری کودک دارد

بلند و رسا صحبت کنید

به عقیده یکی از کارشناسان: هر کاری که کودک شما انجام می‌دهد،‌ از لباس پوشیدن گرفته تا خوابیدن، فرصت خوبی برای استفاده از کلمات است. یک داستان دنباله‌دار ، همراهی کردن با اشاره ، لباست این جاست، سرت را بالا کن ، لغات جدیدی را در ذهن او می‌سازد و همچنین نشان می‌دهد که هر چیزی ، اسمی دارد.

با آهنگ و موزون صحبت کنید

از زمانی که کودکان قبل از حرف زدن با دانش حرکات آشنا می‌شوند، صحبت کردن به صورت آهنگین و با حرکات دست بازی کردن برای آنها بسیار سودمند و مفید است. مانند: با دست مثل عنکبوت راه رفتن یا حرکات دایره‌وار چرخ‌های اتوبوس. کلپرلژنژ کارشناس کودکان زیر سه سال می‌گوید: معمولا بچه‌ها بیشتر کلماتی را که در ترانه‌ها می‌شنوند را به آسانی به خاطر می‌سپارند.

کلمات را یکی یکی اضافه کنید.

دکتر رسکورلا می‌گوید: وقتی که فرزند نوپای شما بعضی چیزها را خود به خود می‌گوید، آن لغت را به کلمات دیگرش اضافه کنید. به عنوان نمونه ، اگر او ، توپ ، می‌گوید به او بگوئید: توپ قرمز یا توپ بزرگ. این راهکار نه تنها دامنه لغات او را افزایش می‌دهد، بلکه به او یاد می‌دهد که کلمات را ترکیب کند.

با اسم کلمات بازی کنید.

کودک شما باید بداند که هر چیزی اسمی دارد و همچنین می‌تواند با استفاده از همین اسامی ارتباط برقرار کند. کتاب‌های مصور برای نشان دادن و نامیدن اسامی بسیار مفید است. کودک از سن ۱۲ تا ۱۵ ماهگی ، به اسم‌های ساده متکی است. در ۱۵ تا ۱۹ ماهگی کلماتی مانند فعل دویدن ، خوردن یا نشستن یا صفاتی مثل بنفش ، کوچک و سرد به لغات او افزوده می‌شود. پیش از درخواست او پاسخ ندهید (مثل تیری که از تفنگ رها شود). به فرزندتان اجازه دهید تا نیازهایش را قبل از این که شما بپرسید ، بیان کند.

اگر اغلب پس از بیدار شدن از خواب تشنه است، فورا برای او آب نیاورید. بلکه در عوض اجازه دهید تا او از شما بخواهد، سپس بگوئید: تشنه هستی! الان برایت کمی آب می‌آورم. تمرین کنید و باز هم تمرین و تمرین. به فرزندتان اجازه دهید تا در هر فرصت مناسب از مهارت‌های زبانی‌اش، بخصوص با هم سن و سال‌هایش استفاده کند. به عقیده یکی از کارشناسان: وقتی که کودک شما می‌بیند که بچه‌های دیگر صحبت می‌کنند، او نیز برای حرف زدن با دیگران تشویق می‌شود. بعضی از کارشناسان گفتاری معتقدند که استفاده از پستانک ، شیشه شیر و لیوان‌های دردار که باعث مکیدن به مدت طولانی می‌شوند، باعث نوک زبانی بچه‌ها شده و ممکن است حروف س و ز را ناجور تلفظ کنند.

تحمل کنید و صبور باشید. یکی از متخصصین می‌گوید: زمانی که کودکان دنبال کلماتی هستند که می‌خواهند بیان کنند، فرصت دهید، اگرچه معمولا برای والدین خسته کننده است. همچنین از پریدن بین حرف‌های کودکان جهت کامل کردن جملاتشان خودداری کنید. با این کار به آنها فرصت می‌دهید تا از کلمات ذهنی خود استفاده کنند و شما توانایی‌های آنها را باور خواهید کرد و این راه بهترین تشویق و ترغیب در همه مراحل است.


exceptional-Children3-1200x800.jpg

چندتوصیه به والدین کودکان استثنایی

ما قصد داریم چندتوصیه به والدین کودکان استثنایی داشته باشیم و با ما همراه باشید.

اولین توصیه اینکه سعی کنید خانواده‌ای را که دارای فرزند استثنایی هستند پیدا کرده و از آنها کمک و راهنمایی بگیرید.

توصیه دوم اینکه با همسر، خانواده و وابستگان نزدیک و مهم خود در این مورد صحبت کنید. اکثراً دیده می‌شود که والدین در

مورد احساسات خود راجع به مشکلات فرزندانشان صحبت نمی‌کنند. گاهی یکی از والدین نگران است که نمی‌تواند منبع

تسکین و یا قدرتی برای همسرش باشد. هرچه پدر و مادر در مواقع حساس مانند مواجه با مشکلات فرزندان خود با یکدیگر

صحبت کنند، بهتر می‌توانند روحیة یکدیگر را تقویت کرده و هر دو از قدرت بیشتری برخوردار شوند. البته باید توجه داشت که هر

یک از والدین ممکن است نقطه نظرات مخصوص به خود را داشته باشد و آنچه که یکی از طرفین حس کرده و یا به آن عکس

العمل نشان داده ضرورتاً نباید مانند همسرش باشد. سعی کنید احساسات خود را برای همسرتان توضیح دهید، سعی کنید در

مواردی که مشاهدات شما یکسان نیست یکدیگر را درک کنید.

اگر فرزندان دیگری در خانواده هستند، با آنها هم صحبت کنید و از احتیاجات آنها هم آگاه شوید. اگر در موقعیتی قرار دارید که

قادر به صحبت کردن با آنها و جواب دادن به احتیاجات روحی آنها نیستید، فرد یا افراد دیگری از فامیل را که قادر به برقراری یک

رابطة خوب با فرزندانتان هستند انتخاب کنید که آنها این ارتباط لازم را برقرار کنند. با افراد دیگری که در زندگی شما نقش مهمی

دارند، مانند یک دوست خوب و یا حتی والدین خودتان صحبت کنید. پدر و مادرهایی که با چنین بحرانی مواجه می‌شوند گرایش

زیادی به انزوا طلبی پیدا کرده و معمولاً دوست ندارند که در مورد مشکلشان با دیگران صحبت کنند. اما داشتن دوستان قابل

اعتمادی که بتوانند بار سنگین روحی شما را سبک کنند بسیار سودمند می‌باشد.

توصیة سوم اینکه بیشتر بر جنبه‌های مثبت زندگی خود تکیه کنید. هر فردی ممکن است با مراجعه به افراد مختلف بتواند قوای

مثبت خود را افزایش بخشد. یک نفر با رفتن نزدیک فرد روحانی، دیگری با دیدار و صحبت با یک دوست و فرد دیگر با مراجعه به

مشاور خانوادگی. اگر هر کدام از این افراد قبلاً در زندگی باعث تسکین روحی برای شما بوده‌اند، به آنها مراجعه کنید و حتی

شاید لازم باشد که منابع جدیدی برای خود بیابید. یک مشاور بسیار مجرب دستورالعملی برای زندگی در موارد بحرانی به من

داد: ” هر روز صبح که برمی‌خیزی و خود را در قبال وضعیتی که داری ناتوان احساس می‌کنی، مشکلت را به درگاه خداوند ببر،

چه که او را می‌شناسی و درک می‌کنی، پس آنگاه روزت را آغاز کن.” هر وقت دچار احساسات دردناک و غم انگیز شدید، باید با

یک نفر تماس بگیرید. می‌توانید به کسی تلفن کنید، نامه بنویسید و یا حتی وسیله‌ای پیدا کنید و به منزل آن شخص معین رفته

و حتماً با او در مورد درد خود صحبت کنید. دردی که در موردش صحبت شود مانند آن است که تقسیم شود و سنگینی آن هرگز

به اندازه تحمل آن به تنهایی نخواهد بود. گاهی مشاوره های روانپزشکی تجویز می‌شود و اگر این در مورد شما صدق می کند،

این راه کمک را به روی خود نبندید.

توصیه چهارم آنکه هر روز را برای همان روز زندگی کنید. ترس و نگرانی از آینده می تواند انسان را فلج کند. اگر شما جملاتی

مانند: ” بعد چه خواهد شد؟ ” و یا ” چطور خواهد شد اگر . . . ” را در مورد آینده کنار بگذارید، می توانید واقعیت روز را در نظر

گرفته و سعی در برطرف کردن مشکلات همان روز کنید. با اینکه باورش مشکل به نظر می‌رسد، اما هر روزه اتفاقات خوبی هم

می‌افتد که باعث دلخوشی انسان می‌شود و نگرانی در مورد آینده فقط قوای محدود انسان را تحلیل می‌برد. سعی کنید که هر

روز را برای خود آن روز زندگی کنید و از خوبی هایش لذت ببرید.

توصیه دیگر آنکه اصطلاحات مربوط به مسائل فرزندتان را یاد بگیرید. اگر کسی در مورد فرزندتان اصطلاح خاصی را بکار برد که

شما معنی آنرا نمی‌فهمید، خجالت نکشید و معنی آنرا بپرسید. حتی صحبت طرف را قطع کنید و در مورد معنی آن اصطلاح

خاص سؤال کنید و توضیح کافی بگیرید.

ششمین توصیه اینکه تا می‌توانید در رابطه با مشکل فرزندتان اطلاعات جمع‌آوری کنید. بعضی از والدین اطلاعات زیادی جمع

می‌کنند و بعضی دیگر نسبت به این موضوع بی‌توجه می مانند. نکتة مهم این است که شما در پی اطلاعات صحیح و دقیق

باشید. از سؤال کردن نترسید زیرا این اولین قدم به سوی درک بیشتر از موقعیت فرزندتان می‌باشد. یادگیری نحوة جمع‌آوری

اطلاعات می‌تواند در آینده خیلی برای شما مفید باشد. یک روش خوب اینست که قبل از رفتن پیش پزشک و یا قبل از رفتن به

جلسه‌ای سوالات خود را روی صفحه بنویسید و در ضمن صحبت در نزد پزشک و یا در جلسه هم اگر سؤالات دیگری برایتان

مطرح شد، آنها را هم روی کاغذ بیاورید. به این ترتیب هیچ سؤالی را فراموش نخواهید کرد و برای تمام سئوالاتتان هم می‌توانید

جوابی بگیرید. بخاطر داشته باشید که گزارشهای تشخیص بیماری، گزارش پیشرفت مداوا و گزارش ارزیابی‌ها را بخواهید و

نگهداری کنید. تمام اوراق مربوط به کودک را که از طرف پزشک، معلم و یا تراپیست به شما داده شده است مرتب نگه دارید.

برای اینکار می‌توانید از یک کلاسور استفاده کنید. این اطلاعات و اوراق در آینده می‌توانند برای کودک شما بسیار مفید باشند.

اگر شما ذاتاً آدم مرتبی نیستید، حداقل همة اوراق را در یک جعبة مخصوص نگه‌دارید که در موقع لزوم به آنها دسترسی داشته

باشید.

توصیه دیگر اینکه نترسید و خجالت نکشید. بسیاری از والدین در برابر افراد متخصص مانند پزشک، معلم و یا متخصصین دیگر

احساس کفایت لازم برای پرسش و تحقیق در مورد وضعیت فرزندشان را نمی‌کنند. شما نباید برای گرفتن اطلاعات از آنها

عذرخواهی کنید و احساس کنید که با سؤالات خود مزاحم آنها شده‌اید. یادتان باشد که مسأله فرزند شما مطرح می‌باشد و

موقعیت او تأثیر زیادی در زندگی ‌شما و خود او دارد. بنابراین مهم است که در حد امکان در مورد موقعیت خود و فرزندتان بدانید.

از بروز احساسات خود وحشت نداشته باشید. خیلی از والدین مخصوصاً پدرها از بروز احساسات خود جلوگیری می‌کنند زیرا

عقیده دارند که نشان دادن عواطف دلیل بر ضعف آن‌هاست. قویترین پدرانی که دارای کودکان استثنائی هستند آنهایی هستند

که از بروز احساسات و عواطفشان ترس و شرم ندارند.

یاد بگیرید که با عصبانیت و تلخکامی های خود که بطور طبیعی به شما دست می‌دهند روبرو شوید. اگر خوب دقت کنید متوجه

می شوید که به علت استثنائی بودن فرزندتان باید تجدید نظر کلی در آرزوهای خود برای این کودک کرده و این مسأله خود می

تواند باعث عصبانیت و تلخکامی در شما بشود. شما باید یاد بگیرید که با آنها کنار بیایید و حتی اگر لازم باشد از متخصصین در

این زمینه کمک بگیرید. با اینکه تجسم آیندة بهتر در این مرحله برای شما مشکل است، ولی بدانید که روزی خواهد آمد که

زندگی شما بهتر خواهد شد و روزی خواهد آمد که شما با دید مثبت به زندگی نگاه کنید. با تشخیص احساسات منفی خود،

بهتر می‌توانید خود را برای مبارزات آتی تجهیز کنید و دیگر مرارت و عصبانیت، از نیرو و قدرت ابتکار شما نمی‌کاهد.

به هر چیزی از دید مثبت نگاه کنید. تمرکز بر جنبه‌های مثبت ، ارزش نکات منفی را کم کرده و انسان می‌تواند راحت‌تر با زندگی

کنار بیاید. روحیة مثبت یکی از باارزش‌ترین سلاحها در مواجهه با مشکلات است. بدانید که همیشه نکتة مثبتی در مورد هر

آن‌چه که اتفاق می‌افتد وجود دارد. مثلاً خانمی گفته است که: “در ضمن تشخیص استثنایی بودن فرزندم، به من گفتند که این

بچه از سلامتی جسمی فوق‌العاده‌ای برخوردار است. هنوز هم او بچة بسیار سالمی است و نداشتن مشکل جسمانی او

نعمتی برای من محسوب شده است.”

همیشه واقع بین باشید. واقع بین بودن و در تماس دائمی بودن با واقعیت، یعنی پذیرش زندگی آنطور که هست. یعنی

تشخیص اینکه بعضی چیزها را در زندگی می توان تغییر داد و بعضی دیگر قابل تغییر نیستند. کار مهم در زندگی همة ما اینست

که یاد بگیریم چه چیزهایی را ما می‌توانیم تغییر دهیم و بعد تمام سعی خود را در این راه بکار بگیریم.

یادتان باشد که زمان در دست شماست. زمان مرهم خیلی از زخمهاست، البته این بدان معنا نیست که تربیت کردن و زندگی

کردن با یک کودک استثنایی کار آسانیست. اما به مرور زمان با انجام اقدامات مختلف می‌توان بار این مشکل را سبک‌تر کرد.

برای فرزند خود برنامه‌ریزی کنید، با استفاده از کلاسهای مختلف آموزشی، ورزشی و تفریحی می‌توانید مقداری از وقت کودک

خود را پر کنید. اینکار هم برای کودک مفید است و هم به والدین فرصتی می‌دهد که در این فاصله به کارهای ضروری خود

بپردازند. حتی در خانه هم می توان به طرق مختلف برنامه‌هایی برای کودکان ترتیب داد که در ساعات بخصوصی سرگرم باشند

و بیشتر موجبات آسایش پدر و مادر فراهم آید.به این امید که این چندتوصیه به والدین کودکان استثنایی برای شما مفید باشد.


mother-daughter-love-sunset-51953.jpeg

برخورد والدین ‌با اختلال‌ رفتاری ‌و روانی‌ کودکان

از مهم ترین مباحث بهداشت روان، سلامت روان کودکان و نوجوانان و برخورد والدین ‌با اختلال‌ رفتاری ‌و روانی‌ کودکاناست. از

آنجا که دوران کودکی یکی از تاثیرگذارترین و حساس ترین مراحل زندگی است، توجه به بهداشت روان در این مرحله نیز بسیار

حیاتی و با اهمیت است. زیرا شناسایی ورفع مشکلات رفتاری و شخصیتی در سنین پایین کمک بسیار بزرگی درشکل گیری

شخصیت سالم افراد دربزرگسالی محسوب میشود. این در حالی است که طبق تحقیقات بین ۱۵ تا ۲۰ درصدکودکان ونوجوانان

به نوعی از مشکلات رفتاری و روانی رنج میبرند.کودکان نیز همچون بزرگسالان دچار آشفتگی‌های روانی_رفتاری می‌شوند و این

مسئله باعث تحقیقات و مطالعات دامنه‌داری در زمینه انواع این آشفتگی‌ها و تفاوت آنها با آشفتگیهای رفتاری _ روانی

بزرگسالان و همچنین شیوه‌های درمانی این آشفتگیها شده است.برخی ار این مشکلات و آشفتگیهای رفتاری_ روانیکودکان

عبارتند از: اتیسم (Otism) ، اختلالات یادگیری، اختلالات توجه ، اختلالاتدفعی ، ناخن جویدن و … .

روش‌ برخورد والدین‌ درهنگام‌ مواجهه‌ بااختلال‌ رفتاری‌و روانی‌ کودکان ‌:

۱ – والدین‌ نباید کنترل‌ خود را ازدست‌ بدهند،زیرا از دست‌ دادن‌ کنترل‌و خونسردی‌ سبب‌ تشویق‌ و دلهره‌بیش‌ از حد آنان‌ می‌شود

که‌ خود سبب‌می‌گردد اضطراب‌ و تشویق‌ کودک‌افزایش‌ یابد.

۲ – والدین‌ نبایدیکدیگر را متهم‌کنند زیرا اتهام‌ و مقصردانستن‌یکدیگر سبب‌ ایجاد جو ناسازگاری‌درخانواده‌ می‌شود. بدیهی‌ است‌

چنین‌ جو مخربی‌ نه‌ تنها علت‌ واقعی‌ رامشخص‌نمی‌کند بلکه‌ موجب‌ تشدید این‌اختلالات‌ خواهد شد.

۳ – بعضی‌ از والدین‌ شاید جهت‌خاموش‌ نمودن‌ رفتارهای‌ ناسازگارانه‌ واختلال‌ رفتاری‌ کودک‌ متوسل‌ به‌پرخاشگری‌ و تنبیه‌ بدنی‌

و یا تحقیر وسرزنش‌ و اعمال‌ رفتارهای‌پرخاشگرانه‌ شوند، این‌ دسته‌ از والدین‌باید بدانند تنبیه‌ بدنی‌، تحقیر وسرزنش‌ نه‌ تنها در

دراز مدت‌ تأثیری‌در درمان‌ اختلال‌ رفتاری‌ کودکان‌ندارد بلکه‌ موجب‌ می‌شود رفتارهای‌ناسازگارانه‌ و اختلال‌ رفتاری‌ به

شکل‌گسترده‌تر،جدیدتر و وخیم‌تر بروزنماید.

۴ –برخورد والدین ‌با اختلال‌ رفتاری ‌و روانی‌ کودکان ‌بایستی‌ رفتارهای‌سازگارانه‌ و صحیح‌کودکان‌ خود را شناسایی‌ کنند و درهنگام‌

بروز چنین‌ رفتارهای‌ سازگارانه‌به‌ تشویق‌ آن‌ بپردازند.

۵ – والدین‌ بایستی‌ ساختارتربیتی‌خانوادگی‌، خود را دقیقا مورد بازبینی‌قرار دهند زیرا ساختار تربیتی‌خانوادگی‌ طرد کننده‌، بی‌

تفاوت‌ ومستبد موجب‌ بروز اختلال‌ رفتاری‌دوران‌ کودکی‌ می‌شود.

۶ – والدین‌ بایستی‌ علاوه‌ براقدامات‌ فوق‌ در هنگام‌ بروز اختلال‌رفتاری‌ کودکان‌ به‌ متخصص‌ مربوطخصوصا روانپزشک‌، و مشاور

خانواده‌،مراجعه‌ نمایند تا اولا علت‌ این‌اختلالات‌ دقیقا مشخص‌ شود، ثانیادرمان‌ جامع‌ و صحیح‌ انجام‌ گیرد. ثالثااز مزمن‌ شدن‌ این‌

اختلالات‌ پیشگیری‌شود.


child_psychiatry_web_1.jpg

ترس های کودک را درک کنید

ترس ها و اضطراب عادی هستند و بخشی از چیزهایی هستند که در دنیا کودک رخ می دهند توضیحات صحیح از سوی والدین به آنها کمک می کند تا نگرانی کمتری داشته باشند.توضیحات صحیح از سوی والدین به آنها کمک می کند تا نگرانی کمتری داشته باشند.


10.jpg

دیدن کابوس ترسناک کودکان

مقدمه ی مقاله

در این حالت کودک به علت دیدن کابوس ترسناک از خواب بیدار می‌شود و اغلب بخشی از خوابی

که موجب ترس وی شده و یا تمامی آن را به یاد می‌آورد

علت های کابوس

علت ها و دلایل اصلی کابوس ها ممکن است بر اثر اتفاق ها و مسئله های ترسناکی باشد که کودک

در طی روز در تلویزیون می‌بیند یا در داستانها و کتابها می‌خواند و یا اطرافیان تعریف می‌کنند و یا اصولا مسئله‌ای باشد

که کودک خود شخصا با آن رو به رو است مانند: دعواها ، مشکلات احساسی و…

البته کابوس و خواب وحشتناک می‌تواند از تخیل کودک هم شکل بگیرد بدون اینکه معنای خاصی داشته باشد.

در کودکان این خوابها قسمتی از رشد آنهاست و وقتی از خواب می‌پرند بلافاصله به خواب می‌روند

و در فردا آن روز چیزی به یاد نمی‌آورند. هر کابوسی به این معنی نیست که مسئله‌ای وجود دارد.

نحوه برخورد والدین با کابوس

نحوه بر خورد والدین هنگام دیدن کابوس های وحشتناک به این گونه است که: هنگامی که کودکی در دل شب

فریاد کشید، بی آن که از خواب بیدار شود، باید او را نوازش کرد و آرام در گوشش لالایی نجوا کرد و در این هنگام

نباید کودک را حتی‌الامکان از خواب بیدار کرد. اما زمانی که کودکتان از صدای فریاد خودش بیدار شد، همچنان

وحشت زده و ترسیده است او را در آغوش بگیرید و یک لیوان آب به او بدهید و او را نوازش کنید و با صدای آهسته

برایش تعریف کنید که این فقط یک خواب بود و گذشت، آنچه که دیدی همه در خواب بود.

حتی اگر کودک معنی واژه رویا را هنوز یاد نگرفته باشد، طنین آرام بخش صدایتان او را تسکین خواهد داد

به درک رسیدن کودک

به او خواهد فهماند که آنچه که دیده واقعیت نداشته است، و اگر کودک باز هم بی‌قراری کرد می‌توان چراغ

را روشن کرد و گفت بیا به دنبال آن چیزی که می‌ترسی بگردیم و یا به او بگوییم چراغ را برایت روشن می‌گذارم.

البته امکان دارد که در بعضی موارد ، صحنه‌هایی از آن کابوس وحشتناک در ذهنش دوباره تکرار شود و از ترس

اینکه دوباره آن منظره‌های وحشتناک را ببیند از رفتن به رختخواب امتناع ورزد، توصیه‌ای که در این زمان

وجود دارد این است که موضوع خوابی را که کودک عنوان می‌کند را به شکل دیگری به پایان برسانیم

به این شکل که مثلا اگر خواب اژدها را دید به او بگوییم که در انتها تو شمشیری داشتی و اژدها را کشتی.

سعی کنید وقتی کودک خواب ترسناک می‌بیند و به طرف تخت شما می‌آید او را به تخت خودش باز گردانید

چون بعدا خیلی مشکل است که شبهای بعد در اتاق خودش به خواب رود و سعی کنید پیش کودک تا به

خواب رفتن وی بمانید و بعد اتاق او را ترک کنید. هنگامی که احساس می‌کنید دیدن کابوس در کودکتان به

علت این است که ذهنش مشغول مسئله‌ای است باید دقت کنید که چه چیزی در زندگی کودک تغییر یافته است.

البته باید از خود کودک کمک گرفت و یک سئوال باز و دقیق پرسید مثلا دیشب چه خوابی دیده بودی؟

یا دقیقا از چه چیزی می‌ترسی؟ و بگذاریم خودش تعریف کند و سعی کنیم بین صحبتهایش حرف نزنیم

با دقت گوش کنیم.

زیرا کودک با این عمل ما احساس خواهد کرد که وی را درک می‌کنیم. البته در کودکانی که

کوچکتر هستند نباید انتظار داشته باشیم که خوابشان را واضح بتوانند بیان کنند زیرا کودکان در سنین پائین

نمی‌توانند دقیقا خوابی را که دیده‌اند به روشنی برای دیگران تعریف کنند و فقط ممکن است

یک لغت بگویند مثل: زن بد جنس یا سگ بزرگ. در این صورت باید به آنها گفت که در واقعیت

و در اتاق او چیزی وجود ندارد و می‌توان به همراه کودک همه جای خانه را جستجو کرد.

 


پیاده سازی و سئو توسط: 'GoGseo