لطفا صبر کنید ...

1739091318_7770834.jpg
02/آوریل/2025

10 فعالیت برای کار بر روی احساسات کودکان

آیا میخواهید به شیوه ای سرگرم کننده عمیق تر به احساسات فرزندان خود بپردازید؟ چند بازی مناسب برای سنین مختلف را توضیح می دهیم. عواطف کودکان در عصر امروز بیش از گذشته مورد توجه قرار می گیرد. البته در سایر مقاطع تاریخی همه ابعاد کودکی از جمله ابعاد عاطفی مورد توجه قرار گرفت. اما در دهه های اخیر اهمیت بیشتری به این موضوع داده شده است.

بنابراین در زمینه های آموزشی، تربیتی و روانشناختی، مدیریت مناسب عواطف برای رشد خوب کودک و نوجوان بسیار مهم تلقی می شود. این به این دلیل است که تنظیم عاطفی خوب در دوران کودکی تأثیر مثبتی بر حل تعارض در آن سن و بزرگسالی دارد. اما آیا واقعاً کودکان می توانند یاد بگیرند که احساسات خود را مدیریت کنند؟ از چه سنی؟ در فضای زیر به این سوالات پاسخ می‌دهیم و برخی از فعالیت‌هایی که به کار شما کمک می‌کنند را به تفصیل شرح می‌دهیم.

چگونه روی احساسات کودکان کار کنیم؟

گفته می شود که کودکان از آنجایی که توانایی فوق العاده ای برای یادگیری دارند مانند “اسفنج” هستند با این حال، باید راه درستی برای رساندن دانش به سطح آنها پیدا کرد.

گفته می شود، اگر بخواهیم در این مرحله روی احساسات کار کنیم ، نمی توانیم با مفاهیم بسیار انتزاعی این کار را انجام دهیم. اگر این کار را به این صورت انجام دهیم، احتمالاً چیزی را که ما می خواهیم یاد بگیرند، متوجه نخواهند شد.

برعکس، اگر ایده‌ها را ساده‌سازی کنیم، از زبان خودشان و رسانه‌های یادگیری مورد علاقه‌شان استفاده کنیم، به راحتی با مفاهیم جدید آشنا می‌شوند و آن‌ها را در دانش خود ادغام می‌کنند.

10 فعالیت برای کار بر روی احساسات کودکان

همانطور که در مقاله منتشر شده در انجمن ملی آموزش کودکان خردسال اشاره شد ، احساسات بر توجه، حافظه و یادگیری تأثیر می گذارد. علاوه بر این، آنها برای ایجاد روابط اجتماعی و برای رفاه عمومی بسیار مهم هستند. با این حال، ارتقاء رشد هوش هیجانی از دوران کودکی در بسیاری از زمینه‌های زندگی بزرگسالی عواقب دارد. به همین دلیل، 10 فعالیتی را به اشتراک می گذاریم که به کار بر روی احساسات کودکان کمک می کند. آنها را عملی کنید!

1. فرهنگ عواطف

برای اینکه کودکان با احساسات خود آشنا شوند، یک تمرین خوب این است که آنها دقیقاً معنی هر یک از آنها را بفهمند . می توان آن را از دو سالگی انجام داد و با هر سنی سازگار کرد. این فعالیت شامل انتخاب عکس هایی از افرادی است که احساسات خاصی را بیان می کنند. بعد از اینکه آنها را داشتیم، آنها را برش می دهیم و در یک دفترچه می چسبانیم. در کنار آنها نام احساس را می نویسیم.

بسته به سن کودک، میتوانیم احساسات خود را منعکس کنیم یا از کودک بخواهیم در مورد آن بنویسد . اگر بچه‌های خیلی کوچک هستند، فقط از احساسات اولیه مانند شادی، غم یا عصبانیت استفاده می‌کنیم. از طرف دیگر، اگر آنها بزرگتر باشند، می توانیم احساسات پیچیده تری را انتخاب کنیم.

دفترچه خاطرات

2. دفترچه خاطرات

اغلب کودکان نمی دانند چگونه احساسات خود را در زمانی که احساس می کنند هدایت کنند، به خصوص اگر آنها ناخوشایند باشند. یک راه خوب برای هدایت آنها از طریق نقاشی است. کودک دفترچه ای خواهد داشت که هر زمان که نیاز داشته باشد می تواند احساسات خود را در آن ترسیم کند. به این ترتیب، بسته به لحظه و احساس، می توانید ابله ها یا نقاشی های دقیق تری بسازید.جالب است که بتوانیم او را در این روند همراهی کنیم و در نقاشی او تأمل کنیم. اگر کودک ناراحت است و تمایلی به صحبت کردن ندارد، بهتر است آن را به زمانی موکول کنید که آرام شود.

3. دفتر خاطرات

داشتن یک دفتر خاطرات در مورد احساسات می تواند خواندن و نوشتن را تشویق کند، که هر دو برای رشد کودک بسیار مثبت هستند.

هنگامی که کودکان در نوشتن تسلط یافتند، عادت خوب این است که هر روز احساساتی را که بیش از همه بر آنها تأثیر گذاشته است یادداشت کنند . برای سهولت در پایبندی به فعالیت، چند روز اول می توانیم آن را با آنها به صورت بازتاب انجام دهیم .

هنگامی که پویایی را درک کردید، می توانید آن را به تنهایی به روشی که برای شما جذاب تر است انجام دهید. مانند یک دفترچه خاطرات، همچنین اضافه کردن برخی نقاشی ها، انتخاب برجسته ترین احساسات روز یا فهرست کردن دلایل سپاسگزاری آنها در آن روز.

4. گوشه آرامش

یکی دیگر از راه های خوب برای مدیریت بهتر احساسات کودکان، داشتن فضایی در خانه است که با آرامش همراه باشد. وقتی به دلایلی احساس می کنید تحت تأثیر احساسات خود هستید، می توانید به آنجا بروید و استراحت کنید.

برای تاثیرگذاری بیشتر، می توانیم فضا را با آنها تزئین کنیم و با هم تصمیم بگیریم که کدام عناصر و رنگ ها به آرامش بیشتر آنها کمک می کنند. اگر ما به عنوان بزرگسال نیز از این فضا برای آرامش استفاده کنیم، کودکان راحت‌تر این گوشه را با مدیریت احساسات خود مرتبط می‌کنند.

5. داستان بخوانید

امروزه تعداد زیادی داستان کودکان برای کار بر روی احساسات کودکان طراحی شده است. استدلال آنها درون نگری را تسهیل می کند و به آنها کمک می کند تا خود را بهتر بشناسند.

با این حال، هر داستانی که در خانه داشته باشیم می تواند ابزار خوبی برای کار روی احساسات باشد. تنها کاری که باید انجام دهیم این است که به شخصیت ها فکر کنیم.

6. موسیقی و بیان هنری را با هم ترکیب کنید

یک فعالیت خوب برای کودکان برای اینکه یاد بگیرند احساسات خود را هدایت کنند این است که این کار را از طریق موسیقی انجام دهند. برای این کار، قطعات مختلف موسیقی را انتخاب می کنیم. برخی آرام تر، برخی دیگر پرانرژی تر، برخی دیگر شاد، خنده دار یا مالیخولیایی.

ما آنها را بازتولید می کنیم و به کودک کمک می کنیم تا احساسات خود را از طریق رقص، نقاشی، بیان کند. نکته مهم این است که شما با احساساتی که موسیقی در شما ایجاد می کند ارتباط برقرار کنید و راهی برای هدایت آنها پیدا کنید.

7.جعبه پیام ها

برای این فعالیت می توانیم از ظرف شیشه ای یا جعبه تزئین شده استفاده کنیم. همچنین باید چند ورق کاغذ کوچک، یک مداد و چند مداد رنگی در این نزدیکی داشته باشیم.

چیزی که ما تشویق می کنیم این است که کودک بتواند تمام اتفاقات خوبی را که برایش می افتد نقاشی کند یا روی کاغذ بنویسد . ما آن را در ظرف نگه می داریم و هر از گاهی مژده را می خوانیم. اگر کودک روز بدی داشته باشد بسیار مفید خواهد بود.

8. تقلید احساسات

این فعالیت ساده گروهی شامل نوشتن احساسات مختلف بر روی کاغذ یا کارت های مختلف است. سپس یکی از بچه ها باید یکی را انتخاب کند بدون اینکه بقیه آن را ببینند و از طریق میم معنای آن را نشان دهد. بچه های دیگر باید حدس بزنند که چه احساسی از طریق حرکات توصیف می شود . کودکی که آن را حدس می‌زند، نفر بعدی است که بیرون می‌رود و میمکی می‌زند.

9. تئاتر

این یک فعالیت خوب برای کار در یک گروه است. هر کودک شخصیتی را انتخاب می‌کند – چه خودش، چه از طریق عروسک‌ها یا اسباب‌بازی‌های دیگر – و نشان‌دهنده احساس خاصی از داستانی است که می‌خواهد نشان دهد.

10. دماسنج احساسات

با کودک روی یک مقوا دو دماسنج می کشیم. درست در کنار آن چهره هایی را نیز نقاشی خواهیم کرد  که بیانگر احساسات هستند . در کنار اولین دماسنج، ناراحت کننده ترین احساسات . از بی علاقگی و غم در پایین ترین دما گرفته تا اعصاب و عصبانیت در بالاترین درجه .

در کنار دماسنج دوم مثبت ترین احساسات را ترسیم خواهیم کرد. در پایین ترین دما، آرام ترین، مانند آرامش، یا شاد بودن و در بالاترین دما، فعال ترین، مانند شادی، اشتیاق یا شادی.

فواید کلی کار با احساسات کودکان

مزایایی که کودکان از درک عمیق احساسات خود به دست می آورند، بر حوزه های مختلف تأثیر می گذارد. بنابراین، نه تنها در سطح فردی به آنها کمک می کند، بلکه در روابط آنها با همکلاسی ها، دوستان یا خانواده هایشان نیز کمک می کند . به بیان دقیق تر، برخی از مزایا به شرح زیر است:

خودشناسی خود را عمیق تر کنید .

خودکنترلی بیشتری داشته باشید.

بهتر است احساسات خود را بپذیرید، چه راحت و چه ناراحت کننده.

به خود اعتماد بیشتری داشته باشند.

عزت نفس خود را افزایش دهید.

سازگاری خود را افزایش دهید.

نسبت به آنچه برای آنها اتفاق می افتد فعال تر و مسئولیت پذیرتر باشید.

مهارت های اجتماعی خود را بهبود بخشید .

مهارت های همدلی خود را توسعه دهید.

روابط سالم تری با افراد دیگر ایجاد کنید.

تعارضات با کودکان دیگر را به نحو مناسب تری مدیریت کنید.

کار تیمی بهتر

در خانه همزیستی بهتری داشته باشید.

عملکرد تحصیلی خود را بهبود بخشید.

درک احساسات کودکان

توصیه های نهایی برای کار بر روی احساسات کودکان

حفظ ارتباط دائمی بین والدین و فرزندان برای تسهیل ابراز احساسات مهم است.

ما می‌توانیم استنباط کنیم که توسعه هوش هیجانی از طریق فعالیت‌های تفریحی ابزارهای روان‌شناختی خوبی را هم در کوتاه‌مدت و هم در بلندمدت فراهم می‌کند. با این حال، ما به عنوان بزرگسالان باید به سرعت یادگیری کودکان احترام بگذاریم. یعنی ما نمی توانیم یادگیری را اجبار کنیم، هر چقدر هم که ارزشمند باشد.

انعطاف پذیری در آموزش ضروری است و کوچولوها همیشه مایل نیستند آنچه را که ما می خواهیم به آنها نشان دهیم بیاموزند. بنابراین، بهترین راه برای آموزش نحوه مدیریت احساسات، مثال زدن است .

اگر خودمان هوش هیجانی خوبی داشته باشیم، به طور طبیعی به آنها آموزش خواهیم داد. از طریق زبان غیرکلامی ما، مکالمات ما، اعمال ما و همچنین اشتباهات ما،  آنها قادر خواهند بود به همان اندازه یا بیشتر از هر بازی یاد بگیرند.

بنابراین، کسب منابع عاطفی فقط مربوط به کودکان نیست. هر چه بیشتر روی هوش هیجانی خود سرمایه گذاری کنیم، منابع و استراتژی های بیشتری می توانیم به فرزندانمان منتقل کنیم.


1686042447_7273700.jpg
02/آوریل/2025

چرا کودکان دروغ می گویند و داستان می سازند؟

همه گاهی دروغ می گویند، درست است؟ اما هنگامی که کودکان دروغ می گویند، والدین تمایل دارند بیش از حد واکنش نشان دهند و دروغ گفتن از نظر رشد برای کودکان 3 تا 5 ساله طبیعی است. دروغ گفتن به کودکان این امکان را میدهد که مرزهای بین خیال و واقعیت را امتحان کنند، از خود در برابر عواقب اعمالشان محافظت کنند و بهتر درک کنند که دیگران چگونه فکر می کنند. همه دروغ می گویند، از جمله کودکان در واقع، کودکان با رشد، مشاهده و یادگیری در طول زمان یاد میگیرند که دروغ بگویند و در حالی که هراز گاهی دروغ گفتن طبیعی است،

دروغ گفتن می تواند مشکل ساز شود: نکته کلیدی این است که قبل از پرداختن به نگرانی های خود ابتدا انگیزه پشت این دروغ فرزندتان را درک کنید. ممکن است کودکان به دلیل خجالت کشیدن دروغ میگویند و برای آزمایش محدودیت‌ها یا برای جلوگیری از آسیب رساندن به احساسات دیگران، دروغ گفته باشند ، ولی با این حال، نوجوانان بزرگتر بیشتر با هدف فریب دادن دروغ می گویند.


download.jpg
02/آوریل/2025

 تقویت مهارت‌های گفتاری کودکان

سن یک سالگی ، سنی است که کودک شما زبان باز می کند. راهکارهای ساده‌ای در جهت تقویت مهارت‌های گفتاری کودکان وجود دارد که در این جا به تعدادی از آنها اشاره شده است. نقطه عطف دوران کودکی فرزندتان زمانی است که او اولین کلمه را بر زبان می‌آورد و این زمان دوست داشتنی ، در آلبوم کودکتان ثبت شده و جزء یکی از خاطرات فراموش نشدنی زندگی‌تان به حساب می‌آید و اما گاهی ممکن است حرف نزدن کودکان نوپا باعث نگرانی والدین شود. به عقیده یکی از متخصصین ، بسیاری از والدین ابراز نگرانی می‌کنند که آیا پیشرفت زبانی فرزندانشان معمولی به نظر می‌رسد! در حالی که بیشتر اوقات اضطراب آنها بیهوده و بی‌اساس است.

آیا همه کودکان در باید در یک زمان مشخص شروع به صحبت کردن کنند؟
بطور طبیعی ، زمان زبان باز کردن در کودکان بسیار متفاوت است. بیشتر کودکان ، حتی آنهایی که بطور ذاتی ساکت هستند، بالاخره در این محدوده زمانی زبان باز می‌کنند. در حالی که تعدادی از بچه‌های ۱۲ ماهه چند کلمه ساده ، مانند مامان ، بابا ، بالا و دد ،‌ که کلماتی مشترک در بین اکثر بچه‌ها است، می‌توانند بگویند. اما کودکانی هم هستند که تا سن ۱۵ تا ۱۸ ماهگی نمی‌توانند صحبت کنند. به نظر دکتر رسکورلا ، کودکان بین ۱۳ تا ۱۸ ماهگی اولین کلمه را می‌گویند.

 راه های تقویت مهارت‌های گفتاری کودکان

هنگامی که کودکان به سن ۲ سالگی می‌رسند، در حدود ۷۰ درصد آنها ۵۰ تا ۲۵۰ کلمه را بر زبان می‌آورند، که معمولا کلماتی مانند اسم‌ها ، فعل‌ها و صفات هستند و همچنین می‌توانند کلمات را کنار یکدیگر قرار دهند و جملات دو یا سه کلمه‌ای بسازند مانند: شیر می‌خوام، هاپو بازی کنیم). به ندرت هم کودکانی هستند که بتوانند جملات پیچیده‌تری بگویند مثل ، بابا کی می‌یاد به خونه تا باهاش توپ بازی کنم؟

تعداد قابل ملاحظه‌ای از کودکان ، در حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد ، در این سن از لحاظ گفتاری از دیگران عقب‌تر هستند. اگر کودک شما در ۲ سالگی کمتر از ۵۰ کلمه می‌گوید و یا نمی‌تواند جملات دو کلمه‌ای بسازد، از جمله کودکانی است که دیر به حرف می‌افتند. به عقیده دکتر رسکورلا ، دیر به حرف افتادن کودکان زنگ خطری به حساب نمی‌آید ولی بخصوص در مورد بچه‌های ۵ ساله بهتر است که موضوع را با پزشک کودک در میان بگذارید.

نگران کننده‌تر از همه عقب ماندگی در مورد فهمیدن گفتار و یا آنچه که فرزندتان درک می‌کند، می‌باشد. یکی از کارشناسان می‌گوید: بیشتر کودکان یک ساله می‌توانند دستورات ساده را عمل کنند. به عنوان نمونه ، کفشت را پیدا کن. اگر فرزند ۱۸ ماهه شما به نظر می‌رسد که بعضی چیزها را نمی‌فهمد، بهتر است که با دکتر او مشورت کنید.

اگر حرف‌های کودک شما برای همگان غیر از شما نامفهوم است. اصلا نگران نشوید. یکی از متخصصان با مطالعه بین بچه‌های ۱۸ ماهه برآورد کرده است که تنها ۲۵ درصد از آنچه که فرزندتان می‌گوید، می‌تواند برای دیگران قابل درک باشد. (در مقابل نیز شما فقط ۹۵ درصد از صحبت‌های او را متوجه می‌شوید). در آخر دکتر رسکورلا اضافه می‌کند: توانایی صحبت کردن در میان کودکان متفاوت است، تا ۳ سالگی نگران حرف زدن فرزند خود نباشید.

بایدها و نبایدها
اگر کودک شما می‌گوید:

آبه- آبه.
من دستشویی رفته باشم.
به آب میوه اشاره می‌کند.
با حرکات سر و صورت به حیوانات پشمالو اشاره می‌کند.

شما نگوئید:

آبه می‌خوای
نه، رفته باشی، نیست. من رفتم
من به تو چیزی نمی‌دم مگر این که آب میوه بگی.
آیا خرگوش صورتی خودت را می‌خوای؟

شما بگوئید:

آب می‌خواهی
بله ، شما دستشویی رفتید
آب میوه ، تو آب میوه می‌خواهی
آیا خرگوش صورتی خودت را می‌خواهی یا خرس آبی‌ات؟
کمک به شکوفایی گفتار در کودکان
والدین در پیشرفت زبانی کودکانشان نقش کلیدی دارند. دکتر استیو برمن ، متخصص در پیشرفت‌های زبانی و استاد دانشگاه در آمریکا می‌گوید: تحقیقات نشان داده که در پیشرفت زبان دو بخش حیاتی حائز اهمیت است: تعداد کلماتی که کودک می‌شنود و دوم مقدار کمکی که از دیگران می‌گیرد. با تشویق و صحبت کردن بیشتر شما با کودکتان ، دایره لغات او گسترش می‌یابد.

برخی از روش‌هایی که نقش اساسی در تقویت مهارت های گفتاری کودک دارد

بلند و رسا صحبت کنید

به عقیده یکی از کارشناسان: هر کاری که کودک شما انجام می‌دهد،‌ از لباس پوشیدن گرفته تا خوابیدن، فرصت خوبی برای استفاده از کلمات است. یک داستان دنباله‌دار ، همراهی کردن با اشاره ، لباست این جاست، سرت را بالا کن ، لغات جدیدی را در ذهن او می‌سازد و همچنین نشان می‌دهد که هر چیزی ، اسمی دارد.

با آهنگ و موزون صحبت کنید

از زمانی که کودکان قبل از حرف زدن با دانش حرکات آشنا می‌شوند، صحبت کردن به صورت آهنگین و با حرکات دست بازی کردن برای آنها بسیار سودمند و مفید است. مانند: با دست مثل عنکبوت راه رفتن یا حرکات دایره‌وار چرخ‌های اتوبوس. کلپرلژنژ کارشناس کودکان زیر سه سال می‌گوید: معمولا بچه‌ها بیشتر کلماتی را که در ترانه‌ها می‌شنوند را به آسانی به خاطر می‌سپارند.

کلمات را یکی یکی اضافه کنید.

دکتر رسکورلا می‌گوید: وقتی که فرزند نوپای شما بعضی چیزها را خود به خود می‌گوید، آن لغت را به کلمات دیگرش اضافه کنید. به عنوان نمونه ، اگر او ، توپ ، می‌گوید به او بگوئید: توپ قرمز یا توپ بزرگ. این راهکار نه تنها دامنه لغات او را افزایش می‌دهد، بلکه به او یاد می‌دهد که کلمات را ترکیب کند.

با اسم کلمات بازی کنید.

کودک شما باید بداند که هر چیزی اسمی دارد و همچنین می‌تواند با استفاده از همین اسامی ارتباط برقرار کند. کتاب‌های مصور برای نشان دادن و نامیدن اسامی بسیار مفید است. کودک از سن ۱۲ تا ۱۵ ماهگی ، به اسم‌های ساده متکی است. در ۱۵ تا ۱۹ ماهگی کلماتی مانند فعل دویدن ، خوردن یا نشستن یا صفاتی مثل بنفش ، کوچک و سرد به لغات او افزوده می‌شود. پیش از درخواست او پاسخ ندهید (مثل تیری که از تفنگ رها شود). به فرزندتان اجازه دهید تا نیازهایش را قبل از این که شما بپرسید ، بیان کند.

اگر اغلب پس از بیدار شدن از خواب تشنه است، فورا برای او آب نیاورید. بلکه در عوض اجازه دهید تا او از شما بخواهد، سپس بگوئید: تشنه هستی! الان برایت کمی آب می‌آورم. تمرین کنید و باز هم تمرین و تمرین. به فرزندتان اجازه دهید تا در هر فرصت مناسب از مهارت‌های زبانی‌اش، بخصوص با هم سن و سال‌هایش استفاده کند. به عقیده یکی از کارشناسان: وقتی که کودک شما می‌بیند که بچه‌های دیگر صحبت می‌کنند، او نیز برای حرف زدن با دیگران تشویق می‌شود. بعضی از کارشناسان گفتاری معتقدند که استفاده از پستانک ، شیشه شیر و لیوان‌های دردار که باعث مکیدن به مدت طولانی می‌شوند، باعث نوک زبانی بچه‌ها شده و ممکن است حروف س و ز را ناجور تلفظ کنند.

تحمل کنید و صبور باشید. یکی از متخصصین می‌گوید: زمانی که کودکان دنبال کلماتی هستند که می‌خواهند بیان کنند، فرصت دهید، اگرچه معمولا برای والدین خسته کننده است. همچنین از پریدن بین حرف‌های کودکان جهت کامل کردن جملاتشان خودداری کنید. با این کار به آنها فرصت می‌دهید تا از کلمات ذهنی خود استفاده کنند و شما توانایی‌های آنها را باور خواهید کرد و این راه بهترین تشویق و ترغیب در همه مراحل است.


exceptional-Children3-1200x800.jpg
02/آوریل/2025

چندتوصیه به والدین کودکان استثنایی

ما قصد داریم چندتوصیه به والدین کودکان استثنایی داشته باشیم و با ما همراه باشید.

اولین توصیه اینکه سعی کنید خانواده‌ای را که دارای فرزند استثنایی هستند پیدا کرده و از آنها کمک و راهنمایی بگیرید.

توصیه دوم اینکه با همسر، خانواده و وابستگان نزدیک و مهم خود در این مورد صحبت کنید. اکثراً دیده می‌شود که والدین در

مورد احساسات خود راجع به مشکلات فرزندانشان صحبت نمی‌کنند. گاهی یکی از والدین نگران است که نمی‌تواند منبع

تسکین و یا قدرتی برای همسرش باشد. هرچه پدر و مادر در مواقع حساس مانند مواجه با مشکلات فرزندان خود با یکدیگر

صحبت کنند، بهتر می‌توانند روحیة یکدیگر را تقویت کرده و هر دو از قدرت بیشتری برخوردار شوند. البته باید توجه داشت که هر

یک از والدین ممکن است نقطه نظرات مخصوص به خود را داشته باشد و آنچه که یکی از طرفین حس کرده و یا به آن عکس

العمل نشان داده ضرورتاً نباید مانند همسرش باشد. سعی کنید احساسات خود را برای همسرتان توضیح دهید، سعی کنید در

مواردی که مشاهدات شما یکسان نیست یکدیگر را درک کنید.

اگر فرزندان دیگری در خانواده هستند، با آنها هم صحبت کنید و از احتیاجات آنها هم آگاه شوید. اگر در موقعیتی قرار دارید که

قادر به صحبت کردن با آنها و جواب دادن به احتیاجات روحی آنها نیستید، فرد یا افراد دیگری از فامیل را که قادر به برقراری یک

رابطة خوب با فرزندانتان هستند انتخاب کنید که آنها این ارتباط لازم را برقرار کنند. با افراد دیگری که در زندگی شما نقش مهمی

دارند، مانند یک دوست خوب و یا حتی والدین خودتان صحبت کنید. پدر و مادرهایی که با چنین بحرانی مواجه می‌شوند گرایش

زیادی به انزوا طلبی پیدا کرده و معمولاً دوست ندارند که در مورد مشکلشان با دیگران صحبت کنند. اما داشتن دوستان قابل

اعتمادی که بتوانند بار سنگین روحی شما را سبک کنند بسیار سودمند می‌باشد.

توصیة سوم اینکه بیشتر بر جنبه‌های مثبت زندگی خود تکیه کنید. هر فردی ممکن است با مراجعه به افراد مختلف بتواند قوای

مثبت خود را افزایش بخشد. یک نفر با رفتن نزدیک فرد روحانی، دیگری با دیدار و صحبت با یک دوست و فرد دیگر با مراجعه به

مشاور خانوادگی. اگر هر کدام از این افراد قبلاً در زندگی باعث تسکین روحی برای شما بوده‌اند، به آنها مراجعه کنید و حتی

شاید لازم باشد که منابع جدیدی برای خود بیابید. یک مشاور بسیار مجرب دستورالعملی برای زندگی در موارد بحرانی به من

داد: ” هر روز صبح که برمی‌خیزی و خود را در قبال وضعیتی که داری ناتوان احساس می‌کنی، مشکلت را به درگاه خداوند ببر،

چه که او را می‌شناسی و درک می‌کنی، پس آنگاه روزت را آغاز کن.” هر وقت دچار احساسات دردناک و غم انگیز شدید، باید با

یک نفر تماس بگیرید. می‌توانید به کسی تلفن کنید، نامه بنویسید و یا حتی وسیله‌ای پیدا کنید و به منزل آن شخص معین رفته

و حتماً با او در مورد درد خود صحبت کنید. دردی که در موردش صحبت شود مانند آن است که تقسیم شود و سنگینی آن هرگز

به اندازه تحمل آن به تنهایی نخواهد بود. گاهی مشاوره های روانپزشکی تجویز می‌شود و اگر این در مورد شما صدق می کند،

این راه کمک را به روی خود نبندید.

توصیه چهارم آنکه هر روز را برای همان روز زندگی کنید. ترس و نگرانی از آینده می تواند انسان را فلج کند. اگر شما جملاتی

مانند: ” بعد چه خواهد شد؟ ” و یا ” چطور خواهد شد اگر . . . ” را در مورد آینده کنار بگذارید، می توانید واقعیت روز را در نظر

گرفته و سعی در برطرف کردن مشکلات همان روز کنید. با اینکه باورش مشکل به نظر می‌رسد، اما هر روزه اتفاقات خوبی هم

می‌افتد که باعث دلخوشی انسان می‌شود و نگرانی در مورد آینده فقط قوای محدود انسان را تحلیل می‌برد. سعی کنید که هر

روز را برای خود آن روز زندگی کنید و از خوبی هایش لذت ببرید.

توصیه دیگر آنکه اصطلاحات مربوط به مسائل فرزندتان را یاد بگیرید. اگر کسی در مورد فرزندتان اصطلاح خاصی را بکار برد که

شما معنی آنرا نمی‌فهمید، خجالت نکشید و معنی آنرا بپرسید. حتی صحبت طرف را قطع کنید و در مورد معنی آن اصطلاح

خاص سؤال کنید و توضیح کافی بگیرید.

ششمین توصیه اینکه تا می‌توانید در رابطه با مشکل فرزندتان اطلاعات جمع‌آوری کنید. بعضی از والدین اطلاعات زیادی جمع

می‌کنند و بعضی دیگر نسبت به این موضوع بی‌توجه می مانند. نکتة مهم این است که شما در پی اطلاعات صحیح و دقیق

باشید. از سؤال کردن نترسید زیرا این اولین قدم به سوی درک بیشتر از موقعیت فرزندتان می‌باشد. یادگیری نحوة جمع‌آوری

اطلاعات می‌تواند در آینده خیلی برای شما مفید باشد. یک روش خوب اینست که قبل از رفتن پیش پزشک و یا قبل از رفتن به

جلسه‌ای سوالات خود را روی صفحه بنویسید و در ضمن صحبت در نزد پزشک و یا در جلسه هم اگر سؤالات دیگری برایتان

مطرح شد، آنها را هم روی کاغذ بیاورید. به این ترتیب هیچ سؤالی را فراموش نخواهید کرد و برای تمام سئوالاتتان هم می‌توانید

جوابی بگیرید. بخاطر داشته باشید که گزارشهای تشخیص بیماری، گزارش پیشرفت مداوا و گزارش ارزیابی‌ها را بخواهید و

نگهداری کنید. تمام اوراق مربوط به کودک را که از طرف پزشک، معلم و یا تراپیست به شما داده شده است مرتب نگه دارید.

برای اینکار می‌توانید از یک کلاسور استفاده کنید. این اطلاعات و اوراق در آینده می‌توانند برای کودک شما بسیار مفید باشند.

اگر شما ذاتاً آدم مرتبی نیستید، حداقل همة اوراق را در یک جعبة مخصوص نگه‌دارید که در موقع لزوم به آنها دسترسی داشته

باشید.

توصیه دیگر اینکه نترسید و خجالت نکشید. بسیاری از والدین در برابر افراد متخصص مانند پزشک، معلم و یا متخصصین دیگر

احساس کفایت لازم برای پرسش و تحقیق در مورد وضعیت فرزندشان را نمی‌کنند. شما نباید برای گرفتن اطلاعات از آنها

عذرخواهی کنید و احساس کنید که با سؤالات خود مزاحم آنها شده‌اید. یادتان باشد که مسأله فرزند شما مطرح می‌باشد و

موقعیت او تأثیر زیادی در زندگی ‌شما و خود او دارد. بنابراین مهم است که در حد امکان در مورد موقعیت خود و فرزندتان بدانید.

از بروز احساسات خود وحشت نداشته باشید. خیلی از والدین مخصوصاً پدرها از بروز احساسات خود جلوگیری می‌کنند زیرا

عقیده دارند که نشان دادن عواطف دلیل بر ضعف آن‌هاست. قویترین پدرانی که دارای کودکان استثنائی هستند آنهایی هستند

که از بروز احساسات و عواطفشان ترس و شرم ندارند.

یاد بگیرید که با عصبانیت و تلخکامی های خود که بطور طبیعی به شما دست می‌دهند روبرو شوید. اگر خوب دقت کنید متوجه

می شوید که به علت استثنائی بودن فرزندتان باید تجدید نظر کلی در آرزوهای خود برای این کودک کرده و این مسأله خود می

تواند باعث عصبانیت و تلخکامی در شما بشود. شما باید یاد بگیرید که با آنها کنار بیایید و حتی اگر لازم باشد از متخصصین در

این زمینه کمک بگیرید. با اینکه تجسم آیندة بهتر در این مرحله برای شما مشکل است، ولی بدانید که روزی خواهد آمد که

زندگی شما بهتر خواهد شد و روزی خواهد آمد که شما با دید مثبت به زندگی نگاه کنید. با تشخیص احساسات منفی خود،

بهتر می‌توانید خود را برای مبارزات آتی تجهیز کنید و دیگر مرارت و عصبانیت، از نیرو و قدرت ابتکار شما نمی‌کاهد.

به هر چیزی از دید مثبت نگاه کنید. تمرکز بر جنبه‌های مثبت ، ارزش نکات منفی را کم کرده و انسان می‌تواند راحت‌تر با زندگی

کنار بیاید. روحیة مثبت یکی از باارزش‌ترین سلاحها در مواجهه با مشکلات است. بدانید که همیشه نکتة مثبتی در مورد هر

آن‌چه که اتفاق می‌افتد وجود دارد. مثلاً خانمی گفته است که: “در ضمن تشخیص استثنایی بودن فرزندم، به من گفتند که این

بچه از سلامتی جسمی فوق‌العاده‌ای برخوردار است. هنوز هم او بچة بسیار سالمی است و نداشتن مشکل جسمانی او

نعمتی برای من محسوب شده است.”

همیشه واقع بین باشید. واقع بین بودن و در تماس دائمی بودن با واقعیت، یعنی پذیرش زندگی آنطور که هست. یعنی

تشخیص اینکه بعضی چیزها را در زندگی می توان تغییر داد و بعضی دیگر قابل تغییر نیستند. کار مهم در زندگی همة ما اینست

که یاد بگیریم چه چیزهایی را ما می‌توانیم تغییر دهیم و بعد تمام سعی خود را در این راه بکار بگیریم.

یادتان باشد که زمان در دست شماست. زمان مرهم خیلی از زخمهاست، البته این بدان معنا نیست که تربیت کردن و زندگی

کردن با یک کودک استثنایی کار آسانیست. اما به مرور زمان با انجام اقدامات مختلف می‌توان بار این مشکل را سبک‌تر کرد.

برای فرزند خود برنامه‌ریزی کنید، با استفاده از کلاسهای مختلف آموزشی، ورزشی و تفریحی می‌توانید مقداری از وقت کودک

خود را پر کنید. اینکار هم برای کودک مفید است و هم به والدین فرصتی می‌دهد که در این فاصله به کارهای ضروری خود

بپردازند. حتی در خانه هم می توان به طرق مختلف برنامه‌هایی برای کودکان ترتیب داد که در ساعات بخصوصی سرگرم باشند

و بیشتر موجبات آسایش پدر و مادر فراهم آید.به این امید که این چندتوصیه به والدین کودکان استثنایی برای شما مفید باشد.


mother-daughter-love-sunset-51953.jpeg
02/آوریل/2025

برخورد والدین ‌با اختلال‌ رفتاری ‌و روانی‌ کودکان

از مهم ترین مباحث بهداشت روان، سلامت روان کودکان و نوجوانان و برخورد والدین ‌با اختلال‌ رفتاری ‌و روانی‌ کودکاناست. از

آنجا که دوران کودکی یکی از تاثیرگذارترین و حساس ترین مراحل زندگی است، توجه به بهداشت روان در این مرحله نیز بسیار

حیاتی و با اهمیت است. زیرا شناسایی ورفع مشکلات رفتاری و شخصیتی در سنین پایین کمک بسیار بزرگی درشکل گیری

شخصیت سالم افراد دربزرگسالی محسوب میشود. این در حالی است که طبق تحقیقات بین ۱۵ تا ۲۰ درصدکودکان ونوجوانان

به نوعی از مشکلات رفتاری و روانی رنج میبرند.کودکان نیز همچون بزرگسالان دچار آشفتگی‌های روانی_رفتاری می‌شوند و این

مسئله باعث تحقیقات و مطالعات دامنه‌داری در زمینه انواع این آشفتگی‌ها و تفاوت آنها با آشفتگیهای رفتاری _ روانی

بزرگسالان و همچنین شیوه‌های درمانی این آشفتگیها شده است.برخی ار این مشکلات و آشفتگیهای رفتاری_ روانیکودکان

عبارتند از: اتیسم (Otism) ، اختلالات یادگیری، اختلالات توجه ، اختلالاتدفعی ، ناخن جویدن و … .

روش‌ برخورد والدین‌ درهنگام‌ مواجهه‌ بااختلال‌ رفتاری‌و روانی‌ کودکان ‌:

۱ – والدین‌ نباید کنترل‌ خود را ازدست‌ بدهند،زیرا از دست‌ دادن‌ کنترل‌و خونسردی‌ سبب‌ تشویق‌ و دلهره‌بیش‌ از حد آنان‌ می‌شود

که‌ خود سبب‌می‌گردد اضطراب‌ و تشویق‌ کودک‌افزایش‌ یابد.

۲ – والدین‌ نبایدیکدیگر را متهم‌کنند زیرا اتهام‌ و مقصردانستن‌یکدیگر سبب‌ ایجاد جو ناسازگاری‌درخانواده‌ می‌شود. بدیهی‌ است‌

چنین‌ جو مخربی‌ نه‌ تنها علت‌ واقعی‌ رامشخص‌نمی‌کند بلکه‌ موجب‌ تشدید این‌اختلالات‌ خواهد شد.

۳ – بعضی‌ از والدین‌ شاید جهت‌خاموش‌ نمودن‌ رفتارهای‌ ناسازگارانه‌ واختلال‌ رفتاری‌ کودک‌ متوسل‌ به‌پرخاشگری‌ و تنبیه‌ بدنی‌

و یا تحقیر وسرزنش‌ و اعمال‌ رفتارهای‌پرخاشگرانه‌ شوند، این‌ دسته‌ از والدین‌باید بدانند تنبیه‌ بدنی‌، تحقیر وسرزنش‌ نه‌ تنها در

دراز مدت‌ تأثیری‌در درمان‌ اختلال‌ رفتاری‌ کودکان‌ندارد بلکه‌ موجب‌ می‌شود رفتارهای‌ناسازگارانه‌ و اختلال‌ رفتاری‌ به

شکل‌گسترده‌تر،جدیدتر و وخیم‌تر بروزنماید.

۴ –برخورد والدین ‌با اختلال‌ رفتاری ‌و روانی‌ کودکان ‌بایستی‌ رفتارهای‌سازگارانه‌ و صحیح‌کودکان‌ خود را شناسایی‌ کنند و درهنگام‌

بروز چنین‌ رفتارهای‌ سازگارانه‌به‌ تشویق‌ آن‌ بپردازند.

۵ – والدین‌ بایستی‌ ساختارتربیتی‌خانوادگی‌، خود را دقیقا مورد بازبینی‌قرار دهند زیرا ساختار تربیتی‌خانوادگی‌ طرد کننده‌، بی‌

تفاوت‌ ومستبد موجب‌ بروز اختلال‌ رفتاری‌دوران‌ کودکی‌ می‌شود.

۶ – والدین‌ بایستی‌ علاوه‌ براقدامات‌ فوق‌ در هنگام‌ بروز اختلال‌رفتاری‌ کودکان‌ به‌ متخصص‌ مربوطخصوصا روانپزشک‌، و مشاور

خانواده‌،مراجعه‌ نمایند تا اولا علت‌ این‌اختلالات‌ دقیقا مشخص‌ شود، ثانیادرمان‌ جامع‌ و صحیح‌ انجام‌ گیرد. ثالثااز مزمن‌ شدن‌ این‌

اختلالات‌ پیشگیری‌شود.


child_psychiatry_web_1.jpg
02/آوریل/2025

ترس های کودک را درک کنید

ترس ها و اضطراب عادی هستند و بخشی از چیزهایی هستند که در دنیا کودک رخ می دهند توضیحات صحیح از سوی والدین به آنها کمک می کند تا نگرانی کمتری داشته باشند.توضیحات صحیح از سوی والدین به آنها کمک می کند تا نگرانی کمتری داشته باشند.


10.jpg
02/آوریل/2025

دیدن کابوس ترسناک کودکان

مقدمه ی مقاله

در این حالت کودک به علت دیدن کابوس ترسناک از خواب بیدار می‌شود و اغلب بخشی از خوابی

که موجب ترس وی شده و یا تمامی آن را به یاد می‌آورد

علت های کابوس

علت ها و دلایل اصلی کابوس ها ممکن است بر اثر اتفاق ها و مسئله های ترسناکی باشد که کودک

در طی روز در تلویزیون می‌بیند یا در داستانها و کتابها می‌خواند و یا اطرافیان تعریف می‌کنند و یا اصولا مسئله‌ای باشد

که کودک خود شخصا با آن رو به رو است مانند: دعواها ، مشکلات احساسی و…

البته کابوس و خواب وحشتناک می‌تواند از تخیل کودک هم شکل بگیرد بدون اینکه معنای خاصی داشته باشد.

در کودکان این خوابها قسمتی از رشد آنهاست و وقتی از خواب می‌پرند بلافاصله به خواب می‌روند

و در فردا آن روز چیزی به یاد نمی‌آورند. هر کابوسی به این معنی نیست که مسئله‌ای وجود دارد.

نحوه برخورد والدین با کابوس

نحوه بر خورد والدین هنگام دیدن کابوس های وحشتناک به این گونه است که: هنگامی که کودکی در دل شب

فریاد کشید، بی آن که از خواب بیدار شود، باید او را نوازش کرد و آرام در گوشش لالایی نجوا کرد و در این هنگام

نباید کودک را حتی‌الامکان از خواب بیدار کرد. اما زمانی که کودکتان از صدای فریاد خودش بیدار شد، همچنان

وحشت زده و ترسیده است او را در آغوش بگیرید و یک لیوان آب به او بدهید و او را نوازش کنید و با صدای آهسته

برایش تعریف کنید که این فقط یک خواب بود و گذشت، آنچه که دیدی همه در خواب بود.

حتی اگر کودک معنی واژه رویا را هنوز یاد نگرفته باشد، طنین آرام بخش صدایتان او را تسکین خواهد داد

به درک رسیدن کودک

به او خواهد فهماند که آنچه که دیده واقعیت نداشته است، و اگر کودک باز هم بی‌قراری کرد می‌توان چراغ

را روشن کرد و گفت بیا به دنبال آن چیزی که می‌ترسی بگردیم و یا به او بگوییم چراغ را برایت روشن می‌گذارم.

البته امکان دارد که در بعضی موارد ، صحنه‌هایی از آن کابوس وحشتناک در ذهنش دوباره تکرار شود و از ترس

اینکه دوباره آن منظره‌های وحشتناک را ببیند از رفتن به رختخواب امتناع ورزد، توصیه‌ای که در این زمان

وجود دارد این است که موضوع خوابی را که کودک عنوان می‌کند را به شکل دیگری به پایان برسانیم

به این شکل که مثلا اگر خواب اژدها را دید به او بگوییم که در انتها تو شمشیری داشتی و اژدها را کشتی.

سعی کنید وقتی کودک خواب ترسناک می‌بیند و به طرف تخت شما می‌آید او را به تخت خودش باز گردانید

چون بعدا خیلی مشکل است که شبهای بعد در اتاق خودش به خواب رود و سعی کنید پیش کودک تا به

خواب رفتن وی بمانید و بعد اتاق او را ترک کنید. هنگامی که احساس می‌کنید دیدن کابوس در کودکتان به

علت این است که ذهنش مشغول مسئله‌ای است باید دقت کنید که چه چیزی در زندگی کودک تغییر یافته است.

البته باید از خود کودک کمک گرفت و یک سئوال باز و دقیق پرسید مثلا دیشب چه خوابی دیده بودی؟

یا دقیقا از چه چیزی می‌ترسی؟ و بگذاریم خودش تعریف کند و سعی کنیم بین صحبتهایش حرف نزنیم

با دقت گوش کنیم.

زیرا کودک با این عمل ما احساس خواهد کرد که وی را درک می‌کنیم. البته در کودکانی که

کوچکتر هستند نباید انتظار داشته باشیم که خوابشان را واضح بتوانند بیان کنند زیرا کودکان در سنین پائین

نمی‌توانند دقیقا خوابی را که دیده‌اند به روشنی برای دیگران تعریف کنند و فقط ممکن است

یک لغت بگویند مثل: زن بد جنس یا سگ بزرگ. در این صورت باید به آنها گفت که در واقعیت

و در اتاق او چیزی وجود ندارد و می‌توان به همراه کودک همه جای خانه را جستجو کرد.

 


636123500788472997.jpg
02/آوریل/2025

 تأثیر سواد رسانه ای بر یادگیری کودکان

تأثیر احتمالی سواد رسانه ای بر طبق میزان مطالب قبلی در مورد نقش رسانه تحصیلی در یادگیری کودکان و فاکتور

های تأثیر گذار بر ان یادگیری مورد بررسی قرار نگرفته است .

مطالعه حاضر به بررسی تأثیر سواد رسانه ای بر یادگیری کودکان ازمحیط های تلویزیون و ابر رسانه می پردازد .

تست کامپیوتری در نمونه 150 کودک با سن میانه 33.5 سال استفاده شده است تا سواد رسانه ای برآورد گردد

و تشخیص و وضعیت اجتماعی اقتصادی به عنوان متغیر های مستقل براورد شده اند .

تحلیل های رگرسیون سلسله مراتبی نشان داده اند که سواد رسانه ای یک پیشگو مهم در یادگیری از رسانه می باشد

حتی زمانی که دیگر فاکتور های مرتبط نظیرهوش کنترل می گردند .
از وقتی که تلویزیون و کامپیوتر به طور گسترده ای در دسترس طیف وسیعی از مردم قرار گرفته اند ،

محققان اثرات این رسانه ها را بر پیشرفت کودکان بررسی کرده اند . هردو رسانه بر اساس فرضیات

یا سند تاثیر منفی اشان بر پیشرفت کودکان در بازدارندگی فعالیت های دیگر )کانتور 2012 ؛

کولسترا ، واندر وورت و واندر کامپ 1997 )یا در گرایش برای رفتار خصمانه سبب نگرانی هایی می گردند ) بوشمن

و هوسمن 2012 . ) از اینرو ، تحقیق دیگر با تمرکز بر تاثیر تحصیلی رسانه نشان می دهد که رسانه تربیتی به خوبی

طراحی شده و متناسب سن می تواند بر دانش تاثیر بگذارد ) برای مثال مارس ، سیواکومار و استفنسون 2015؛ تامیم ،

برنارد ، بوروخوسکی ، ابرامی و اشمید

گذشته از مشخصه های رسانه پرورشی که بر یادگیری تاثیر می گذارند ، محققان به بررسی مشخصه های شخصی

یادگیرنده ها نظیر جمعیت شناختی ، سن و جنسیت پرداخته اند ) برای بازنگری به کار کیرکوریان و اندرسون 2008رجوع کنید

مطالعه فعلی به بررسی تاثیر سواد رسانه ای به عنوان دیگر مشخصه شخصی می پردازد که تا بدین لحظه دانش امان را بررسی نکرده است .

 

 

 


Multi-sensory-Play-Dough-for-Kids-Creative-Ideas-for-Senso-15071-f71df0b709-1510253721.jpg
02/آوریل/2025

نیاز کودک به روانشناس

نیاز کودک به روانشناس کودکان در مسیر رشد و زندگی خود موانع بسیاری نظیر اضطراب، استرس، غم و غیره را تجربه می‌ کنند و در بسیاری از موارد والدین تا آنجا که ممکن باشد از مراجعه به پزشک و روانشناس خودداری می‌ کنند.


79580.jpg
02/آوریل/2025

کلید ارتباط والدین با فرزندان

کلید ارتباط والدین با فرزندان ارتباط با فرزند برای والدین یک امر ضروری است. وقتی که رابطه ما قوی باشد، شیرین هم خواهد بود و همان قدر که به او اهمیت می دهیم همانقدر هم دریافت می کنیم. این چیزی است که ایثارهای والدین را ارزشمند می کند.


پیاده سازی و سئو توسط: 'GoGseo