لطفا صبر کنید ...

istockphoto-72420856-170667a.jpg
21/اکتبر/2020

چطور احترام دیگران را نگه داریم

خیلی مهم است که بدانیم چطور احترام دیگران را نگه داریم و چطور با رفتارهای غیر محترمانه

برخورد کنیم.

احترام — لازم نیست برای اینکه به کسی احترام بگذاریم، او را دوست داشته باشیم. درمورد

دیگران هم همینطور است؛ آنها به شما احترام می‌گذارند اما ممکن است دوستتان نداشته باشند.

شناسایی محدودیت‌ها — همچنین باید بدانید که دیگران چطور می‌توانند با شما کنار

بیایند. اما اول باید از خودتان مطمئن شوید چون اگر از محدودیت‌های خود آگاه نباشید،

نمی‌توانید درمورد آن به دیگران بگویید. باید به وضوح بدانید که رفتارهای بی ‌ادبانه و سوء

استفاده‌ گرایانه را تحمل نمی‌کنید، اما بی ‌احترامی بدون داشتن هیچگونه دلیل مشخص اصلاً

علامت خوبی نیست. حتی اگر کسی با شما رفتار بی ‌ادبانه ‌ای کرد می‌توانید بدون اینکه به

او بی ‌احترامی کنید، موضوع را حل کنید.

پشتیبانی — اگر تصور کردید که نمی‌توانید رفتارهای غیر محترمانه و بی‌ادبانه خودتان را

کنترل کنید، می‌توانید روی حمایت خانواده و دوستانتان هم حساب کنید. حتی می‌توانید به

آنها اجازه دهید در این زمینه به شما امر و نهی کنند. حمایت دوستان و خانواده برای حل این

مشکل بسیار مفید خواهد بود.

کنترل خود — سر هر چیز عصبانی نشوید و از کوره در نروید. درعوض، محدوده ‌هایتان را

تعیین کنید و از رفت‌و‌آمد با کسانیکه به محدوده شما احترام نمی‌گذارند خودداری کنید.

عهدها — یادتان باشد، قول و وعده باید انجام شود. هیچوقت تعهداتتان و قول‌هایی که

داده‌اید را زیر پا نگذارید. اگر یاد بگیرید همیشه به عهدتان وفا کنید، اتوماتیک‌وار یاد می‌گیرید که

با محبت و احترام رفتار کنید

مشاجره — سعی کنید با هیچکس مشاجره نکنید. درعوض، سعی کنید مشکلاتتان با اهل

خانواده یا دوستان را حل کنید. وقتی عصبانی می‌شوید، قبل از اینکه عملی انجام دهید، تا 10

بشمارید و می بینید که آرام‌تر خواهید شد.

حفظ ادب — برای اینکه دیگران به شما احترام بگذارند باید به آنها احترام بگذارید. با همه

مودبانه رفتار کنید. همیشه مراقب رفتارهایتان باشید، مخصوصاً اگر قصد دارید که رفتارهای

غیرمحترمانه‌تان را ترک کنید.

جواب پس دادن — جواب پس دادن به حرف دیگران مخصوصاً افراد سالخورده بدترین شکل

بی‌احترامی است. هیچوقت به کسی جواب پس ندهید، چشمانتان را گرد نکنید و حسابی

مراقب زبان بدنتان باشید. اگر این احساسات را کنترل کنید، خیلی زود بهتر خواهید شد.

گفتگو — گفتگو رمز بسیاری از مشکلات بزرگ دنیاست. وقتی چیزی یا کسی اذیتتان

می‌کند، درموردش حرف بزنید. این باعث می‌شود بتوانید مشکلات را حل کنید. هیچ‌وقت

حرف‌هایتان را در دلتان نگه ندارید چون ممکن است یکدفعه منفجر شوند. همچنین اگر کسی

برای حرف زدن در دسترستان نبود، می‌توانید حرف‌ها و احساساتتان را در یک دفترچه

یادداشت کنید.


istockphoto-508139163-170667a.jpg
21/اکتبر/2020

قانون جذب و قوانین فیزیک

اخیرا که تعداد کسانی که فیزیک خوانده اند در مورد قانون جذب و قوانین فیزیک صحبت میکنند،

در دنیا زیاد شده و خیلی ها در همان سطح دبیرستان با مفاهیمی مثل فیزیک کوانتوم و اتم و

بسته های انرژی در داخل اتم ها آشنا شده اند. تب جدیدی دنیای موفقیت را فرا گرفته به

اسم تب تفسیر انرژی جهان هستی. به این شکل که با استفاده از قوانین فیزیک کوانتوم ،

بسیاری تلاش می کنند ثابت کنند که هر چه ذره بین خود را بزرگتر کنیم و به مواد جهان ریزتر

دقیق شویم سرانجام به اتم و فضای داخل اتم می رسیم و آنجا تازه متوجه می شویم که

دنیای مادی ما چیزی نیست جز انرژی! بعد همین افراد سعی می کنند نتیجه بگیرند که خوب

وقتی همه چیز این دنیایی که می بینیم انرژی است پس دیگر نباید تعجب کرد که فکر بتواند

به ماده تبدیل شود و شکل مادی و واقعی به خود بگیرد. یعنی این اشخاص تلاش می کنند

نهایتا نتیجه بگیرند که فکر یعنی چیزی که بیشتر به  انرژِی می ماند می تواند ماده را به

سمت خود جذب کند و حتی گامی هم جلوتر می روند و می گویند ماده جدیدی را از دل

کاینات بیرون بکشد!

این افراد که فکر را انرژی می دانند و از قوانین فیزیک  قانون جذب و کوانتوم برای اثبات ادعای

خود کمک میگیرند معتقدند که برای آنکه انسان بتواند این انرژی را کنترل کند باید چهار کار را

انجام دهد:

1-      شخص باید بداند چه می خواهد و همان را که می خواهد از کاینات درخواست کند.

(اینجا کلمه کاینات بهمعنای کل هستی  است.)

2-      شخص باید تمام فکر وذکرش را روی چیزی که می خواهد متمرکز کند و با تمام

احساس وشور و شوق و هیجانی که در خودش می تواند ایجاد کند باید آن چیزرا طلب کند.

3-      آنقدر در چیزی که می خواهد غرق شود که اصلا فکر کند قبلا به آن چیز رسیده است

الان فقط بین او و چیز مطلوبش کمی فاصله افتاده که به زودی برطرف می شود.

4-      برای در آغوش گرفتن و دریافت و گرفتن چیزی که می خواهد کاملا آماده و گوش بزنگ

باشد و هر چیزی که برای نگهداری و استفاده از آن چیز از قبل لازم است را مهیا کرده

باشد.

این شیفتگان کوانتمی قانون جذب می گویند که اگر انسان دست از منفی بافی بردارد و حتی

یک لحظه هم به یاس و ناامیدی و اندیشه های منفی اجازه رخنه در افکارش را ندهد سرانجام

کاینات تسلیم می شود و از مجراها و کانال ها و جاده هایی که حتی فکرش را هم نمی توان

کرد ، چیز طلب شده ناگهان در آغوش طالب آن قرار می گیرد.

می بینید که مدافعان کوانتمی قوانین فیزیک و قانون جذب با استفاده از  کلمات قلمبه و

سنگین و شبه علمی مثل ” فیزیک مدرن ” و “کوانتوم” و ” انرژی” سعی می کنند ، چیزی را

بگویند که خیلی های دیگر از جمله نویسنده معروف میلدرد مان در کتابش تحت عنوان “همانی

خواهی شد که باور داری” آن را در هفت مرحله زیر بیان نموده است. این نویسنده معتقد

است که برای رسیدن به چیزی که می خواهیم باید هفت مرحله را از سر بگذرانیم:

1- از اعماق وجودمان طالب و خواستار آن چیز باشیم. یعنی با وجودی که الآن به آن چیز

نرسیده ایم ، اما شوق و کشش و علاقه شدید و تمام ناشدنی برای وصال به آن چیز در تمام

وجودمان موج بزند.

2- واضح و شفاف و با جزئیات کامل و دقیقا بدانیم چه چیزی را می خواهیم.

گنگ و مبهم و گیج نباشیم که همینطوری یک چیزی را از روی هوس یا چشم و هم چشمی یا

تقلید کورکورانه بخواهیم. باید آن چیز را حتی اگر به آن نرسیده ایم بتوانیم مقابل چشم دلمان

ببینیم. مهم تر اینکه باید در اعماق وجودمان بابت خواستن این چیز دچار مشکل عذاب وجدان

نباشیم و طلب کردن این چیز با ارزش های روحی و معنوی ما ناسازگار نباشد. باید ارزش

هایی که به آنها معتقد هستیم هم این چیزی که برای رسیدن به آن لحظه شماری می کنیم

را تائید کنند و این گرفتن تائید از تک تک ارزش های درونی مان مساله بسیار مهمی است.

3- فقط به خواست باطنی خودمان اکتفا نکنیم و چیزی که طالبش هستیم را با زبان ساده

تقاضا کنیم. یعنی وقتی مطمئن شدیم و یقین پیدا کردیم که واقعا طالب آن هستیم ، با همین

زبانی که صحبت می کنیم با صدای بلند برای کاینات درخواست خودمان را دعا کنیم و به اطلاع

کاینات برسانیم.

4- باور کنیم و یقین داشته باشیم که بالاخره دیر یا زود حتما و مطمئنا به چیزی که میخواهیم

می رسیم. هم در سطح خودآگاه و هم در سطح ضمیر ناخودآگاه باید این باور و یقین رسیدن

به مقصود و مقصد را باید جا بیاندازیم.

5- برای رسیدن به چیزی که می خواهیم کاری انجام دهیم. حتی اگر اینکار یک  تلاش  کوچک

چند دقیقه ای در طول روز باشد. باید بتوانیم در تصور و خیال خودمان را ببینیم که به مطلوبمان

رسیده ایم. به جزئیات نباشد نباید کاری داشته باشیم و به اینکه کاینات چگونه می خواهد

مشکلات سرراه را بردارد و ما را به وصال برساند. بلکه برعکس باید سعی کنیم خودمان را در

حال لذت بردن از چیزی که بالاخره روزی به آن خواهیم رسید ببینیم.شک نداشته باشیم که

سرانجام یک روزی و در یک جایی و یک جورایی ما به خواسته آرمانی مان می رسیم وچیزی

که تقاضا کرده ایم را دریافت می کنیم. خودمان را در حال داشتن آن چیز و لذت بردن از آن هر

روز در تصوراتمان ببینیم و در این تصور زیبا خود را شناور سازیم.

6- سپاسگذار باشیم. همیشه باید از خدا و خالق هستی تشکر کنیم و مهم این است که این

سپاس و تشکر زبانی نباشد و در اعماق قلب و دلمان هم این سپاسگذاری را باید حس کنیم.

قدرتمند ترین دعایی که می بایست هر روز دلمان را بلرزاند باید همین دو کلمه “خدایا

متشکرم.” باشد. وقتی این کلمات را در دل خود می گردانید سعی کنید آنها را واقعا و با تمام

وجود احساس کنید. جوری تشکر کنید که انگار قبلا دریافت کرده اید و غرق در شکر و سپاس

از درگاه خالق کاینات هستید.

7- امیدوار و منتظر و چشم به راه باشید. خودتان را طوری آماده کنید که همیشه در حالت یک

نوع انتظار زیبا و یک جور چشم انتظاری توام با ذوق و شادی فراوان باشید. راهی پیدا کنید که

این انتظار توام با شوق در زندگی شما هم نشان داده شود. و

شما به طور دائم و مستمر لحظه ای هم از تصور وصال و رسیدن غافل نشوید. شاید کسی

چیزی که می خواهید را به شما بدهد و شاید هم شما راهی برای رساندن خودتان به چیزی

که طلب می کنید پیدا کنید. مهم این است که مطمئن باشید و منتظر باشید تا لحظه وصال

اتفاق بیافتد.

اگر دقت کنید می بینید که این روش هفت مرحله ای مثل روش کوانتمی به علم فیزیک و

قوانین علمی و ریاضی تکیه نمی کند و برعکس بر پایه یقین و اعتقاد و باور

استوار است. جالب اینجاست که هر دو روش یعنی هم شیوه چهار مرحله ای کوانتومی و هم

این شیوه هفت مرحله ای یقینی هر دو جواب می دهند. و این همان اعجاز شگفت آور قانون

جذب است.

البته قانون جذب منتقدان زیادی هم دارد. کسانی که می گویند این قانون اصلا پایه و اساس

علمی ندارد و هیچ تضمینی وجود ندارد که انسان بعد از طی همه مراحل

به جوابی که می خواهد حتما برسد. یعنی همانطوری که قوانین طبیعی و فیزیکی حتما به

جواب ثابتی منجر می شوند قانون جذب رسیدن حتمی به جواب را تضمین نمی کند. بعضی

دیگر هم این سوال را مطرح می کنند که اگر کاینات فقط با یک فکر و اندیشه خشک 

و خالی می تواند کلی ثروت و خوشبختی را به مردم ارزانی دارد ، پس چرا در دنیا این همه

فقر و قحطی و مرگ وجود دارد؟خیلی از منتقدان هم می گویند که قانون جذب فقط برای آدم

های خوش شانسی کار می کند که به خاطر فرهنگ و محیط خاصی که در آن قرار دارند امکان

رسیدن به آرزوها و خواسته هایشان وجود دارد و این قانون در همه جای دنیا یک جور جواب

نمی دهند. دانشمندان هم شیفتگان کوانتومی قانون جذب را به شدت مورد انتقاد قرار می

دهند و می گویند نباید از کلمه قانون برای بیان اتفاق جذب استفاده کرد چون امکان جواب

گرفتن ثابت وقابل تکرار در هر شرایط دلخواه با این قانون و امکان آزمودن درستی یا نادرستی

جواب وجود ندارد. انگار به نظر می رسد مدافعان قانون جذب اصلا نباید به سراغ قوانین علمی

برای اثبات درستی کارکرد این قانون می رفتند چون دانشمندان قرص و محکم مقابل آنها قد

علم می کنند و آنها هم چون قصد دارند با ابزارهای علمی و فیزیکی به توصیف یک پدیده متافیزیکی و غیر مادی بروند خوب طبیعتا شکست می خورند و نمی توانند به خوبی از خود

دفاع کنند. این همان خطایی بود که در فیلم راز یا

Secret صورت گرفت و بلافاصله در جلسات پرسش و پاسخ بین تماشاچیان این فیلم و

سازندگان این مجموعه روی علمی نبودن ادعاهای کوانتومی دانشمند فیلم کلی انتقاد مطرح

شد.

اما مدافعان قانون جذب اصلا به نظر دانشمندان و فیزیکدانان و اینکه آنها این قانون را تائید یا رد

کنند اهمیتی نمی دهند. آنها بر این باورند که دانشمندان کل هنرنمایی شان مربوط به آن

بخش از یخ است که روی آب شناور است و بخش عظیم کوه یخ زیر آب آن قسمتی است که

قانون جذب برایش کار می کند و صادق است.


pexels-photo-4259140.jpeg
21/اکتبر/2020

اصول مدیریت در خانواده

مدیریت در خانواده امری مهم است تا افراد بتوانند در محیطی آرام و سالم رشد کنند. به اصول مدیریت در خانواده براساس اهدافی که شرع ، علم، اخلاق و عقل حکم می کند اشاره شده است.

– برنامه ها باید جنبه های مختلف اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی را در بر گیرند.

– اجرای اصل فعالیت هر عضو خانواده به اندازه توان و استفاده از هر عضو به اندازه نیاز.

– احترام به بزرگترها و توجه به کوچکترها.

– ایجاد محیط و شرایط مناسب به منظور دستیابی به یک همکاری چند جانبه بین افراد خانواده.

– توزیع عادلانه وظایف بین افراد و آموزش فرزندان برای انجام بهتر کارها به جای انجام آن صرفاً توسط پدر یا مادر.

– توزیع عادلانه منابع مالی خانواده بین اعضاء خانواده به ویژه پدر یا مادر به طوری که زنان خانه دار نیز از درآمد سهم مساوی

دارند.

-در زندگی شخصی و خانوادگی خود برنامه سیستمی داشته باشید یعنی وقت و امکانات را برای کارکردن، تفریح، مطالعه،

عبادت و استراحت تقسیم کنید.

شیوه مدیریت خانواده

در قرون متوالی ، شیوه های متعددی برای اداره خانواده ها شکل گرفته ولی بهترین شیوه اداره خانواده «مدیریت مشارکتی»

است که در آن همه اعضاء خانواده در وضع قوانین و اداره خانواده مشارکت دارند و با انگیزه قوی آن را اجرا می نمایند. کودکان و

نوجوانان نیز در حکم انسان صاحب عقل و بینش در سرنوشت خود مؤثرند.

20 درصد درآمد خانواده را به صورت سرمایه گذاری پس انداز، 14 درصد آن را صرف هزینه خوراکی و 66 درصد آن را صرف هزینه

غیر خوراکی مثل مسکن، آموزش، پوشاک و رفاه عمومی نمایید.

ویژگی های اصول مدیریت در خانواده کارآمد و مناسب

تمامی اعضای خانواده از الگوهای مشخص زندگی استفاده می کنند که جنبه علمی و شرعی دارند.

تمامی اعضای خانواده در مسیر توسعه قرار دارند و امکانات بین فرزندان عادلانه توزیع می شود.

یاد گیری و یاد دهی بین اعضای خانواده رایج است و به افکار جدید اهمیت داده می شود.

الگوی مشخص زندگی یک خانواده

-20 درصد درآمد خانواده را به صورت سرمایه گذاری پس انداز، 14 درصد آن را صرف هزینه خوراکی و 66 درصد آن را صرف هزینه

غیر خوراکی مثل مسکن، آموزش، پوشاک و رفاه عمومی نمایید.

– بهترین ساعات خواب در شب بین ساعت 10 تا 6 صبح است.

– حداقل 20 دقیقه از وقت خود را روزانه صرف مطالعه یا آموزش نمایید.

– روزانه حداقل 6 ساعت و حداکثر 10 ساعت کار مفید انجام دهید.

– سالیانه حداقل یک بار برای انجام تفریحات سالم به مرخصی 10 روزه بروید.

– در هر شرایط زندگی، از تجزیه و تحلیل موقعیت خانواده خود غافل نباشید.

– در زندگی شخصی و خانوادگی خود برنامه سیستمی داشته باشید یعنی وقت و امکانات را برای کارکردن، تفریح، مطالعه، عبادت و استراحت تقسیم کنید.


pexels-photo-1510149.jpeg
21/اکتبر/2020

اختلال تیک حرکتی یا آوایی مزمن

اختلال تیک حرکتی یا آوایی مزمن همچون دیگر اختلال های تیک به وسیله دوره های افزایش

و کاهش و میزان زیاد شدت آن،مشخص می شود.تیک های حرکتی مرکب و ساده مزمن

شایعتر و متداول ترین نمونه های این اختلال به شمار می رود و در این نوع،بخش بزرگی از

تیک ها به ناحیه سر،گردن و اندام های فوقانی مربوط می شود.

خصوصیت اصلی این اختلال وجود تیک های حرکتی و آوایی – البته نه همراه با هم-است که

هر روز در طول دورهای بیش از یک سال روی می دهد و باعث تخریب قابل ملاحظه ای در

عملکرد اجتماعی،شغلی یا سایر زمینه های مهم می گردد.کودکانی که تیک های آنها در تنه

اندام ها ، پیش آگاهی بدتری در مقایسه با کودکانی که تیک های صوتی دارند ،

نشان می دهند.که در زیر ملاک های تشخیصی اختلال تیک مزمن حرکتی یا آوایی ارایه

شده است .  

ملاک های تشخیصی اختلال تیک حرکتی یا آوایی مزمن

الف:اختلال تیک حرکتی یا آوایی مزمن یعنی،حرکت ها یا آوا های ناگهانی سریع،عود

کننده،نا موزون و کلیشه ای )،اما نه هر دو با هم،زمانی در طول بیماری وجود داشته باشد.

ب:تیک ها بار ها در ضمن روز یا متناوباً در طول دوره ای بیش از یک سال روی می دهند و

ضمن این دوره فاصله های بدون تیک بیش از سه ماه  متوالی وجود نداشته باشند.

پ:اختلال موجب نارحتی بارز یا تخریب قابل ملاحظه ای در عملکرد اجتماعی،شغلی یا سایر

زمینه های مهم می گردد.

ت:شروع قبل از 18 سالگی.

ث:اختلال ناشی از تأثیر فیزیولوژیک مستقیم یک ماده( مثل محرک ها ) یا یک اختلال طبی

 ( همانند بیماری هانتینگون یا التهاب مغز پس از عفونت ویروسی ) نباشد.

ح:هرگز ملاک های اختلال توره مجدود نداشته باشد.

همه گیر شناسی از میزان تیک حرکتی و آوایی مزمن اطلاع چندانی در دست نیست. با این

حال شیوع آن 1تا2 درصد آن را در کودکان تخمین می زنند . در این نوع از تیک نیز پسرهای

سنین مدرسه در معرض خطر بیشتری قرار دارند. در بسیاری از موارد نشانه ها 4تا6 سال

ادامه یافته و در اوایل نوجوانی بر طرف می شوند.

سبب شناسی جای پای عوامل زیستی و ژنتیک ، در این اختلال قویتر از تیک گذرا است . پل و

کلمن ( 1988) نشان داده اند که حدود 50 درصد بستگان مذکر مبتلایان به این اختلال ، به

نوعی تیک مبتلا هستند . درمان خود به خودی  تعداد  زیادی از مبتلایان به این ا اختلال بعد

از4تا6 سالگی به تدریج با از بین رفتن آن در دوره نوجوانی رخ می دهد. عیار بالای شیوع این

اختلال در خانواده های مبتلایان ، باعث شده است سبب شناسی این اختلال نیز علل روانی ،

علل عضوی یا ترکیبی از این دو را مطرح سازد.

درمان

درمان تیک مزمن به شدت ، دامنه ، ناراحتی ذهنی مبتلا ، اثرات تیک در عملکرد تحصیلی و

شغلی ، جامعه پذیری فرد، و احتمال و جود اختلالات توأم بستگی دارد . فنون رفتارهای

بخصوص تمرین انبوه و وارونه سازی در این اختلال نتایج مناسبی فراهم ساخته است . در

وهله اول مشاهده فردی و خانوادگی برای بررسی موارد گفته شده و تقلید مشکلات هیجانی

ثانویه ضروری است .

دارو درمانی

در اختلال تیک حرکتی یا آوایی مزمن نیز به دلیل عوارض جانبی و خطر پیدایش اختلال  حرکتی دیررس توصیه نمیشود. داروهای ضد اضطراب نیز در درمان این اختلال نیز بی تأثیرند .


pexels-photo-4609049.jpeg
21/اکتبر/2020

طبیعی ترین شکل خانواده

طبیعی ترین شکل خانواده ، این است که هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی

بیفکند . کوشش مصلحان جامعه – مخصوصاً پیامبران خدا – این بوده است که نظام خانواده ، یک نظام مستحکم و پایدار باشد و

هیچ عاملی نتواند این کانون سعادت را متلاشی گرداند . به هر حال خانواده ی خوشبخت نشانه هایی دارد که ما دراینجا به

چند نمونه ی آن اشاره می کنیم . امید است که خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه ها باشد.

1 – در بین اعضای خانواده جمله ” به من چه یا به تو چه ” رد و بدل نمی شود، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می کنند.

2 – افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.

3 – تا جایی که امکان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا کارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. همدلی، همکاری، همفکری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند. 4

4– با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می کنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این که کسی بفهمد حل کنند.

5 – به سلیقه ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می کنند.

6 – نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می کنند.

7 – به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

8 – نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می کنند . اگر چنانچه مشکلی به وجود آید ، سعی وافر در حل مشکل را دارند. 9

– در بیشتر اوقات لحظات خوشی را که با یکدیگر بوده اند مرور می کنند؛ دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی کنند.

10 – برای فامیل ها و همسایه های خود اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یکدیگر هستند.

11– از امور مالی یکدیگر خبر دارند و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنند . صرفه جویی و پس انداز کردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.

12 – برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می کنند. 13

– افراد به هم افقی نگاه می کنند نه عمودی . یعنی هیچ کس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیکتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاکم نیست.

14 – همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می کنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.

15 – در کنار هم احساس امنیت و آرامش می کنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.

16 – علاقه، عشق، محبت، صفا و یکدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یکدیگر ابراز می کنند.

17 – از یکدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند.

18 – اگر مشکلی پیش بیاید به راه حل فکر می کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشکل می زنند و راه حل منطقی ارائه می دهند.

19 هریک از طرفین پیوسته به فکر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یکدیگر هستند .

20 – زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می کنند : اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.

21 – زن و مرد می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یکدیگر نزدیکتر شوند، کار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.

22 – با درخواست های یکدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند.

23 – زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یکدیگر، بلکه رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی دهند.

24 – خانواده های خوشبخت تلاش دارند که بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند


pexels-photo-3972174.jpeg
21/اکتبر/2020

چگونه زندگی خود را پر انرژی و فعال کنیم؟

زندگی شما یک نواخت، کسل کننده و خالی از انرژی است رعایت نکات زیر می تواند به پویایی شما و اینکه چگونه زندگی خود را پر انرژی و فعال کنیم؟ کمک کند:

۱- روزانه ۱۰ تا ۳۰ دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.

۲- حداقل ۱۰ دقیقه در روز با خود خلوت کنید، در صورت نیاز از قفل در غافل نشوید.

۳- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.

۴. صبحها که از خواب بیدار می شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم….»

۵- با سه E زندگی کنید؛ Energy (انرژی)، Enthusiasm (شوق)، Empathy (فهم وهمدلی با دیگران)، و همینطور با سه F یعنی

Faith (ایمان)، Family (خانواده) و Friends (دوستان).

۶- امسال بیشتر از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.

۷- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.

۸- با افراد بالای ۷۰ و زیر ۶ سال اوقات بیشتری صرف کنید.

۹- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید.

۱۰- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر.

۱۱- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید. ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم،

بادام و گردو و خشکبارمصرف کنید

۱۲- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.

۱۳- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.

۱۴- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی خوار، مسائلمربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل

ندارید هدر ندهید. درعوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید.

۱۵- این را درک کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید تا بیاموزید،تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها

بخشی از این دوره آموزشیاند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها درسهائی که از اینکلاس فراگرفته می

شود عمری با شما باقی خواهد ماند.

۱۶- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش

ته کشیده باشد.

۱۷- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.

۱۸- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال زیباست.

۱۹- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از دیگران کنیم.

۲۰- خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم اینکار را در مورد شما نمی کنند

۲۱- مجبور نیستید همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام کنید. با مخالفتها موافقت کنید.

۲۲- با گذشته تان از در سازش در آئید، آنوقت دیگر اکنونتان را خراب نخواهید کرد.

۲۳- زندگی تان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از موضوع و هدف این سفر آنها هیچ نمی دانید.

۲۴- از شمع هایتان استفاده کنید، خوشگل ترین ملافه تان را کنار نگذارید،برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه شان ندارید، امروز

همان روز بخصوص است.

۲۵- جز شما کس دیگری مسئول خوشبختی تان نیست.

۲۶- همه باصطلاح بدبختیها را با این جمله قالب دهید: «آیا تا پنج سال آینده، هیچ اهمیتی خواهند داشت؟»

۲۷- همه را به خاطر هر چیز و همه چیز ببخشید.

۲۸- افکار مردم در مورد شما، هیچ ربطی به شما ندارند.

۲۹- زمان حلال همه مشکلات است. به همه چیز زمان دهید، زمان.

۳۰- یک موقعیت هر چقدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می کند.

۳۱- زمان بیماری، این شغل نیست که به دردتان می رسد، دوستانتان هستند. با آنها در تماس باشید.

۳۲- از شر هر آنچه سودمند، زیبا و شادی بخش نیست، خلاص شوید.

۳۳- حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز دارید رسیده اید.

۳۴- بهترینها هنوز در راه اند.

۳۵- هر حسی که می خواهید داشته باشید، بلند شوید، شیک کنید و بزنید بیرون.

۳۶- کار درست را انجام دهید!

۳۷- با خانواده در تماس باشید.

۳۸- شبها قبل از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید: «به خاطر… ممنونم.» «امروز به … دست یافتم.»

۳۹- یادتان باشد، برکتهای زندگی آنقدر هست که استرس و نگرانی را بدان راهی نباشد.

۴۰- از سفر لذت ببر. بهترین استفاده را از آن کنید و از سفرتان لذت ببرید.

 


pexels-photo-568027.jpeg
21/اکتبر/2020

اختلال افسردگی

ویژگی اصلی افراد دارای این شخصیت صفات مادام العمر طیف افسردگی است.

این افراد بدبین ، بی لذت ، وظیفه شناس ، مردد به خود و به شیوه ای مزمن ناشاد و ناخشنودند.

این شخصیت را پیش تر شخصیت مالیخولیایی ( ملانکولیک ) می نامیدند.

شیوع اینشخصیت در مرد و زن تقریبا به یک اندازه است.

این افراد بیشتر اوقات بی کس ،جدی ، عبوس ، سلطه پذیر و بدبین هستند و خود را دست کم می گیرند.به زودیپشیمان می شوند و احساس بی کفایتی و نا امیدی می کنند.اینان اغلب موشکافاند و در جست وجوی عیوب و نقایص خود ، دیگران ، اجتماع و جهان مته بهخشخاش می گذارند.

مانند شخصیت های وسواسی – جبری کمال طلب و زیادی با وجدان اند و دائما بهکار می اندیشند.

و با شدت وحرارت احساس مسئولیت می کنند و با پیش آمدن موقعیت های جدید خیلی زود حال شان گرفته می شود.

همیشه از این می ترسند که مورد تایید دیگران قرار نگیرند.بدون این که حرفیبزنند در درون خود رنج می کشند وحتی ممکن

است خیلی زود اشک شان درآید. هرچند به طور معمول در حضور دیگران چنین کاری نمی کنند.

شک و تردید و بلا تصمیمی و احتیاط باعث می شود که احساس نا امنی ذاتی آن ها بیشتر شود.

خلق غالب معمول اینان عبارت است از اندوه ، دلتنگی ، افسردگی ، فقدان شادی و ناخشنودی.

درک شان از خود حول محور باورهایی چون بی کفایتی، بی ارزشی و عزت نفس پایین دور می زند.

نسبت به اجتماع چون خود سخت گیر و موشکاف و عیب جو هستند .

شخصیت افسرده منتقد همیشگی خود و دیگران است.

دایم در فکر و خیال بوده ومستعد و آماده ینگرانی و دچار احساس گناه شدن است .

این شخصیت بدبین و منتظر رخدادهای منفیست.
ویژگی های شخصیتی افسرده حتا تا مرز اختلال در بسیاری از مشاهیرو اندیشمندان تاریخ وجود داشته است.

خیام و کافکا و صادق هدایت و فروغ فرخزاد از این جمله اند.

معیارهای پژوهشی DSM – IV – TR برای اختلال شخصیت افسرده :

الگوی ژرف و پایدار شناخت ها و رفتارها مبتنی بر افسردگی که از آغاز بزرگسالی شروع شده و در زمینه های گوناگون وجود داشته باشد که با دست کم پنجمورد از حالات زیر مشخص می شود:

۱) ویژگی های معمول خلق افسرده ی چیره چون اندوه ، دلتنگی ، افسردگی ، نداشتن شادی ، ناخشنودی

۲) درک از خویشتن حول محور باورهای بی کفایتی ، بی ارزشی و عزت نفس پایین
دور می زند.

۳) نسبت به خود عیب جو و تحقیر کننده است و در همه حال خود را مقصر و گناه کار می داند.

۴) دایم در اندیشه و گمان و مستعد نگرانی است.

۵) منفی کار ، عیب جو و نسبت به دیگران نکته بین ، نقاد و موشکاف است.

۶) بدبین است.

۷) مستعد احساس گناه یا پشیمانی است.


istockphoto-1214479358-170667a.jpg
21/اکتبر/2020

تحمّل استرس- الگوهای وراثتی

اغلب مردم با استرس‌های زندگی امروز کنار می‌آیند. در واقع استرس در جوامع امروزی ما «عادی» تلقی می‌شود و مشکل خاصی به بار نمی‌آورد. اما ده درصد مردم نمی‌توانند خود را با آنها تطبیق دهند. دلیل این امر آن است که آنها سطح پائینی از تحمل استرس را به ارث برده‌اند. این افراد معمولاً نشانه‌های استرس بیش از حد را هنگامی که به نوجوانی و بلوغ می‌رسند نشان می‌دهند. همه می‌دانیم که این دوران، یکی از پراسترس‌ترین دوران زندگی هر کس است. بچه‌ای که سطح پائینی از تحمل استرس را به ارث برده باشد، هنگامی که به دوران بلوغ می‌رسد با خستگی، مشکلات خواب، افسردگی و اضطراب روبرو می‌شود.

در این هنگام نوجوان به نیروبخش‌ها به عنوان «دارو» روی می‌آورد تا حال خود را بهتر کند. از همین موقع، الگوی استفاده از نیروبخش‌ها(به طور مداوم یا یکباره و افراطی) شکل می‌گیرد و شخص تا پایان عمر گرفتار آن خواهد بود.

ممکن است بپرسید از کجا معلوم شده است که این یک مشکل ارثی است؟ آیا نمی‌توان این گونه استدلال کرد که اگر پدری الکلی دارای فرزندی الکلی است این بدان علت است که پسر، مصرف الکل را از پدر «یادگرفته» نه این که به ارث برده است؟

برای پاسخ به این سوالات، توجه شما را به نتایج مطالعه‌ای که در سال 1980 برروی هزاران نوزاد که به فرزندخواندگی پذیرفته شده بودند به عمل آمد، جلب می‌کنم. این نوزادان بلافاصله پس از تولد به منزلهای جدید برده شده بودند و هیچ اطلاعی از والدین واقعی خود نداشتند. موضوع این مطالعه، بررسی الگوی مصرف یکی از نیروبخش‌ها، یعنی الکل بود.

این مطالعه، یافته‌های بسیار تعجب‌آوری داشت. نخست این که درصد بسیار بالایی از فرزندانی که والدین واقعی‌شان الکلی نبودند، الکلی نشده بودند. حتی اگر پدرخوانده و مادرخوانده‌شان الکلی بودند. در نتیجه، مشخص شد که بزرگ‌ شدن در کنار افراد الکلی، دلیلی برای الکلی شدن فرزندان نیست.

از سوی دیگر، نشان داده شد که پسرانی که پدر واقعی‌‌شان الکلی بوده، 9 برابر بیشتر از دیگران احتمال الکلی شدن دارند. این نسبت برای دخترانی که مادر واقعی‌شان الکلی بوده، سه برابر است. توجه کنید که این در شرایطی است که بچه‌ها هیچ چیز از والدین واقعی‌‌شان نمی‌دانستند!

این مطالعه بدین گونه تفسیر شد که «الکلیسم» یک بیماری ارثی است. ولی آنچه که در واقع نشان داده شده این بود که «سطح پائین تحمل استرس» ارثی است. الکلیسم یک بیماری نیست، بلکه استفاده افراطی از یک نیروبخش‌ توسط کسی است که سعی دارد خود را «درمان» کند.

در سالهای گذشته مشخص نشده بود که انواع مختلف نیروبخش‌ها به گونه مشابهی عمل می‌کنند. در واقع، همه آنها به طور موقت عملکرد پیام‌آوران شادی در مغز را تقویت می‌کنند. چون این واقعیت هنوز هم برای همه روشن نشده است، از این روست که می‌شنویم مردم درباره استفاده از یک نیروبخش‌ خاص به عنوان «بیماری» یاد می‌کنند. برای مثال، مردم درباره «الکلیسم»، «اعتیاد به کار»، «قمار بازی وسواسی»، «خوردن وسواسی» و «اعتیاد به کوکائین» به عنوان بیماریهای مختلف صحبت می‌کنند.در حالی که اغلب این افراد، مشکل مشابهی دارند: استرس بیش از حد که باعث می‌شود احساس ناراحتی کنند و به منظور درمان خود، به استفاده از انواع نیروبخش‌ها روی آورند.

تحمّل استرس- الگوهای وراثتی

نیروبخش‌ها کارساز نیستند

پیش از این گفتیم که هیچکس نمی‌تواند با استفاده از نیروبخش‌ها، فعل و انفعالات شیمیایی مغز خود را دوباره به حالت تعادل برگرداند. اکنون می‌دانیم که حداقل ده درصد مردم، یعنی آنهایی که سطح پائین تحمل استرس را به ارث برده‌اند بیشترعمر خود را صرف همین کار می‌کنند. سه دلیل وجود دارد که این کار بی‌ثمر است:

عدم دقت
همان‌گونه که قبلاً گفتیم، تغییرات جزئی و ظریف در سطح فعل و انفعالات شیمیایی مغز، کاری نیست که بتوان به صورت «دستی» انجام داد. این درست مثل این است که بخواهید سطح خاک یک گلدان کوچک را به کمک یک بولدوزر صاف کنید. آنچه در انتها برایتان باقی می‌ماند، یک گلدان شکسته است!

بازگشت به وضع اول
دومین واقعیت این است که تمام نیروبخش‌ها دوره اثر موقتی دارند و وضع شما پس از خاتمه دوره اثر آنها دوباره به حالت اول برمی‌گردد. و معمولاً هر چه اثر بخشی آنها سریعتر باشد، بازگشت به وضعیت اولیه نیز به همان سرعت خواهد بود. بنابراین، کسانی که از نیروبخش‌ها استفاده می‌کنند در یک حالت الاکلنگی بین خوب و بد بسر می‌برند. یکروز شاد و سرحال و پرانرژی هستند و روز دیگر افسرده و مضطرب و خسته.

کاری که آنها باید بکنند این است که باید تلاش کنند سطح استرس‌شان را پائین بیاورند. اگر بتوانند با انجام این کار، استرس بیش از حد را از خود دور کنند، خود بدن تعادلش را برقرار خواهد ساخت.

اما اغلب کسانی که دچار استرس بیش از حد هستند هرگز به پائین آوردن سطح استرس‌شان فکر نمی‌کنند. اکثر آنها حتی باور ندارند که از استرس بیش از حد رنج می‌برند و فکر می‌کنند که دیگران نیز احساسی مشابه آنها دارند. بنابراین به بهترین کاری که می‌توانند برای خودشان بکنند روی می‌آورند و آن، چیزی نیست جز درمان خود به کمک نیروبخش‌ها و به حرکت درآوردن دوباره الاکلنگ با سرعت بیشتر.

عادت کردن
سومین مشکل استفاده از نیروبخش‌ها این است که بدن با سرعت به بسیاری از آنها عادت می‌کند. این بدان معنی است که فرد باید مقدار بیشتری از آنها را استفاده کند تا به تاثیر مورد نظرش برسد و در این حالت است که اثرات جانبی کافئین، الکل، تنباکو و مواد مخدّر بسیار جدّی و خطرناک می‌شود.

کسی که مقدار زیادی الکل مصرف می‌کند در معرض خطر مرگ در اثر تصادفات رانندگی، نارسایی کبد یا خونریزیهای داخلی قرار می‌گیرد و به دیگران نیز ممکن است آسیب برساند. مصرف زیاد تنباکو به ریه‌ها و عروق بدن آسیب جدی می‌رساند و باعث سرطان می‌گردد. کافئین زیاد، ضربان قلب را نامنظم می‌کند و مصرف زیاد مواد مخدّر به سادگی به تشنج و مرگ می‌انجامد. تمام این اثرات جانبی، استرس بیشتری به بدن وارد می‌کنند که به نوبه خود، وضعیت را بدتر می‌کند.

آرام‌بخش‌ها

همان گونه که پیش از این گفتیم، کسانی که دچار استرس بیش از حد هستند، با استفاده از نیروبخش‌ها گاهی احساس راحتی و خوبی می‌کنند ولی بیشتر اوقات اعصابشان بهم ریخته و خراب است.

چنین افرادی معمولاً هنگامی که ناراحتی‌شان تشدید می‌شود به پزشک مراجعه می‌کنند و به او می‌گویند: «تحمل این وضع دیگر بسیار سخت است. لطفاً به من چیزی بدهید که اعصابم را آرام کند و بتوانم شبها خواب راحتی بکنم.» پزشک هم به احتمال زیاد در برابر این درخواست، قرصهای آرام‌بخش تجویز خواهد کرد. آرام‌بخش‌ها داروهایی هستند که موقتاً بدن را به حالت خواب یا رخوت می‌برند.

معروفترین این نوع داروها «والیوم» است. قرصهای مشابه دیگری نیز از خانواده والیوم ولی با نامهای مختلف وجود دارند که همگی دارای اثر مشابهی هستند. از آن جمله می‌توان به ترانکسین، سراکس، زاناکس، اتیوان، سنتراکس، پاکزیپام و لیبریوم اشاره کرد. تمام داروهایی که در خانواده والیوم قرار دارند به نام «بنزودیازپین» شناخته می‌شوند. خانواده دیگری از آرام‌بخش‌ها «باربیتورات‌ها» هستند. داروهایی مانند فنورباربیتال، بوتالبیتول و سکونال.

آرام‌بخش‌ها کاری به پیام‌آوران شادی مغز ندارند و بر ناحیه‌های دیگری از مغز اثر می‌گذارند. متاسفانه‌ آرام‌بخش‌ها تنها برای یک تا سه ماه اثر بخش هستند و پس از آن، گیرنده‌های مغز به وجود آنها عادت می‌کنند. در این هنگام است که درد و خستگی دوباره به سراغ فرد می‌آید و متاسفانه برای بسیاری از مردم کنار گذاشتن آرام‌بخش‌ها غیرممکن می‌شود.خصوصاً کنار گذاشتن داروهای خانواده والیوم دارای چنان عوارض جدی است که کسانی که برای یک دوره طولانی از آنها استفاده کنند به راحتی نمی‌توانند آنها را ترک کنند، حتی اگر آن آرام‌بخش دیگر خاصیتی هم نداشته باشد!

ما می‌دانیم که هیچکس نمی‌تواند با استفاده از نیروبخش‌ها فعل و انفعالات شیمیایی مغز خود را متعادل سازد. با افزودن آرام‌بخش‌ها، آمیزه‌ای به وجود می‌آید که وضع را به مراتب بدتر و نومید کننده‌تر می‌سازد


446534650_11266.jpg
21/اکتبر/2020

نکات مهم در تربیت ذهن کودک

۱-به کودکت نگو : بر دیوار خط نکش
بلکه بگو : بر ورق بنویس ، سپس آن را به دیوار میچسبانیم

۲-نگو : بلندشو و اتاق کثیفت را تمیز و منظم کن
بگو : دوست داری با یکدیگر اتاق را مرتب کنیم ، چون میدانم نظم را دوست داری

۳- نگو : بازی را تمام کن و درس بخوان زیرا درس خواندن مهمتر است
بگو : اگر دروست را به بهترین نحو تمام نمایی با همدیگر بازی خواهیم کرد

۴-هر کلام و حرکت ما بر روی شخصیت فرزندمان تاثیر بسزایی خواهد داشت .

۵- حرکات کودکمان انعکاس اعمال ماست

۶-همیشه فرزندت راباعنوانهای محترمانه وعاطفی چون آقا،خانم و…صدابزن
خانم مریم زیبا ،آقا علی با ادب ،عزیزِ مادر،فرشته ی منکوچک من و…

۷-حداقل روزی یکبار به فرزندت این جمله رابگو: عزیزدلم من به وجودت افتخارمیکنم

۸-به فرزندت بیشتراز یک مهمان احترام بگذار وبرای شخصیتش ارزش قائل باش.

۹-به فرزندت اعتماد کن تا هرچه را تو دوست نداری هیچ گاه انجام ندهد

۱۰-قبل ازهمه چیز اختلافات خود را با همسرت در روشهای تربیتی رفع کن

۱۱-بیشتر برای فرزندت وحرف زدن بااو وقت بگذار وکمتراز کودک زیر هفت سالت دورباش

۱۲-جلوی فرزندت رابطه ات باهمسرت ازهمیشه بهتر باشد .

۱۳.فرزند ات راازصمیم قلب دوست بدار واین دوست داشتنت را همیشه ابراز کن.

۱۴-از سه سالگی به بعد کم کم مسئولیت های فرزندت رابه خودش واگذار کن.

۱۵-اشتباهات فرزند ات را ببخش وبه او فرصت بازگشت بده تامحرم اسرارش باشی(حتی گاهی فرصت اشتباه کردن و ریسک کردن به اوبده)

۱6-هر روز باکودک ات بازی کن.گاهی درمیان بازی کمی زیادتر بخندید.

۱7-روزهای مشخصی راصرف پیاده روی دو نفره بافرزندت کن.

۱8-برای فرزندت مصداق واقعی صداقت،امانت داری،کنترل خشم و وفای به عهد باش.

او تور ا می بینید و فردا با مردم همانگونه که تو تربیتش کردی رفتار خواهد کرد. در نهایت مردم دعاگوی تو خواهند بود با این فرزند خوبی که تربیت کردی و به جامعه فرستادی

 


Happy_older_couple_Phase4Photography_Fotolia_large.jpg
21/اکتبر/2020

چگونه از زندگی لذت ببریم ؟

پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی که معلوم نیست کی باشه نباشیم ، 40 مورد زیر رو بخونید تایید خواهید کرد.

1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

2- سعی کنیم بیشتر بخندیم.

3- تلاش کنیم کمتر گله کنیم.

4- با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم.

5- گاهی هدیه‌هایی که گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم.

6- بیشتردعا کنیم.

7- در داخل آسانسور و راه پله و… با آدمها صحبت کنیم.

8- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم.

9- لذت عطسه کردن را حس کنیم.

10- قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم.

11- زیر دوش آواز بخوانیم.

12-سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .

13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

15- برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی کنیم.

16- از تفکر درباره تناقضات لذت ببریم.

17- برای کارهایمان برنامه‌ریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است!

18- مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و…) برای خودمان جمع‌آوری کنیم.

19- در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

20- گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر کنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.

21- گاهی از درخت بالا برویم.

22- احساس خود را درباره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

23- گاهی کمی پابرهنه راه برویم.

24- بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم.

25- وقتی کارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یک بستنی بخریم و با لذت بخوریم.

26- در جلوی آینه بایستیم و خودمان را تماشا کنیم.

27- سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم.

28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .

29- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس کنیم.

30- زیر باران راه برویم.

31- کمتر حرف بزنیم و بیشتر گوش کنیم .

32- قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم.

33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و… را یاد بگیریم.

34- اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم.

35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم.

37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیک تر شویم.

38- گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم.

40- از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد.


پیاده سازی و سئو توسط: 'GoGseo